مطالب آموزنده فرانسه فارسی

داستان و مقالات آموزنده به زبان فارسی و فرانسه

مطالب آموزنده فرانسه فارسی

داستان و مقالات آموزنده به زبان فارسی و فرانسه

در این سایت ترجمه حکایت ها و مقالاتی راجع به سلامتی و ورزش و یا زبان از فرانسه و گاهی انگلیسی آورده می شود . در مواردی اصل متن نیز ارائه می شود تا دانشجویان بتوانند متونی را به صورت ترجمه مقابله ای داشته باشند.

طبقه بندی موضوعی

صداقت شجاعانه

پنجشنبه, ۴ خرداد ۱۳۹۶، ۰۸:۵۸ ق.ظ

 

صداقت شجاعانه

با وجود هراتفاقی می بایست صادق بود

 

1.     جرج واشنگتن که رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا شد، در تمام عمر خود مشهور به صداقت بود.

2.     هنگامیکه کودک بود، تبری کوچک به عنوان هدیه سال نو گرفت . این یک اسباب بازی بسیار سرگرم کننده اما بسیار خطرناک در دستان کودک بود. جرج درهیچ چیز به اندازه امتحان کردن این تبر بر روی درختان باغ  اشتیاق نداشت. او روی تنه درخت گیلاسی که پدرش به آن خیلی علاقه داشت بریدگی بزرگی بوجود آورد

3.     وقتی پدر برگشت دید که به درخت گیلاسش آسیب رسیده است. می خواست مقصر را بشناسد،  از تمام اهل خانه بی نتیجه سوال کرد.

4.     جرج که غایب بود، کمی بعد آمد. پدر او را کنار درخت گیلاس برد و با لحن جدی گفت: «چه کسی اینکار را کرده است؟ کودک در حالی که می لرزید لحظه ای ساکت ماند ، سپس با شجاعت تصمیمش را گرفت و گفت :« نمی توانم دروغ بگویم،  من این کار را کردم!»

5.     --- پدر گفت: تو اشتباه بزرگی کردی درختی را که من دوست داشتم قطع کردی ، اما تو به من حقیقت را گفتی ، من تو را می بخشم . برو، و به خاطر داشته باش به هر قیمتی، باید صادق بود.»  



 

 

Courageuse sincérité

Il faut être sincère malgré tout

 

1.     Georges Washington qui devint président de la République des Etats _ Unis d’Amérique, fut renommé toute sa vie pour  sincérité.

2.     Lorsqu’il était enfant, il reçut pour ses étrennes une petite hachette. C’était un jouet bien amusant mais bien dangereux entre les mains d’un enfant. Georges n’eut rien de plus pressé que de l’essayer sur tous les arbres du jardin. Il fit une énorme entaille au tronc d’un jeune cerisier auquel son père tenait beaucoup

3.     Quand le père rentra il vit son cerisier perdu, voulant connaitre le coupable, il interrogea vainement tous les gens de la maison.

4.     Georges qui était absent rentra peu après. Son père le conduisait auprès du cerisier : «  Qui a fait cela? dit-il d’un ton sévère. » L’enfant tremblant resta un moment silencieux, puis se décidant courageusement : « je ne pis mentir, dit-il, c’est moi !

5.     --- Tu as eu grand tort, dit le père, de mutiler un arbre que j’aimais, mais tu m’as dit la vérité, je te pardonne. Va, et souviens _ toi qu’il faut être sincère quoi qu’il en coût. »

D’après  A, Ailou.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی