مطالب آموزنده فرانسه فارسی

داستان و مقالات آموزنده به زبان فارسی و فرانسه

مطالب آموزنده فرانسه فارسی

داستان و مقالات آموزنده به زبان فارسی و فرانسه

در این سایت ترجمه حکایت ها و مقالاتی راجع به سلامتی و ورزش و یا زبان از فرانسه و گاهی انگلیسی آورده می شود . در مواردی اصل متن نیز ارائه می شود تا دانشجویان بتوانند متونی را به صورت ترجمه مقابله ای داشته باشند.

طبقه بندی موضوعی

۵ مطلب در دی ۱۳۹۶ ثبت شده است


عده ی بسیاری از مردم نا آگاهانه دچار این خطا می شوند: نظر می دهند تا تایید شوند. بنظر می رسد می خواهند با مطرح کردن خود در بحث، تایید شوند.

«من اینجا هستم! من شخصیت دارم! به من توجه کنید! من بهترینم! ...»در واقع{ تصور می رود} اگر روش آنها باعث آزردگی خاطر کسی نشود طرز تفکرشانن چندان ناخوشایند نیست.

افسوس، شروع با نگرش مطرح کردن خود به شیوه مزورانه فقط می تواند  زاینده  روشی مغرضانه  باشد. اغلب در انتقاد از دیگران ،در تناقض با دیگران بر سر موافقت یا مخالفت  ویا برای حرفهای بی ارزشی رایج در مکالمات، این واکنشها ایجاد می شود. . این گونه حرفها اغلب در تقابل های غیر کلامی ظاهر می شود که بیان ساده  ی افکار کسی باعث این جدال ها می شود.

چگونه  از افتادن در این دام ارتباطی اجتناب کنیم:

اگر صحبت های شما دیگری را نارحت می کند ، فکر نکنید لازم است  برای اثبات آزادی بیان به خود، عقیده خود را بیان کنید. ..

و اگر دلیلی هم برای ابراز عقیده  ندارید  تصور نکنید لازم است برای اثبات آزادی بیان عقیده خود را بیان کنید.

چیزهایی کوچکی را که در مخاطب خود می پسندید برجسته کنید و عمدا آنهایی را که دوست ندارید نادیده بگیرید. جذابیت ارتباط انسانی در این نکته نهفته است.

بدون جدال و مخالفت گویی هم می شود بخوبی ابراز عقیده کرد و جلب احترام نمود .

در اینجا موضوع بیان آزادانه در یک ارتیاط است  بدون ضایع کردن حقوق دیگران. بهترین روش بیان عقیده،  بیان با حفظ  احترام دو جانبه  به خود و دیگران است . داشتن حالت تهاجمی  خصیصه افراد ضعیف است زیرا بیان حرفهای ناراحت کننده بسیار ساده است، اما کنترل خود و واکنشها یمان در مقابل آنچه که دوست نداریم آسان نیست.

 

بهر صورت، وقتی با عمل و یا حرف کسی مخالفیم ، همیشه لزومی ندارد  برای اثبات خود و یا جلب احترام دیگران ، بگوییم  مخالفیم.

 اغلب مردم، به اشتباه، فکر می کنند در بیان مخالفت با دیگران خود را به اثبات می رسانند. در حالیکه اگر بدانیم چطور، به چه منظور و چگونه مخالفت خود را ابراز کنیم، بهتر می توانیم خود را اثبات کنیم. برای اینکار باید هدف خالصانه داشت و اینکار نباید پاسخی باشد به تنفر یا تحقیری  که  در خود نسبت به دیگری احساس می کنیم. یکی از دوستان  حرفی به من زد که در اینجا خاطرنشان  می کنم:

" بگذار دیگران فکر کنند ما موافقیم، همین امر نردبانی است که می تواند  ضدیت های عمیق را به سمتی  بکشاند که مدیریت شود و علاوه بر آن دمل های چرکین را هم  معالجه می کند."

فلاسفه می گویند:"  آقاا، من با آنچه می گویید موافق نیستم، اما حاضرم زندگی خود را بدهم تا شما بتوانید با آزادی ابراز عقیده کنید."

 اصل ، ابراز عقیده است که با حس آزادی کافی و  کنترل کلمات و هدفی صادقانه عاری از احساسات منفی همراه باشد . منظور این نیست که بگذاریم دیگران ما را موافق  فرض کنند بلکه هدف ایجاد  اهداف دستیافتنی برای ارتباط است.

پیش از اینکه بی اختیار بیان عقیده کنیم، باید از خود بپرسیم چرا می خواهیم ابراز عقیده کنیم. سپس واکنش فرد مقابل را حدس بزنیم و با براورد عوامل موثر در ارتباط، خود را در جای درست قرار دهیم...

مطمئن باشید که با سکوت هم  می توان ابراز عقیده نمود، آزاد بود و قویا پیروز شد. و اغلب این روش موثرتراست.


گرفته شده : قدرت کلمات نوشته فاطیما زهرا عالمی 


 

S’exprimer pour s’affirmer ?

 

 Beaucoup de gens tombent dans l’erreur inconsciente de s’exprimer juste pour s’affirmer. Ils semblent vouloir affirmer par leurs interventions dans une discussion « Je suis là ! J’ai une personnalité ! Remarquez-moi ! Je suis le (la) meilleur(e)... ». Ce qui est désagréable n’est pas vraiment ce qu’ils pensent s’ils choisissaient une manière qui n’offenserait pas autrui.

 Hélas, partant de cette attitude mentale de vouloir s’affirmer sournoisement, ne peut engendrer qu’une façon de faire malveillante. Ce genre de réaction se manifeste en général par la critique d’autrui, par contredire les autres sur un oui et sur un non, sur des futilités qui se passeraient bien de commentaires. Cela se manifeste de même par une agressivité dans le non verbal. Faire d’une simple réflexion exprimée par quelqu’un, un sujet à conflit.

Pour éviter de tomber dans ces pièges de communication :

Ne vous sentez pas obligé d'exprimer votre opinion pour vous prouver à vous-même que vous avez la liberté d'expression si ce que vous dites blessera l'autre...

 Ne vous sentez pas non plus obligé d'exprimer votre opinion pour vous prouver à vous-même que vous avez la liberté d'expression si ce que vous dites n'a pas de raison d'être dit...

Mettez en relief, les petites choses que vous appréciez chez autrui tout en ignorant volontairement celles que vous n'aimez pas, c'est ce qui fait le charme de toute relation entre les humains.

On peut très bien s'affirmer et se faire respecter sans avoir à être agressif et sans contredire les autres. Il s'agit de "l'assertivité" en communication. La meilleure façon de s'affirmer est de le faire dans le respect intégral de soi-même et d'autrui. L'agressivité n'appartient qu'aux faibles car il est trop facile de dire des méchancetés mais ce qui est difficile est de se contrôler et de contrôler sa propre réaction face à ce que l'on n'aime pas.

Toujours est-il que pour s'affirmer et se faire respecter, on n'a pas toujours besoin de dire qu'on n'est pas d'accord à tous ceux dont nous désapprouvons une parole ou une action.

On a tendance à croire à tort qu'en affirmant son désaccord à autrui, on s'affirme ainsi. On s'affirmera beaucoup mieux si on sait comment, pourquoi et quand affirmer son propre désaccord.

 Il doit y avoir un objectif honnête et que cela ne réponde pas à un mépris ou à une haine que l'on peut ressentir à l'égard d'autrui.

 Je reprends les paroles d’un ami à moi qui a dit : "Laisser croire à l'autre que nous sommes d'accord peut créer une escalade menant à un profond désaccord difficile à gérer ensuite. Autant purger l'abcès de suite." Des philosophes ont dit : "Monsieur, je ne suis pas d'accord avec votre opinion mais je donnerai ma vie pour que vous puissiez l'exprimer librement" Et mon ami a terminé par affirmer : "Il est toujours possible de s'affirmer avec tact."

 -----------------------------------

L'essentiel est de se sentir assez libre et épanoui tout en maîtrisant ses paroles et en se fixant un objectif honnête dénué de sentiment négatif en exprimant son opinion. L'idée n'est pas de laisser l'autre croire qu'on est d'accord avec lui, mais de se fixer un objectif facile à atteindre dans la communication. Savoir pourquoi on exprime son opinion est la première question à se poser avant de l'exprimer spontanément. Anticiper la réaction de l'autre, se mettre à sa place, mesurer les enjeux...

Savoir aussi que l'on peut très bien s'affirmer, être libre, fort et triompher par la voie du silence. Très souvent c’est la plus efficace !

D'après : Le Pouvoir des Mots Par Fatima-Zahra ALAMI

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ دی ۹۶ ، ۰۸:۵۷
شهلا دوستانی

پیامبر(ص) :

عیسی بن مریم مردی را می بیند که دزدی می کند ، به او می فرماید:

" آیا دزدی کردی؟"

مرد گفت:

" هرگز! قسم به خدایی که جز او معبودی نیست."

حضرت فرمود:

"به خدا ایمان دارم، {شاید} چشم من خطا کرده است."

نهج الفصاحه 2354



 

Prophet Muhammad (s.a.a.w.) dit:

 UN jour Jésuse le fils de Marie voit un homme voler, lui dit :

 « Est-ce que vous voler ? »

 L’homme lui dit :

«  Jamais! Je jure devant Dieu, qu'il n'y a pas de divinité en dehors de Dieu. »

Jésus-Christ dit :

«   Je crois en Dieu, mes yeux  se trompent {peut-être}.»

Nahj al-fiṣaḥ 2354

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ دی ۹۶ ، ۱۵:۴۰
شهلا دوستانی

 

                                

 هنگام تلاش برای درخشیدن اسعتدادها ممکن است مضحک جلوه داده شویم .

 

هنگامیکه فردریک از کالج برای تعطیلات عید پاک به خانه برگشت، خواست که به همه، دانش و استعداد خود را نشان دهد. در هنگام شام خدمتکار دو عدد مرغ آورد.

فردریک گفت: شما فکر می کنید که اینجا  در این دیس دو مرغ سرخ شده است ؟ ...خوب، من می خواهم ثابت کنم که از آن سه عدد است.

پدر گفت: می بینیم.

-ابتدا، این می شود یک و آن یکی می شود دو. خوب، یک و دو می شود سه. بنابراین امروزما سه مرغ برای خوردن داریم.

پدر پاسخ داد کاملا درست است، مادر یکی از آن را می خورد، من، من هم یکی از آن را می خورم و سومی هم مال توخواهد بود!


                                            Un ET DEUX FONT TROIS

       En cherchant à faire briller son esprit, on risque d’être ridicule.

 Lorsque Frédéric revint du collègue aux vacances de Pâques, il voulut montrer à tous sa science et sa esprit. Au dîner la domestique servit deux poulets.

 

« Papa, dit Frédéric, vous croyez qu’il ya deux poulets rôtis sur ce plat ? …Et bien, je veux vous prouver qu’il y en a trois !

_Voyons, dit le père.

_D’abord, celui-ci fait un et celui là fait deux. Or, un et deux font trois. Nous avons donc trois poulets à manger ce soir :

_C’est parfaitement exact, répondit le père ; Maman va en prendre un, moi j’en prends un aussi et le troisième sera pour toi. »


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ دی ۹۶ ، ۱۵:۵۶
شهلا دوستانی

آیا حساسیت شما منطقی است؟

 

برای اینکه ارتباطی مفیدواقع شود، باید بیشتر نسبت به مخاطب حساس باشید تا به گمانه زنی های خود. به این معنا که خوب به حرفهای او توجه کنید، به او نزدیک شوید و پیام حقیقی او را درک کنید و به دنبال اهداف خوب او باشید.

در زمانه ی ما ، وقتی فردی  نمی خواهد تلاشی برای درک بهتر مخاطب کند ، و به خود اجازه  دهد که در باره قصد و نیت دیگران  قضاوت کند و اتهامات دروغین بزند و حرفهای افراد را غلط تعبیر کند،  خیلی  مد شده  که بگوید :" من حساسم"

خوب دقیقا حساسیت به چی ؟ نسبت به دیگری یا به خود؟ آیا حساسیت من پاسخی به حقایق است یا فقط پاسخی است  به احساساتی که با حقایق توجیه نمی شود؟

توجه:" من حساسم"!!!

این عبارت ، کلمه" شکستنی" را به ذهن می آورد، برچسبی که روی کارتون های بسته بندی شده دیده می شود  با این تفاوت که آن برچسب را برای هشدار دادن می چسبانند یعنی  جنسی که داخل کارتون است  محکم نیست و حاوی اجناس شکستنی  است .چرا چنین برچسبی "حساس" را  بر خودتان می چسبانید در حالیکه احتمالا شخص محکمی هستید و بر خودتان کنترل دارید؟

گفتن" من حساسم" نوعی کم ارزش کردن خود است و نه بهانه ای برای ینکه دیگران بیشتر توجه داشته باشند

با گفتن " من حساسم"، شخص عمدا ، تصمیم می گیرد بر رفتار خود کنترلی نداشته باشد.  این کار مثل اینست از دیگری بخواهید تمام احتیاط های لازم را بکار ببرد تا شما نلغزید...

این موضوع درست مثل اینست که شما دوچرخه ای بدون ترمز سوار شوید و بجای اینکه ترمز آن را تعمیر کنید یا ترمز بر آن نصب کنید، به تکرار این عبارت به رهگذران بسنده کنید :" حواستان باشد به من نخورید، من ترمز ندارم!!!!"

یا به عبارت دیگر، مثل این می ماند که به طور منطقی به دیگران بگویید:" از آنجایی که من حساسم، خوب به خودم اجازه می دهم به خاطر هیچی عصبانی شوم ، برنجم، دیگران را متهم کنم و غیره..."  اما حواست باشه موقعی که با من حرف می زنی تمام احتیاط های لازم را بکنی."

در این صورت بهتر است بگویید:" وقتی دیگران با من حرف می زنند، من تصمیم گرفتم برای مقاصد منفی خود، حساس باشم."

در واقع کسی نمی تواند خود را اینطور و انطور ( حساس، عصبی و...)  معرفی کند مگر آنکه بخواهد اینگونه عمل کند. پس بهتر از قربانی بودن خلق خوی وعادت های خود دست بکشیم و کسی بشویم که بر واکنش هایش کنترل دارد  و می خواهد مثل کسی باشد که برای شکوفایی شخصیتی و آسایش خود مفید واقع شود. از طعمه بودن برای افکار منفی خود دست بکشیم و آن ها را از ویژگی های شخصیتی خود نکنیم. 

گرفته شده از "قدرت کلمات نوشته فاطیما زهرا عالمی"

( نظرات شما بخصوص در باره ترجمه می تواند برای من رهگشا باشد ، لطفا آن را از من دریغ نکنید. )

 


Êtes-vous sensible dans le bon sens ?


Pour qu'une communication soit efficace, il faut avoir le souci d'être plutôt sensible à son interlocuteur et non être sensible à ses propres conjectures. C’est à dire être à l’écoute de son interlocuteur, aller vers lui, comprendre ce qu'il veut transmettre comme message réel, chercher sa bonne intention...

De nos jours, c'est devenu presque à la mode de dire "je suis sensible" quand on ne veut pas faire l'effort de comprendre son interlocuteur et à chaque fois qu'on se permet de juger l'intention de l'autre, y apporter de fausses accusations et d'interpréter mal les propos de quelqu’un.

Posez-vous cette question s'il vous est déjà arrivé de dire "Je suis sensible". "Je suis sensible à quoi au juste ? A l'autre ou à ma propre susceptibilité ? Est-ce que ma sensibilité répond à des faits concrets ou simplement à des ressentis non justifiés par des faits ?

" Attention: "je suis SENSIBLE" !!!

 Cela sonne comme "FRAGILE" que l'on voit sur les cartons d'emballages sauf que quand on colle l'étiquette, c'est pour indiquer que la chose dans le carton n'est pas solide. Pourquoi se coller à soi-même cette même étiquette verbale de "SENSIBLE" alors qu’on est une personne censé(e) être solide et avoir le contrôle de soi-même ?

 Dire "Je suis sensible" est une forme de dévalorisation personnelle et non un prétexte pour que les autres fassent plus attention

 En disant "Je suis sensible", on choisit délibérément de ne pas prendre le contrôle de soi-même. C’est comme demander à l'autre de prendre toutes les précautions pour ne pas vous laisser déraper...

C'est exactement comme si on conduisait un vélo sans freins et au lieu de réparer ou d'installer des freins, on se contenterait de répéter à tous les passants "Evitez de me toucher, je n’ai pas de freins !!!!!" En d'autres termes, cela semble dire en toute logique aux autres "Puisque moi je suis sensible, alors je me permets de me fâcher pour un rien, d'être susceptible, d'accuser les autres etc...Mais vous, gare à vous si vous me parlez et ne prenez pas toutes les précautions avec moi !"

 Dans ce cas, il conviendrait plutôt de dire : "je choisis d'être sensible à mes propres interprétations négatives quand l'autre s'adresse à moi"

 En réalité on ne peut pas être ceci ou cela (sensible, nerveux etc...) sans avoir choisi de l'être. Alors cessons d'être victimes de notre humeur ou de nos habitudes et devenons plutôt celui ou celle qui maîtrise sa réaction en choisissant d'être comme il serait bénéfique d'être pour son propre épanouissement personnel et bien-être. Cessons d'être les proies de nos propres pensées négatives et d'en faire nos attributs.

d'après:Le Pouvoir des Mots Par Fatima-Zahra ALAMI

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ دی ۹۶ ، ۱۴:۱۴
شهلا دوستانی

                                              

"یاد بگیریم  هر گاه  لازم است سکوت کنیم."

  روزی دهقان "ژنو" سوار بر خرش ،بوری، از دهکده همسایه برمی گشت. آن روز، یک روز گرم ماه ژوئن بود، خورشید سوزان بود،"ژنو" هم از گرما و تشنگی رنج می برد. 

وقتی به انتهای پارکی رسید، متوجه درختان بزرگ گیلاسی شد که شاخه های پر ازگیلاسهای رسیده وزیبایش در بالای راه آویزان شده بود. ژنو با شوق به آنها نگاه کرد، اما شاخه ها خیلی بالا بودند.

     فکری به نظرش آمد.

    خرش را نگه داشت، از پشت خر بالا رفت  و توانست  به راحتی گیلاسها را بچیند. مطمئنا آنها خیلی عالی بودند. ژنو فکر کرد که  خیلی خوشبخت است زیرا آنها را وقتی پیدا کرده  که از  تشنگی به شدت در عذاب بود. و به خود تبریک گفت که  راه خوبی برای رسیدن به آنها پیدا کرده ؛ و زد زیر خنده و در حالیکه با خودش بلند بلند صحبت می کرد ، گفت  :« با این وجود نبایستی کسی در حال گذشتن شروع به فریاد زدن کند  و بگوید : هش، بوری » با این کلمات، الاغ شروع به راه رفتن کرد و ژنو با حیرت بسیار به شدت به زمین افتاد.

"وقتی  باید ساکت باشیم، حرف زدن ، اشتباه است." 



                                                    Le paysan et les cerises

                                                      Sachons nous taire quand il le faut.


Le paysan Jeannot revenait un jour de la ville voisine monté sur son âne Bourri. C’était une chaude journée de juin, le soleil était brûlant et Jeannot souffrait également de la chaleur et de la soif.

En arrivant à la limite d'un parc, il aperçut de grands cerisiers qui laissaient pendre au-dessus du chemin leurs branches chargées de belles cerises mûres. Jeannot les regardait avec envie, mais les branches étaient trop hautes.

Une idée lui vient.

Il arrête son âne, monte debout sur son dos et peut ainsi cueillir les cerises tout à son aise. Certes elles étaient excellentes. Jeannot pensait qu'il était bien heureux de les avoir trouvées au moment où la soif le torturait si cruellement et il se félicitait d'avoir imaginé un bon moyen pour les atteindre. A cette pensée, il éclate de rire. "Il ne faudrait cependant pas, dit-il en se parlant tout haut à lui-même, que quelqu'un, en passant, se mit à crier : Hue Bourri!"

A ces mots, l’âne se met en marche et Jeannot surpris tombe lourdement sur le chemin.                                                                                                                        D’après un vieux conte français  

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ دی ۹۶ ، ۱۶:۴۳
شهلا دوستانی