مطالب آموزنده فرانسه فارسی

داستان و مقالات آموزنده به زبان فارسی و فرانسه

مطالب آموزنده فرانسه فارسی

داستان و مقالات آموزنده به زبان فارسی و فرانسه

در این سایت ترجمه حکایت ها و مقالاتی راجع به سلامتی و ورزش و یا زبان از فرانسه و گاهی انگلیسی آورده می شود . در مواردی اصل متن نیز ارائه می شود تا دانشجویان بتوانند متونی را به صورت ترجمه مقابله ای داشته باشند.

طبقه بندی موضوعی

ارتباط عجیب داشتن هوش زیاد و افسردگی

پنجشنبه, ۱۰ آبان ۱۳۹۷، ۰۸:۲۵ ق.ظ

افراد بسیار با هوش همیشه افرادی نیستند که بهترین تصمیمات را می گیرند. و نیز فاکتور هوش بالا ضامن شادی و موفقیت نیست. در بسیاری از موارد، این افراد جز کسانی    بشمار می روند  که زندانی مشکلات خود هستند و در نا امیدی و در ورطه تشویشهای هستی  تنها ذخیره های امید را مصرف می کند.

اغلب ما تمایل داریم همه نوابغ هنر، ریاضیات، و علم را مانند افرادی  ساکت، افرادی خاص و افرادی که بسیار وابسته به نبوغشان هستند، ببینیم. در میان این افراد، به عنوان مثال افرادی مانند همینگوی، امیلی دیکنسون، ورجینا ولف، ادگار آلن پو، یا حتی آمدوس موزارت و ...نیز وجود دارد. افراذی نابغه و خاص که هراس و تشویش  ،حاکی از تراژدی،  آنها را به لبه  پرتگاه هدایت می کند.

امانوئل کانت:" هوش انسان با مقدار تردیدی که می تواند متحمل شود سنجیده می شود."

با این همه، چه چیز در تمام اینها صادق است؟ آیا بین فاکتور هوش بالا و افسردگی ارتباط مستقیمی وجود دارد؟ بیش از هر چیز باید اذعان داشت هوش بالا ضرورتا به توسعه اختلالات روحی کمک نمی کند.

 { اما} خطر و تمایلی  وجود دارد به عبارتی  تشویش بیش از حد، انتقاد از خود و برداشت انحرافی  از واقعیات که به سمت و سوی منفی گرایش دارد .تمام فاکتورهایی که شامل تمام این موارد می شوند فاکتورهای لازم برای ایجاد افسردگی هستند. ولی نباید فراموش کنیم  که همیشه استثنا وجود دارد. جامعه ما افراد برجسته ای در خود دارد که سرمایه های  وجودی خود را هم در جهت بهتر کردن کیفیت زندگی  خود و هم در بهتر کردن کیفیت جامعه بکار می برند.

با این حال کارها و آنالیز  کتابها یی وجود دارد که در آنها این تمایل{افسردگی}  دیده می شود، بخصوص در میان افرادی که آی کیو بالای 170 دارند.

شخصیت افراد بسیار باهوش

مغز خلاق  کتابیست برای درک بهتر اساس کارکرد ذهن و مغز  افراد بسیار باهوش و خلاق. در این اثر، نانسی اندریاسن، عصب شناس،  تحقیق بسیار دقیقی دارد که نشان می دهد در میان نوابغ جامع ما تمایل نسبتا قابل ملاحظه ای به پیشرفت اختلالات مختلفی از جمله: دوقطبی بودن، افسردگی، حملات اظطراب به ویژه حملات وحشت دیده می شود.

خود ارسطو نیز در زمان خودش بر این باور بود که نبوغ همتای مالیخولیاست. افراد نابغه ای مانند سر ایزاک نیوتون، ارتو شوپنهاور و یا چارلز داروین در زمان خود به عنوان افرادی روان رنجور و روانپریش شناخته شده بودند. ویرجینا ولف، ارنست همینگوی و ونسان ونگوک پایان زندگی خود را به شیوه ی وحشتناکی رقم زدند .

همه ی اینها اشخاص شناخته شده بودند، با این حال، جامعه ی ما همیشه دارای افراد نابغه ی خاموش، ناشناخته و تنهایی است که در درون خود جدا از عالم واقعیتی که از نظر آنها بی نظم، خالی از احساس و نا امید کننده است زندگی می کنند.

 تحقیق بر روی افراد بسیار باهوش

زیگموند فروید با کمک دخترش آنا فروید روی پیشرفت بچه هایی با آی کیو بالای صد و سی کار کردد. او در نحقیقش دریافت که در بیش از 60% این بچه ها پیشرفت مشکلات مربوط به افسردگی وجود دارد.

از سوی  دیگر ما کارهای مشهور لوئیز ترمن، پیشگام روانشناسی آموزشی در اوایل قرن بیستم، را داریم. او در دهه 60 تحقیق طولانی مدتی روی بچه هایی که قابلیتهای بسیار خوب و آی کیو بالای 170 داشتند را شروع کرد. این بچه ها در تحقیقاتی شرکت کردند که ازجمله تحقیقات بسیار معروف روانشناسی شناخته شد. به این بچه ها عنوان (ترمیت)  داده شد و در 1990 دانشمندان تازه توانستند نتایج این تحقیق مهم رابدست آورند.

تصویر انسان متفکر

هوش : بار بسیار سنگین

ترمیتها ،فرزندان لوئیز ترمن، که امروز بزرگ شده اند و به سن بالا رسیده اند، اذعان دارند که هوش بالا با رضایت کم از زندگی ارتباط دارد. هر چند که در میان انها تعدادی تغییر نام دادند وعهده دار  پستهای مهمی در جامعه شده اند، تعدادی از آنها چندین بار خودکشی کردند و یا دچار اعتیادمختلف مانند الکل شدند.

جنبه مهم دیگری که این گروه  از خود نشان دادند و نیزدر افراد با هوش هم دیده می شود، حساسیت  این افراد نسبت به مشکلات جامعه بود. ذهن آنها نه تنها در گیر مسائل نابرابری ، قحطی و یا جنگ است ، بلکه در تقابل با ، عدم عقلانیت و غیر منطقی بودن  نیز هم هست.

 بار سنگین احساسی  و" نقاط کور" افراد بسیار با هوش

افراد بسیار باهوش به متخصصین می گویند گاهی آنها  از رویدادی که آن را آشفتگی در شخصیت می نامند رنج می برند. به عبارت دیگر، نگاهشان به زندگی لز دیدگاه  بسیار بالا می شود به مانند یک راوی که از ضمیر سوم شخص استفاده می کند و برای دیدن وقایع، ا بدون آنکه احساسشان کاملا در  گیر باشد، ازفاعلی بسیار موشکاف بهره می برند.

این رفتاراغلب به عنوان" نقاط کور" شناخته می شود، این تصوریست که اغلب در هوش احساسی[1] دیده می شود، دکتر دانیل گلمنان در کتاب جالب خود با همین عنوان بررسی مفصلی در مورد این مفهوم کرده است. موضوعی در مورد سرخوردگیهای ناخودآگاه است . یعنی درک ما  برای مسئولیت نپذیرفتن   موفق نمی شود در زمان انتخاب چیزی را که باید مهم بداند و جیزی را که باید از نظر بگذراند را بدرستی درک کند.

 فرد و تابلو" به واقعیت خوش آمدید"

به این ترتیب، آنچه که فرد بسیار باهوش اغلب انجام می دهد تمرکز انحصاری بر نقاط ضعف اطرفیان ، بر این انسانیت بی قاعده، بر این جهان بیگانه و خود خواهی های ذاتیش است و برایش غیرممکن است با آنها یکی شود.این افراد برای یافتن آرامش در این جنگل بیرونی و این ناهماهنگی که بشدت  درون آنها را بر هم میزند بندرت مهارت عاطفی لازم را برای برقراری  ارتباط و هماهنگی بهتر دارند .

بعلاوه، آنچه ما می توانیم  از افراد بسیار  باهوش  دریابیم، این است که آنها اغلب از ضعف در زمینه های احساسی رنج می برند. این مطلب ما را به این نتیجه می رساند که: ارزیابی ضریب هوشی وقتی در مورد روانسنجی است  باید تغییر یابد و در کارکرد خود نگاهی به فاکتورهای دیگر نیز داشته باشد.

ما از"خرد" صحبت می کنیم از این دانش حیاتی در جهت  پیشرفت واقعی رضایت بخش در فهم درست انسان، اعتماد بنفس خوب و قابلیتهای ضروری آن در ایجاد همزیستی و ایجاد رفتارهای واقعی،  ساده اما قابل لمس آن سخن می گوییم.



[1]wikipedia.org                                                                                   شامل شناخت و کنترل عواطف و هیجان‌های خود است



 Les personnes très intelligentes et leur curieuse relation avec la dépression

Les personnes très intelligentes ne sont pas toujours celles qui prennent les meilleures décisions. Un quotient intellectuel élevé n’est pas non plus un gage de succès ni de bonheur. Dans de nombreux cas, ce type de profils correspond aux personnes qui restent les plus prisonniers de leurs préoccupations, dans l’abîme de l’angoisse existentielle et dans ce désespoir qui consomme leurs réserves d’optimisme.

Il existe une tendance populaire à voir tous ces génies de l’art, des mathématiques ou de la science

comme des créatures taciturnes, comme des personnes particulières, très attachées à leurs raretés. Parmi elles nous trouvons, par exemple, Hemingway, Emily Dickinson, Virgina Woolf, Edgar Allan Poe ou même Amadeus Mozart… Des esprits géniaux, créatifs et exceptionnels que leur angoisse a conduit au bord du précipice, annonçant la tragédie.

« L’intelligence d’un individu se mesure par la quantité d’incertitudes qu’il est capable de supporter. »

-Emmanuel Kant-

 

Cependant, qu’est-ce qui est véridique dans tout cela ? Existe-t-il une relation directe entre un quotient intellectuel élevé et la dépression ? Il convient de signaler tout d’abord qu’une grande l’intelligence ne contribue pas nécessairement au développement d’un quelconque trouble mental.

 

Il existe un risque et une prédisposition à l’inquiétude excessive, à l’autocritique et à la perception biaisée de la réalité, tendant à la négativité. Autant de facteurs qui constituent dans tous les cas les éléments nécessaires pour générer la dépression. Maintenant, nous ne devons pas oublier qu’il existe bien évidemment des exceptions. Notre société dispose de personnes brillantes qui profitent de leur potentiel en investissant non seulement dans leur propre qualité de vie, mais également dans la société elle-même.

Cependant, il existe de nombreux travaux, analyses et livres qui révèlent cette tendance singulière. Notamment parmi les personnes qui présentent un QI supérieur à 170 points.

La personnalité des personnes très intelligentes

Le cerveau créatif est un livre très utile pour comprendre comment fonctionne l’esprit et le cerveau des personnes très intelligentes et créatives. Dans cet ouvrage, la neurologue Nancy Andreasen effectue une étude méticuleuse démontrant qu’il existe une tendance assez significative des génies de notre société à développer différents troubles : des troubles bipolaires, des dépressions, des crises d’anxiété et surtout des crises de paniques.

Aristote lui-même avait déjà révélé à son époque que l’intelligence va de pair avec la mélancolie. Des génies comme Sir Isaac Newton, Arthur Schopenhauer ou Charles Darwin ont connu des périodes de névrose et de psychose. Virginia Woolf , Ernest Hemingway ou Vincent Van Gogh ont franchi la terrible limite en mettant fin à leurs propres vies.

 

Toutes sont des personnes connues, néanmoins, notre société a toujours disposé de génies silencieux, incompris et solitaires qui ont vécu dans leurs propres univers personnels profondément déconnectés d’une réalité qui leur paraît trop chaotique, vide de sens et décevante.

 

 

 

 

Recherches sur les personnes très intelligentes

Sigmund Freud a étudié avec sa fille Anna Freud le développement d’un groupe d’enfants avec un QI supérieur à 130. Dans son étude, il a découvert que près de 6o% d’entre eux ont fini par développer un trouble majeur de dépression.

 

 Nous disposons par ailleurs des célèbres travaux de Lewis Terman, pionnier de la psychologie éducative du début du XXe siècle. Il initia dans les années 60 une longue recherche sur des enfants présentant de fortes capacités, enfants disposant d’un QI supérieur à 170 points, qui participèrent à l’une des expériences les plus célèbres de l’histoire de la psychologie. Ces enfants ont été appelés « termites » et ce n’est que dans les années 1990 que les scientifiques purent commencer à tirer des conclusions importantes.

portrait d'un homme pensif

L’intelligence : une charge très lourde

Les « termites », les enfants de Lewis Terman devenus aujourd’hui des adultes d’un âge avancé, affirment qu’une intelligence élevée est liée à une plus faible satisfaction de la vie. Bien que beaucoup d’entre eux aient atteint la renommée et une position importante dans la société, nombre d’entre eux ont tenté de se suicider à plusieurs reprises ou se sont laissés aller à des comportements addictifs, comme l’alcoolisme.

Un autre aspect important que ce groupe de personnes a mis en avant et qui peut également se retrouver chez les personnes disposant de capacités intellectuelles élevées, est qu’elles sont très sensibles aux problèmes du monde. Non seulement elles se préoccupent des questions d’inégalités, de faim ou de guerres, mais également se trouvent contrariées par l’égoïsme, l’irrationnel ou le manque de logique.

Fardeau émotionnel et « points aveugles » des personnes très intelligentes

Les expert-e-s nous disent que les personnes très intelligentes souffrent parfois de ce qu’on pourrait appeler un trouble perturbateur de la personnalité. En d’autres termes, qu’elles voient leur propre vie d’en haut, comme le/la narrateur-trice qui utilise la troisième personne, pour voir la réalité avec une objectivité méticuleuse mais sans se sentir totalement impliqué-e.

Cette approche introduit souvent des « points aveugles », un concept qui a beaucoup à voir avec l’intelligence émotionnelle, notion largement développée par Daniel Goleman dans un livre intéressant avec le même titre. Il s’agit des auto-déceptions, des échecs importants dans notre perception au moment de choisir ce que nous devons prendre en compte ou ignorer pour ne pas être responsable.

 

 

personne portant un panneau "welcome to reality"

Ainsi, ce que les personnes très intelligentes font souvent est de se concentrer exclusivement sur les faiblesses de leur entourage, sur cette humanité déréglée, sur ce monde étrange et égoïste par nature où il leur est impossible de s’intégrer. Elles ne disposent que rarement des compétences émotionnelles adéquates pour relativiser, mieux s’adapter, pour trouver le calme dans cette jungle extérieure et cette disparité qui les perturbe énormément.

En outre, quelque chose que nous pouvons certainement déduire des personnes très intelligentes, est qu’elles souffrent souvent de graves déficiences dans le domaine émotionnel. Cela nous conduit à une autre conclusion : l’évaluation du coefficient intellectuel devrait être évalué au regard d’un autre facteur lorsqu’il s’agit de développer des tests psychométriques.

Nous parlons de « sagesse », de cette connaissance vitale pour développer une authentique satisfaction quotidienne, pour donner naissance à un bon concept personnel, à une bonne estime de soi et à ces capacités indispensables pour coexister et construire un bonheur véritable, simple mais tangible.

https://nospensees.fr/

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی