مطالب آموزنده فرانسه فارسی

داستان و مقالات آموزنده به زبان فارسی و فرانسه

مطالب آموزنده فرانسه فارسی

داستان و مقالات آموزنده به زبان فارسی و فرانسه

در این سایت ترجمه حکایت ها و مقالاتی راجع به سلامتی و ورزش و یا زبان از فرانسه و گاهی انگلیسی آورده می شود . در مواردی اصل متن نیز ارائه می شود تا دانشجویان بتوانند متونی را به صورت ترجمه مقابله ای داشته باشند.

طبقه بندی موضوعی

۴ مطلب در بهمن ۱۳۹۶ ثبت شده است

·       خواندن ، نوشیدنی و غذا است. روحی که نمی خواند نحیف می شود مانند بدنی که نمی خورد .[1]

·       آزادی هنگامی آغاز می شود که جهالت پایان گیرد[2] .

·       ابداع چرخ بزرگی است که نمی تواند بدون زیرگرفتن کسی بچرخد[3] .

·       شما شهر را به من پیشنهاد می کنید... من جنگل را ترجیح می دهم ، زیرا من با دیدن مردمی همانند شما، قلبها را بیشتر سخت دیدم و وحوش را کمتر وحشی یافتم .[4]

·       زنی که دوستش داری همه فامیل توست .[5]

·       تنهایی برای کسانی که روح بزرگ دارند خوب است و برای کسانی که روحی کوچک دارند بد است. تنهایی مغزهایی را که روشن نمی کند آشفته می سازد.[6]

·       این جهنم فقرا ست که بهشت اغنیا را می سازد.[7]

·       وجدان آسوده از زندگی کامیاب ارزشمند تر است. من خواب راحت را از تشک راحت بیشتر می پسندم.[8]

·       چهل سالگی، پیری جوانی است، اما پنجاه سالگی، جوانی پیری است.[9]

·       زندگی سرودی است که ترجیح بند آن مرگ است.[10]




[1] “Lire, c'est boire et manger. L'esprit qui ne lit pas maigrit comme le corps qui ne mange pas.

[2]  “La liberté commence où l'ignorance finit.”

[3]  “Que la création est une grande roue Qui ne peut se mouvoir sans écraser quelqu’un.”

[4] “Vous m’offrez la cité… je préfère les bois, car je trouve, voyant les hommes que vous êtes, plus de cœur aux rochers, moins de bêtise aux bêtes.”

[5] Une femme qu’on aime est toute une famille.”

[6] “La solitude est bonne aux grands esprits et mauvaise aux petits. La solitude trouble les cerveaux qu'elle n'illumine pas.”

[7] “C'est de l'enfer des pauvres qu'est fait le paradis des riches.”

 

[8] Mieux vaut une conscience tranquille qu'une destinée prospère. J'aime mieux un bon sommeil qu'un bon lit.”

[9] Quarante ans, c'est la vieillesse de la jeunesse, mais cinquante ans, c'est la jeunesse de la vieillesse.”

[10]  “Vivre est une chanson dont mourir est le refrain.”

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ بهمن ۹۶ ، ۱۷:۴۹
شهلا دوستانی

 


مقابله با دغلکاران ، کاملا به موضوع بستگی دارد  یعنی موقعیت ارتباط و تاریخچه ای که شما را به مرتبط کرده دارد. در اینجا چند راهکار عملی ارائه شده است:

تا شناختی از وضعیت  پیدا نکردید حرف نزنید ( تحلیل رفتار متقابل). بنابراین:

 اطلاع رسانی کنید واطلاعات  بگیرید، اطلاعات را بررسی کنید و آن را با واژه های دیگر بیان کنید، تجزیه و تحلیل کنید (بدون هیچ قضاوتی) و درتمام این مراحل بی طرف باشید.   احساسات و عواطف  خود را در موضوع وارد نکنید. و با درایت پرسش هایی خوبی مطرح کنید.

-         چه چیز باعث شد اینطوری فکر کنی/ این را بگویی ؟

-         چطور به این نتیجه رسیدی؟

-         پس بنابر نظر تو...؟

هر جا که امکان داشت و هر گاه متوجه شدید بحث در جهت خوبی پیش نمی رود، از سکوت مانند یک پاسخ استفاده کنید.

نشان ندهید که از حرفهای او ناراحت شده اید و از خود  بی اعتنایی نشان دهید و خود را وارد بازی او نکنید. بیطرف بمانید و در حرفهایش داخل نشوید . او آزاد است آنچه می خواهد بگوید و به آنچه می خواهد بیاندیشدو این فقط به خودش مربوط است. آرام باشید و آرامش خود را حفظ کنید ( با کمک تنفس عمیق) و واکنشی نسبت به آنچه می گوید نشان ندهید بلکه  پس از استراحت تصمیمات جدیدی  اتخاذ کنید که مانع تنش در آینده نشود.  اگر کسی خواست  شما را  مجبور به به انجام کاری کند می توانید از "تکنیک تکرار" استفاده کنید.

فقط به پرسش آشکار پاسخ بدهید و نه به مطالبی که در مضمون کلام پنهان است. { از مطالب قبل} به خاطر دارید که موقعیتهایی پیش می آید که گفته طرف مقابل تماما اشتباه است، در این موقعیت اگر امکان داشته باشد، بهترین واکنش سکوت است.

 

وضعیتی که هر چه مخاطب می گوید خطاست

برخی از افراد هیچ انتخابی برای شما باقی نمی گذارند. زیرا همواره در تلاشند که از آنچه می گویید ایراد بگیرند، تا جایی که ارتباط با آنها بیشتر و بیشتر محدود و مشکل و  غیر ممکن و یا غیر قابل تحمل شود...

 در این حالت چه کنیم؟

-         تا آنجایی که می توانید بی طرف باشید.

-         عقیده خودتان را راجع به چیزی که در ارتباط نزدیک یا دور نسبت به اوست هرگز عنوان نکنید.

-         فقط مطالب اساسی رابگویید هیچ چیز، فقط مطالب مهم هستند. هر چه را که بتوان نگفت، اساسی نیست.

-         توجیه این افراد مثل روغن ریختن بر روی آتش است و بیشتر اختلافات را زیاد می کند. حتی از توجیه کردن خود بپرهیزید. فقط اطلاعات بی طرفانه را ارائه دهید بدون اینکه سعی در عوض کردن فکر آنها داشته باشید.

از آنها ناراحت نشوید، زیرا آنها منحصرا به شما حمله نمی کنند. ، بلکه عادت کرده اند که همه چیز را بخود بگیرند. بخصوص تلاش نکنید که آنها را تغییر دهید. آنها تا زمانی که خود نخواهند قادر به اتجام این کار  نیستند.

پاسخهای متزلزل کننده ؟

گاهی اوقات از واکنش خصمانه مخاطب خود حسابی غافلگیر می شوید به طوریکه تا دو روز بعد و حتی یک هفته نمی توانید برای آن پاسخی بیابید... وشما همواره در باره آن در فکر هستید ... اما در نهایت پاسخی را که می یابید بهترین نیست  و هرگز هم بهترین نخواهد بود!

بهترین پاسخ سکوت است زیرا کسی که با شما خصمانه برخورد کرده است منتظر برخورد تند شماست در حالیکه شما برعکس عمل می کنید. برخورد تند به او اجازه خواهد داد که بعدا شما را " به ستوه " آورد زیرا می تواند نقش قربانی را بازی می کند. داشتن برخورد بسیار آرام و پاسخ ندادن شما همیشه بهترین رفتار برای متزلزل کردن رفتار خصمانه  مخاطب شماست، زیرا او دیگر نمی تواند نقش قربانی را بازی کند.

اگر هنوز نمی توانید زبان خود را درچنین مواقعی نگهدارید لاقل نشان ندهید که تحت تاثیر قرار گرفتید.از خود حالت بی تفاوتی نشان دهید و اگر می بایست حتما به او پاسخی دهید رفتار متقابل او را تجزیه و تحلیل کنید (Analyse Transactionnelle) یعنی کاملا بی طرفانه ، بدون آنکه او را قضاوت ، یا برانگیخته، یا عصبانی کنید حتی آنچه را درخصوص موضوع فکر می کنید بر زبان نیاورید. 

فرض کنید کسی به شما بگوید:" تو بی مصرفی هر چه هم می کنی بی ارزش است" شما می توانید در آرامش کامل بگویید: "تو آزادی هر جور دوست داری فکر کنی، این تنها به خودت مربوط است." با این وجود اگر صد در صد بر خود کنترل نداشته باشید ممکن است  با پاسخ  دادن، تنش خود را نشان دهید. تنش بخوبی از نوع سخن گفتن احساس می شود و این خطر وجود دارد که رشته افکار منفی و حالت انتقام گیری و پاسخ های تند بالقوه زیادی  نشان داده شود... و در واقع خود را در گیر آنچه او می گوید خواهید کرد، اگر بدنبال یک پاسخ هستید، در باره آن فکر کنید و بهتر است سکوت را انتخاب کنید.

با تنفس عمیق حالت بی تفاوتی از خود نشان دهید.

 پس از مدتی که می گذرد، شما حس خواهید کرد که انگار هیچ حرف بدی نشنیده اید زیرا خود را نه درگیر یافتن پاسخ و نه حتی  در گیر پاسخ کلامی  کرده اید.

 سکوت حرکتی منفعلانه نیست ، سکوت خودش به خودی خود پاسخ است، بهترین پاسخی که می توان بعنوان مخاطب به یک رفتار ناخوشایند  داده شود. سکوت به شما کمک می کند آرام باشید و بهتر بر خود کنترل داشته باشید و با آرامش به راه عملی فکر کنید راه حلی که در آینده از این نوع ناراحتیها بی ارزش  جلوگیری کند.

سکوت باعث می شود  شما تصیمات درستی بگیرید و تحت تاثیر احساستان عمل نکنید.

ترجمه شده از "قدرت کلمات" نوشته  فاطیما زهرا عالمی



Communiquer avec des manipulateurs et des semeurs de zizanie

Pour contrer les manipulateurs, tout dépend du contexte, de la situation de communication, et de l'historique de la relation qui vous lie à eux, voici des solutions pratiques :

- Ne parlez qu'à partir de l'état "A" (analyse transactionnelle) donc : informer et s'informer, traiter une information, reformuler, analyser (analyser sans juger) tout en restant neutre. Ne pas faire intervenir ses sentiments ni ses émotions. Savoir poser les bonnes questions: • Qu'est-ce qui te fait penser/dire...? • Qu’est-ce qui fait que …. ? • Comment se fait-il que….. ? • Ainsi selon toi………. ? - Adoptez le silence comme réponse quand c'est possible et si vous savez que la discussion ne peut pas évoluer dans le bon sens. - Ne lui montrez pas que vous êtes touché(e) par ses paroles, donc afficher l'indifférence et ne rentrez pas dans son jeu. Restez neutre et ne vous impliquez pas dans ses paroles, il est libre de dire ou de penser ce qu'il veut et cela n'engage que sa propre personne. - Restez pacifique et gardez votre calme (grâce à la respiration abdominale) et ne réagissez pas à ce qu'il dit mais plutôt agissez en prenant à tête reposée, de nouvelles décisions qui empêcheront une tension de s’installer au futur. - Utilisez la technique du disque rayé (page : 28) si quelqu'un veut vous faire faire une chose que vous ne voulez

 

 

pas. - Répondez uniquement au message apparent et non au sous-entendu. - Souvenez-vous qu’il y a des situations où quoi qu'on dise, on a tort donc adopter le silence quand c'est possible peut être la meilleure des solutions.

 

Il est des situations où quoi que l’on dise, on a tort

 Certaines personnes ne vous laissent pas le choix. Car tellement elles trouveront toujours une raison de prendre mal ce que vous pourrez leur dire, que la possibilité de communiquer avec elles, devient de plus en plus restreinte, de plus en plus difficile, voire même des fois impossible ou infernale...

Que faire à ce moment là ?

1/ Restez le plus neutre possible en restant pacifique.

2/ Ne donnez jamais votre avis même sur quelque chose qui ne concerne ni de près ni de loin cette personne.

 3/ Dire uniquement l'essentiel et rien que l'essentiel vital. Tout ce qui peut ne pas être dit n'est pas essentiel.

4/ Vous justifier auprès de ces personnes ne fera qu'ajouter de l'huile sur le feu et alimenter encore de nouvelles discordes. Évitez même de vous justifier. Présentez plutôt une information de la manière la plus neutre possible sans essayer de leur faire changer leur opinion.

ا

Ne leur en voulez pas dans vos cœurs, car ce n'est pas pour vous attaquer personnellement qu'elles font ça mais uniquement parce qu'elles ont pris l'habitude de tout prendre sur elles-mêmes. N'essayez surtout pas de les changer. Elles en sont incapables tant qu'elles ne le désirent pas d'elles-mêmes.

Des réponses déstabilisatrices ?

 Des fois vous êtes tellement surpris par la réaction agressive de votre interlocuteur à votre égard que vous ne trouvez la réponse que 2 jours après ou voire même quelques semaines après...et cela continue à vous travailler... La réponse que vous avez finalement trouvée n'aura pas été la meilleure et d’ailleurs ne le sera jamais ! La meilleure réponse est le silence car celui qui vous agresse s'attend à ce que cela vous fasse mal et que vous réagissiez négativement. Ce qui lui permettra par la suite de faire de vous « son persécuteur » (A.T) pour enfin pouvoir jouer lui, le rôle de la victime. Quand vous adoptez un air très calme et ne répondez pas, cela reste toujours la meilleure façon de déstabiliser votre interlocuteur agressif car il ne saura plus comment faire la victim.

Si vous n'arrivez pas encore à retenir votre langue dans ce genre de situations, au moins ne lui montrez pas que cela vous affecte. Affichez un air d'indifférence et s'il faut absolument lui répondre, optez à parler de l'état "A" (Analyse Transactionnelle) c'est à dire parler de manière totalement neutre, sans le juger, sans le provoquer, sans l'agresser et sans même dire ce que vous pensez.

 Imaginons par exemple quelqu'un vous dire "vous êtes nul et ce que vous faites est nul !"

 Vous pouvez répondre d'un air très calme : - Vous êtes libre de penser ce que vous voulez et cela n’engage que vous. Toutefois quoi que vous répondiez risque de faire monter la tension en vous si vous ne vous contrôlez pas à 100 %. Et cela se sentira à coup sûr dans votre manière de parler et risque de déclencher en vous un déchainement de pensées négatives de vengeance et d’une infinité de ripostes potentielles sans fin...donc vous vous impliquerez dans ce qu'il dit si vous cherchez une réponse...pensez-y et optez plutôt pour le silence !

 Affichez simplement de l’indifférence en travaillant votre respiration abdominale.

 

Dans les instants qui s'ensuivront, vous vous sentirez comme si vous n'aviez jamais rien entendu de méchant car vous ne vous êtes pas impliqué(e) ni par la pensée à chercher la réponse ni par la réponse verbale elle-même.

Le silence n'est pas être passif, le silence en lui-même est une réponse et la meilleure réponse qui peut être donnée à une maladresse de la part de votre interlocuteur. Votre silence vous permettra de rester calme, de mieux vous maîtriser et de réfléchir à tête reposée à une solution pratique qui fera que vous éviteriez à l'avenir ce genre de désagrément inutile. Vous prendrez les bonnes décisions et n'agirez pas sous l'effet de votre impulsion.

D'après : Le Pouvoir des Mots Par Fatima-Zahra ALAMI

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ بهمن ۹۶ ، ۱۹:۱۸
شهلا دوستانی

 

 

 

روزی مرد ثروتمندی سبدی پر ازباله به مرد فقیری داد، مرد فقیر لبخندی زد و با سبد رفت. او سبد را خالی و تمیز کرد وسپس آن را پر از گلهای زیبا نمود. مرد فقیر به نزد مرد ثروتمند برگشت و سبد را به او برگرداند، مرد ثروتمند تعجب کرد و به او گفت: چرا به من این سبد پر از گل های زیبا را می دهی من که به تو سبدی پر از زباله دادم؟؟؟ مرد فقیر به او گفت: هر کس هر  آنچه در قلبش دارد می دهد.




۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ بهمن ۹۶ ، ۱۹:۳۵
شهلا دوستانی


 

به قند معتادید یا نه؟ تصمیم دارید این ماده را از مواد غذایی خود حذف کنید.

عده ای از متخصصان برای شما توضیح می دهند در مقابل این رژیم غذایی جدید  بدن شما چه واکنشی از خود نشان می دهد.

قند ماده ای است به وحشتناکی کوکایین؟ بعد از سیگار و الکل، این قند است که برخی در هرشرایطی از آن اجتناب می کنند. کتابهایی که گواه این موضوع هستند :  "قند صفر" اثر روزنامه نگار فرانسوی  دانیل ژرکن یا " تصمیم گرفتم، قند بس است " اثر سارا ویلسون استرالیایی خود یک ضربه است و همین دلیل کافی است.

 این پودر دلپذیر مسئول بسیاری از مشکلات از جمله، اضافه وزن، دیابت ، چاقی، بیماری های ناشی از التهاب و اعتیاد. این را همه می دانند که در دومین روز ترک سیگار انسان  دچار درد می شود، اما آیا در مورد ترک قند هم همین طور است؟ آیا مانند ترک مواد مخدر در اولین ساعات آن، دچار لرزش می شویم؟ پس از آن چه پیش می آید؟ چند متخصص جوابگوی ما هستند.

 

ترک اعتیاد دشوار

چنانچه در مواد غذایی، قند طبیعی باشد مشکلی ایجاد نمی شود،  در اینجا مسئله قند صنعتی است که به غذاها افزوده می شود زیرا میزان  قابل توجه ، خطرناک و اعتیاد آوری از آنها  در غذاهاست. درسال 2007 تحقیقی منتشر شد که توسط عصب شناس و مدیریت تحقیق CNRS سرج احمد  انجام گرفته بود این تحقیق بر روی موشها انجا گرفت و نشان داد 90% موشها آب قند... بر کوکایین ترجیح می دهند. بنابر نتایج این تحقیق  " مطالعات دیگر  نشان می دهد دسترسی طولانی مدت  جوندگان ،بین سه تا شش هفته، به گلوکز و ساخاروز – حالت قندی-  در آنها وابستگی به وجود می آورد وبه  جهت فقدان این ماده ، هنگام ترک عوارض کم وبیش شدیدی را در آنها می توان  مشاهده نمود." در واقع، شکر بر روی یاخته های عصبی همچون مواد مخدر عمل می کند و همان قسمت پاسخ  مغز را فعال می کند.

بسته به میزان مصرف ، اولین ساعات حذف این ماده می تواند احساس ناخوشایندی به همراه داشته باشد. سرج احمد توضیح می دهد " در طول دو هفته اول ، در انسان ، تحریک پذیری ، اضطراب و حالت افسردگی را می توان مشاهده نمود.

لوراتارسیسی ، روزنامه نگار، این مطلب را تایید کرد زیرا او به مدت یک ماه  دست از خوردن قند کشید. او در برنامه ای  { تجربیات خودرا} در پنجشنبه 18 ژانویه از کانال 2 فرانسه پخش کرد. با این عنوان "زندگی من بدون شکر، فردا دست می کشم." او در این برنامه تایید کرد: " من افسرده بودم و همه می گفتند که رفتار من غیر قابل تحمل شده. اگر من به خاطر شغلم مجبور نبودم  که تجربه اینکار را داشته باشم ، قطعا ادامه نمی دادم.

دکتر تغذیه لورانس پلومی ، نویسنده "قند، چربی و نمک" می گوید :"دسر یک منبع لذت است اگر آن را حذف کنیم، حتما مقدار افسرده می شویم. برخی از افراد در مقابل مسائل احساسی قوی به قند پناه می برند، حالا اگر مانع آنها شوند، مثل اینست که مانع گرفتن چوب زیر بغل کسی شویم.

 وزن کم کردن

پس از دوران کم و بیش مشکل انتقال، غذایی با قند صفر می تواند باعث کم کردن وزن شما شود. رولا تارسیسی علارغم خوردن چندین راکلت و تارتیفلت { دو نوع غذا چرب و انرژی زا} در یک ماه دو کیلو وزن کم کرد.

والری اسپیناس  متخصص تغذیه در کتابش " از قند دست کشیدم" به طور خلاصه می گوید: " قند یک نوع ماده ی پر کالری است، مصرف آن ترشح هورمون انسولین که هورمون ذخیره سازی است را به همراه دارد. بنابراین قطع ساده آن کالری را کم می کند  و در نتیجه بدون دردسر باعث کاهش وزن می شود.  و تاکید دگر بار می کند ، هر چه مقدار حذف قند بیشتر باشد کاهش وزن بیشتری را به همراه دارد اما این به این معنا نیست که چون خودمان را از موس شکلات محروم کردیم به کباب بچسبیم.

انرژی بیشتر

انرژی بهتر، تمرکز بهتر، خواب بهتر... برای کسانی که علی رغم ده ساعت در رختخواب ماندن شبانه نمی توانند از آن خارج شوند، حذف شکر درمان است. والری اسپیناس تو ضیح می دهد: " قند خودش یک منبع انرژی است اما وقتی در آن زیاده روی می کنید  شما را خسته می کند. مصرف بیش از حد قند رشد مخمر های روده را افزایش می دهد و این کار باعث خسته کردن سیستم گوارش می شود. خوردن زیاد قند به در دفعات مکررنیز باعث تحلیل ، ارگان تولید کننده انسولین، می شود.

ولی پس از گذراندن سختی های ترک، رولا تارسیسی ، روزنامه نگار، احساس سرحالی کرد.  او بخاطر می آورد: " قبلا علی رغم یک خواب خوب با خستگی از خواب بیدار می شدم و بعد از ناهار نیز یک خستگی ناگهانی بدون علت داشتم. اما بعد از گذراندن ده روز ، روی فرم آمدم." ، از نظر دکتر تغذیه لورانس پلومی ، افزایش انرژی، با کم کردن وزن قابل توضیح است و نیز می تواند کاملا روانشناختی باشد و نه نتیجه تغییر واقعی فیزولولژیکی. او می گوید: "وقتی یک لیوان آب سبزیجات می نوشید بلافاصله احساس خوبی به شما دست می دهد زیرا می دانید که این ماده  برای بدن شما خوب است. همین اتفاق با کم کردن شکر برای ما  رخ می دهد بخصوص اگر مصرف ما زیاد بوده باشد."  

در مورد رولا، خوردن دسر مملو از گلوکز بعد از ناهار می تواند توضیح دهنده احساس خستگی بعد از ناهار . توضیح دقیقتر  این مطلب را متخصص تغذیه می دهد: " وقتی قند می خورید ، پانکراس به سرعت انسولین ترشح می کند و وقتی این مقدار کاهش یابد قند خون پایین می آید و لذا احساس خستگی پدیدار می شود.

پوست زیباتر؟

عده ی زیادی از کسانی که شکر را کنار گداشتند ادعا می کنند که پوست بهتری پیدا کرده اند. لورا تاسیسی  به این مطلب گواهی نمی دهد  و می گوید: "  من مشکل خاصی با پوستم نداشتم بنابراین بهبودی هم در این مورد ندیدم." اما اگر شما مستعد جوش زدن هستید، کم کردن شکر می تواند برای شما فوایدی به همراه داشته باشد. والری اسپیناس می گوید:"  پوست پیام رسان کبد است؛ ارگانی که سموم را از بین می برد، کسی که کبدش خوب کار نمی کند مقدار زیاد شکر یا موادی مانند چربی یا الکل خودش را می تواند به شکل جوش نشان دهد. اگر شما این مواد را زیاد مصرف نکنید جوش هم نخواهید داشت، حذف شکر معجزه نمی کند. و اگر مشکلی در ارتباط با خواب  نداشته باشید خوابتان هم بهتر نمی کند.

بنابراین نخوردن شکر راه حل تمام مشکلات مربوط به ( خواب، خلق و خوی، وزن،  voire de couple[1]) اما آگاهی از  مواد غذایی و شکرها می تواند راه درست باشد. لوران پلومی نتیجه گیری می کند : باید روش زیاده روی در خوردن مواد را کنار بگذاریم ، این میانه روی است که ما را حفظ می کند.



[1] برای این کلمه معادلی پیدا نکردم لطفا اگر معادل آن را می دانید مرا راهنمایی کنید.


Ce qu’il se passe dans votre corps quand vous arrêtez le sucre

Accro ou non au sucre, vous avez décidé de l'éliminer de votre alimentation. Plusieurs spécialistes vous expliquent comment votre corps réagira à ce nouveau régime. Le sucre, une drogue pire que la cocaïne ? Après la cigarette et l’alcool, c’est à lui que certaines renoncent en tout cas. Des livres témoignages tels que Zéro sucre (1) de la journaliste française Danièle Gerkens ou C’est décidé, j’arrête le sucre (2) de l’Australienne Sarah Wilson font un tabac, et pour cause. L’exquise poudre serait responsable de nombreux maux comme notamment le surpoids, le diabète, la fatigue, les maladies inflammatoires et l'addiction. Il est admis qu’arrêter de fumer du jour au lendemain se fait dans la douleur, mais en est-il de même pour le sucre? Tremble-t-on tel un toxicomane en manque dès les premières heures de sevrage ? Quelles conséquences par la suite ? Adieu affreuse bouée du ventre et bonjour peau de bébé ? Plusieurs spécialistes nous répondent.

Un sevrage difficile

Si le sucre naturel présent dans les aliments ne pose pas de problème, le sucre ajouté par les industriels est souvent pointé du doigt, car présent à doses trop importantes, dangereuses et addictives. Une étude sur des rats, menée entre autres par le neurobiologiste et directeur de recherche au CNRS, Serge Ahmed, a démontré en 2007 que 90% de ces animaux préféraient l’eau sucrée... à la cocaïne. Selon le scientifique, «d’autres études montrent qu’un accès prolongé de trois à six semaines au glucose et saccharose – des formes de sucre – créent un état de dépendance chez les rongeurs ; l’on observe des symptômes de manque plus ou moins intenses lors du sevrage.» En effet, le sucre agit sur les neurones comme une drogue et active le même mécanisme de récompense du cerveau. En fonction de son niveau de consommation, sa suppression peut provoquer des sensations désagréables dès les premières heures. «Chez l’homme, on peut observer une irritabilité, de l’anxiété et un état quasi dépressif pendant les deux premières semaines», explique Serge Ahmed.

 

La journaliste Rola Tarsissi le confirme. Quand elle a arrêté de manger du sucre pendant un mois pour son reportage Ma vie sans sucre : demain j'arrête ! (3) diffusé ce jeudi 18 janvier sur France 2, les dix premiers jours de privation ont été les plus pénibles. «J’étais déprimée et tout le monde s’accordait à dire que j’étais insupportable. Si je n’avais pas été dans l’obligation professionnelle de faire l’expérience, j’aurais certainement craqué», admet-elle.

 

«Un dessert est une source de plaisir, si on le supprime, on sera forcément un peu déprimé. Certains se réfugient dans le sucre à l’occasion d’émotions fortes, si on les en empêche, c’est comme une béquille dont on se prive», souligne Laurence Plumey, médecin nutritionniste, auteure de Sucre, gras et sel (4).

 

Perte de poids

Après une période de transition plus ou moins difficile, une alimentation zéro sucre peut vous faire perdre du poids. Rola Tarsissi a perdu deux kilos en un mois malgré ses nombreuses raclettes et tartiflettes. «Le sucre est l'aliment calorique par excellence. Sa consommation entraîne la sécrétion d’insuline qui est une hormone de stockage. Le simple fait de diminuer sa consommation va faire baisser les apports caloriques et donc favoriser la perte de poids sans difficulté», résume la micro-nutritionniste Valérie Espinasse dans son livre J’arrête le sucre (5). Encore une fois, plus les excès étaient importants, plus la perte de poids le sera. Mais il ne s’agit pas non plus de s’empiffrer de kebab sous prétexte que l’on se prive de mousse au chocolat.

Plus d’énergie

Une meilleure énergie, une meilleure concentration, un meilleur sommeil... L’arrêt du sucre serait le remède pour celles qui, malgré des nuits de dix heures, n’arrivent pas à mettre le pied hors du lit. «Les sucres sont une source d’énergie mais vous épuisent quand vous en consommez trop fréquemment. L’apport excessif en sucre favorise le développement des levures intestinales qui fatiguent le système digestif. Manger trop de sucre, trop fréquemment, expose également à un épuisement du pancréas, l’organe secrétant l’insuline», explique Valérie Espinasse.

 

Ainsi, après les difficultés du sevrage, la journaliste Rola Tarsissi s’est sentie revigorée. «Avant j’étais fatiguée au réveil malgré une bonne nuit de sommeil et j’avais un coup de pompe après le déjeuner. Mais passés les dix premiers jours, j’étais plus en forme», se souvient-elle. Pour la médecin nutritionniste Laurence Plumey, ce regain d’énergie s’explique surtout par une perte de poids, et peut aussi être purement psychologique, et non le fruit d'un véritable changement physiologique. Elle l'illustre : «Quand on boit un jus de légumes verts, on se sent tout de suite mieux car on sait que l’on fait du bien à son corps. On peut avoir le même mécanisme si l’on réduit notre apport en sucre, surtout si l'on était dans l’excès.»

Dans le cas de Rola, ses desserts riches en glucose après le déjeuner peuvent également expliquer sa fatigue. «Quand on mange du sucre, le pancréas secrète de l’insuline trop rapidement, et quand ce taux baisse on se retrouve en hypoglycémie et donc fatigué», précise la médecin nutritionniste.

 

Une plus belle peau ?

Nombreux sont les adeptes du no sugar assurant avoir une meilleure peau. Rola Tarsissi quant à elle, ne l'a pas constaté. «Je n’avais pas de problème particulier donc je n’ai pas vu d'amélioration.» Si toutefois vous êtes sujette aux boutons, la diminution des sucres peut avoir des bénéfices. «La peau fonctionne comme un relais du foie : c'est un organe qui élimine les toxines, explique Valérie Espinasse. Chez les personnes ayant un foie qui fonctionne mal, l'excès de sucre ou d’autres substances, comme le gras ou l’alcool, se manifeste sous forme de boutons. Si vous n’étiez pas dans l’excès et que vous n’aviez pas de boutons, l’arrêt du sucre ne va pas faire de miracle. Vous n’allez pas non plus mieux dormir si vous n’aviez pas de problèmes de sommeil.»

 

Ne plus manger de sucre n’est donc pas la solution à tous vos problèmes (sommeil, humeur, poids, voire de couple[1]). Mais prendre conscience de son alimentation et de son apport en sucres pourrait être la voie à suivre. «Il faut se méfier des attitudes extrêmes et manger de tout», conclut Laurence Plumey. Modération quand tu nous tiens.

Figaro, Par Sevin Rey | Le 18 janvier 2018



[1] Aidez-moi à comprendre cette phrase(voire de couple), s'il vous plaît,

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ بهمن ۹۶ ، ۱۷:۱۲
شهلا دوستانی