مطالب آموزنده فرانسه فارسی

داستان و مقالات آموزنده به زبان فارسی و فرانسه

مطالب آموزنده فرانسه فارسی

داستان و مقالات آموزنده به زبان فارسی و فرانسه

در این سایت ترجمه حکایت ها و مقالاتی راجع به سلامتی و ورزش و یا زبان از فرانسه و گاهی انگلیسی آورده می شود . در مواردی اصل متن نیز ارائه می شود تا دانشجویان بتوانند متونی را به صورت ترجمه مقابله ای داشته باشند.

طبقه بندی موضوعی

۱۶۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مطالب آموزنده فرانسه فارسی» ثبت شده است

 

روزی استاد دانشگاهی به بالای کوه بلندی در ژاپن رفت تا با کاهن معروف ذن ملاقات کند.

وقتی او را یافت،  خود را معرفی کرد و مدارکش را به او نشان داد و از او خواست که دستورات ذن را به او تعلیم دهد.

کاهن از او پرسید:" کمی چای میل دارید."

استاد گفت:" بله، با کمال میل.کاهن شروع به ریختن چای در فنجان کرد و اینکار را آنقدر ادامه داد که چای از فنجان لبریز شد،  روی میز ریخت و از آن روی زمین سرازیر شد.

استاد فریاد زد:" بسه ! آیا نمی بینید  فنجان دیگر پر شده؟ دیگر جا ندارد."

کاهن در جواب گفت:" مثل این فنجان، مغز شما هم پر از مطلب است پر از پیش داوری است. برای یادگیری ، از خالی کردن فنجان شروع کنید!"

حکایتی از ذن


 La tasse de thé

Un jour un professeur d'université se rendit dans les hautes montagnes du Japon pour parler à un moine zen renommé.

Lorsqu'il le trouva, il se présenta, énonça ses diplômes et demanda à être instruit sur le "Zen".

« Voulez-vous un peu de thé ? » demanda le moine.

« Oui, volontiers » répondit le professeur.

Le vieux moine commença à remplir la tasse jusqu'au bord puis continua de verser.

Le thé déborda sur la table puis coula par terre.

« Arrêtez ! cria le professeur. Ne voyez-vous pas que la tasse est déjà pleine ?

Elle ne peut rien contenir de plus ! »

Le moine répliqua : « Comme cette tasse, vous êtes déjà plein de connaissances et d'idées préconçues.

Pour pouvoir apprendre, commencer par vider votre tasse ! »

Conte zen


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ آذر ۹۷ ، ۱۶:۵۷
شهلا دوستانی


 

آیا با جوراب خوابیدن کیفیت خواب را بهتر می کند ؟


 

وقتی هوا سرد می شود، اشخاص سرمایی  جورابهای ضخیم را برای مقابله با سرمای زیر پتو بیرون می آورند. این کار درست است یا خیر؟ متخصص این پرسش را پاسخ می دهد.

و آیا، برای خواب بهتر یا کافی است  جوراب...؟  بهر صورت دو محقق از کره جنوبی  در ماه آوریل گذشته این مسئله را مطرح کردند.  این دو متخصص ، پس از بررسی خواب شش نفر ، اعلام داشتند کسانی که جوراب می پوشند زودتر بخواب می روند و دیرتر از دیگران از خواب بیدار می شوند. هر چند که نتایج آنها قابل آزمایش بر خوکچه های هندی نیست ولی هر کسی که می خوابد حق پرسیدن این پرسش را دارد: آیا برا ی اطمینان از یک خواب راحت پاها باید پوشیده باشند یا خیر؟

تنظیم حرارت

از نظر الکساندر آراندا، عصب شناس و متخصص خواب،  پاسخ خیر است:" تحقیقات  حتی  نشان دهنده نتایجی بر خلاف این مطلب هستند. برای یک خواب خوب ، باید پا را از پتو بیرون گذاشت، اینکار باعث می شود حرارت بدن پایین بیاید و مناسب شود، درست مانند بچه ها که اغلب یک دست یا یک پای خود را بیرون می گذرانند."

در حقیقت، جوراب می تواند کیفیت خواب را بهتر کند ولی اگر قبل از رفتن به رختخواب پوشیده شود . دکتر متذکر می شود که  سرما همانند سر و صدا و نور، "مزاحمتی است که نوعی  خطر برای سلامتی محسوب می شود."   توصیه این است :" 30 تا 90 دقیقه قبل از خواب جوراب به پا کنید."

توضیح مطلب آسان است. همانگونه که در بالا گفته شد، برای یک خواب خوب، دمای بدن باید مناسب باشد. برای تحقق این موضوع، اعضای بدن دمای داخلی را کاهش داده در عوض دمای دست و پا ها را بالا می برد. الکساندر اراندا  اذعان دارد  رگهای خونی گشادتر می شوند و باعث می شود دما از دست برود . اگر جوراب راه هوا دهی نداشته باشد، دما پایین نمی آید."، و این پاسخ این است که چرا با پای یخ زده خوابیدن بسیار سخت است."

 





 


Dormir en chaussettes améliore-t-il la qualité du sommeil ?

Alors que les températures se rafraîchissent, les plus frileux ont ressorti les grosses chaussettes pour affronter le froid sous la couette. Vraie bonne idée ou faux-ami ? Réponse d'un médecin du sommeil.

Et si, pour mieux dormir, il suffisait de le faire… en chaussettes ? Deux chercheurs sud-coréens se sont en tout cas  ose la question en avril dernier. Après avoir suivi le sommeil de six personnes, les deux professionnels ont constaté que les porteurs de chaussettes s’endormaient plus rapidement et se réveillaient moins que les autres. Si leurs résultats sont peu représentatifs au vu du nombre de cobayes, tout dormeur est en droit de se poser la question. Nos pieds doivent-ils être couverts pour garantir une nuit récupératrice ?

Réguler sa température

La réponse est non, pour Alexandre Aranda, neurologue et médecin du sommeil. «Des études montrent même l'inverse. Pour mieux dormir, il faut sortir le pied du lit, cela permet de baisser ou réguler la température du corps, comme le font les bébés, qui ont souvent un pied ou une main dehors», commente le spécialiste.

En réalité, les chaussettes peuvent améliorer l'endormissement et la qualité du sommeil, si elles sont portées avant d'aller se coucher. Le froid, tout comme le bruit ou la lumière, est une «nuisance perçue comme un danger pour le corps», indique le médecin. Ce dernier conseille donc d'enfiler ses chaussettes «30 à 90 minutes avant d'aller au lit».

L'explication est simple. Comme dit plus haut, pour s'endormir correctement, la température du corps doit être régulée. Pour ce faire, l'organisme diminue sa température intérieure, mais augmente celle des extrémités. La chaleur des pieds ou des mains va «dilater les vaisseaux sanguins et permettre ainsi la perte de température. Si la chaussette n’est pas respirante, la température ne baissera pas», explique Alexandre Aranda. Et voici pourquoi il est plus difficile de s'endormir avec des pieds glacés.

Agathe HakounAgathe Hakoun   |  Le  06 novembre 2018

 

AccueilBien-êtreForme et détente


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ آذر ۹۷ ، ۱۹:۴۰
شهلا دوستانی


مهربانی زبانی است

 که

ناشنوا می تواند آن را بشنود

 و 

نابینا می تواند آن را ببیند.

مارک نواین



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ آبان ۹۷ ، ۱۴:۵۴
شهلا دوستانی

 

در مسیر راهی شیبدار و سنگی

دختر کوچکی را دیدم

که برادر کوچکش را بر پشت حمل می کرد

به او گفتم:" فرزندم ، تو بار سنگینی را حمل می کنی"

مرا نگاه کرد و گفت:" این بار نیست، این برادر منست."

 من متحیر ماندم.

کلام این دختر در قلبم حک شد.

و هنگامیکه رنج مردم مرا فلج می کند

و همه دل و جرئتم را از دست می دهم

کلام آن کودک را به خاطر می آورم

" این بار نیست این برادر منست"


 

Sur un sentier raide et pierreux,

j'ai rencontré une petite fille

qui portait sur le dos

son jeune frère.

 

" Mon enfant, lui dis-je,

tu portes un lourd fardeau ".

 

Elle me regarda et dit :

" Ce n'est pas un fardeau

 

c'est mon frère ! "

Je restais interdit.

Le mot de cet enfant

s'est gravé dans mon coeur.

 

Et quand la peine des hommes m'accable,

que tout courage me quitte,

le mot de l'enfant me rappelle :

" Ce n'est pas un fardeau que tu portes,

c'est ton frère ! "

http://michele-gabriel.chez-alice.fr

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ آبان ۹۷ ، ۱۸:۴۰
شهلا دوستانی

شتاب نکن

نگران نباش

تو فقط برای دیداری کوتاه 

 در این دنیا هستی

پس فراموش نکن

برای بوییدن گلها 

لحظه ای توقف کنی


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آبان ۹۷ ، ۰۸:۰۱
شهلا دوستانی

افراد بسیار با هوش همیشه افرادی نیستند که بهترین تصمیمات را می گیرند. و نیز فاکتور هوش بالا ضامن شادی و موفقیت نیست. در بسیاری از موارد، این افراد جز کسانی    بشمار می روند  که زندانی مشکلات خود هستند و در نا امیدی و در ورطه تشویشهای هستی  تنها ذخیره های امید را مصرف می کند.

اغلب ما تمایل داریم همه نوابغ هنر، ریاضیات، و علم را مانند افرادی  ساکت، افرادی خاص و افرادی که بسیار وابسته به نبوغشان هستند، ببینیم. در میان این افراد، به عنوان مثال افرادی مانند همینگوی، امیلی دیکنسون، ورجینا ولف، ادگار آلن پو، یا حتی آمدوس موزارت و ...نیز وجود دارد. افراذی نابغه و خاص که هراس و تشویش  ،حاکی از تراژدی،  آنها را به لبه  پرتگاه هدایت می کند.

امانوئل کانت:" هوش انسان با مقدار تردیدی که می تواند متحمل شود سنجیده می شود."

با این همه، چه چیز در تمام اینها صادق است؟ آیا بین فاکتور هوش بالا و افسردگی ارتباط مستقیمی وجود دارد؟ بیش از هر چیز باید اذعان داشت هوش بالا ضرورتا به توسعه اختلالات روحی کمک نمی کند.

 { اما} خطر و تمایلی  وجود دارد به عبارتی  تشویش بیش از حد، انتقاد از خود و برداشت انحرافی  از واقعیات که به سمت و سوی منفی گرایش دارد .تمام فاکتورهایی که شامل تمام این موارد می شوند فاکتورهای لازم برای ایجاد افسردگی هستند. ولی نباید فراموش کنیم  که همیشه استثنا وجود دارد. جامعه ما افراد برجسته ای در خود دارد که سرمایه های  وجودی خود را هم در جهت بهتر کردن کیفیت زندگی  خود و هم در بهتر کردن کیفیت جامعه بکار می برند.

با این حال کارها و آنالیز  کتابها یی وجود دارد که در آنها این تمایل{افسردگی}  دیده می شود، بخصوص در میان افرادی که آی کیو بالای 170 دارند.

شخصیت افراد بسیار باهوش

مغز خلاق  کتابیست برای درک بهتر اساس کارکرد ذهن و مغز  افراد بسیار باهوش و خلاق. در این اثر، نانسی اندریاسن، عصب شناس،  تحقیق بسیار دقیقی دارد که نشان می دهد در میان نوابغ جامع ما تمایل نسبتا قابل ملاحظه ای به پیشرفت اختلالات مختلفی از جمله: دوقطبی بودن، افسردگی، حملات اظطراب به ویژه حملات وحشت دیده می شود.

خود ارسطو نیز در زمان خودش بر این باور بود که نبوغ همتای مالیخولیاست. افراد نابغه ای مانند سر ایزاک نیوتون، ارتو شوپنهاور و یا چارلز داروین در زمان خود به عنوان افرادی روان رنجور و روانپریش شناخته شده بودند. ویرجینا ولف، ارنست همینگوی و ونسان ونگوک پایان زندگی خود را به شیوه ی وحشتناکی رقم زدند .

همه ی اینها اشخاص شناخته شده بودند، با این حال، جامعه ی ما همیشه دارای افراد نابغه ی خاموش، ناشناخته و تنهایی است که در درون خود جدا از عالم واقعیتی که از نظر آنها بی نظم، خالی از احساس و نا امید کننده است زندگی می کنند.

 تحقیق بر روی افراد بسیار باهوش

زیگموند فروید با کمک دخترش آنا فروید روی پیشرفت بچه هایی با آی کیو بالای صد و سی کار کردد. او در نحقیقش دریافت که در بیش از 60% این بچه ها پیشرفت مشکلات مربوط به افسردگی وجود دارد.

از سوی  دیگر ما کارهای مشهور لوئیز ترمن، پیشگام روانشناسی آموزشی در اوایل قرن بیستم، را داریم. او در دهه 60 تحقیق طولانی مدتی روی بچه هایی که قابلیتهای بسیار خوب و آی کیو بالای 170 داشتند را شروع کرد. این بچه ها در تحقیقاتی شرکت کردند که ازجمله تحقیقات بسیار معروف روانشناسی شناخته شد. به این بچه ها عنوان (ترمیت)  داده شد و در 1990 دانشمندان تازه توانستند نتایج این تحقیق مهم رابدست آورند.

تصویر انسان متفکر

هوش : بار بسیار سنگین

ترمیتها ،فرزندان لوئیز ترمن، که امروز بزرگ شده اند و به سن بالا رسیده اند، اذعان دارند که هوش بالا با رضایت کم از زندگی ارتباط دارد. هر چند که در میان انها تعدادی تغییر نام دادند وعهده دار  پستهای مهمی در جامعه شده اند، تعدادی از آنها چندین بار خودکشی کردند و یا دچار اعتیادمختلف مانند الکل شدند.

جنبه مهم دیگری که این گروه  از خود نشان دادند و نیزدر افراد با هوش هم دیده می شود، حساسیت  این افراد نسبت به مشکلات جامعه بود. ذهن آنها نه تنها در گیر مسائل نابرابری ، قحطی و یا جنگ است ، بلکه در تقابل با ، عدم عقلانیت و غیر منطقی بودن  نیز هم هست.

 بار سنگین احساسی  و" نقاط کور" افراد بسیار با هوش

افراد بسیار باهوش به متخصصین می گویند گاهی آنها  از رویدادی که آن را آشفتگی در شخصیت می نامند رنج می برند. به عبارت دیگر، نگاهشان به زندگی لز دیدگاه  بسیار بالا می شود به مانند یک راوی که از ضمیر سوم شخص استفاده می کند و برای دیدن وقایع، ا بدون آنکه احساسشان کاملا در  گیر باشد، ازفاعلی بسیار موشکاف بهره می برند.

این رفتاراغلب به عنوان" نقاط کور" شناخته می شود، این تصوریست که اغلب در هوش احساسی[1] دیده می شود، دکتر دانیل گلمنان در کتاب جالب خود با همین عنوان بررسی مفصلی در مورد این مفهوم کرده است. موضوعی در مورد سرخوردگیهای ناخودآگاه است . یعنی درک ما  برای مسئولیت نپذیرفتن   موفق نمی شود در زمان انتخاب چیزی را که باید مهم بداند و جیزی را که باید از نظر بگذراند را بدرستی درک کند.

 فرد و تابلو" به واقعیت خوش آمدید"

به این ترتیب، آنچه که فرد بسیار باهوش اغلب انجام می دهد تمرکز انحصاری بر نقاط ضعف اطرفیان ، بر این انسانیت بی قاعده، بر این جهان بیگانه و خود خواهی های ذاتیش است و برایش غیرممکن است با آنها یکی شود.این افراد برای یافتن آرامش در این جنگل بیرونی و این ناهماهنگی که بشدت  درون آنها را بر هم میزند بندرت مهارت عاطفی لازم را برای برقراری  ارتباط و هماهنگی بهتر دارند .

بعلاوه، آنچه ما می توانیم  از افراد بسیار  باهوش  دریابیم، این است که آنها اغلب از ضعف در زمینه های احساسی رنج می برند. این مطلب ما را به این نتیجه می رساند که: ارزیابی ضریب هوشی وقتی در مورد روانسنجی است  باید تغییر یابد و در کارکرد خود نگاهی به فاکتورهای دیگر نیز داشته باشد.

ما از"خرد" صحبت می کنیم از این دانش حیاتی در جهت  پیشرفت واقعی رضایت بخش در فهم درست انسان، اعتماد بنفس خوب و قابلیتهای ضروری آن در ایجاد همزیستی و ایجاد رفتارهای واقعی،  ساده اما قابل لمس آن سخن می گوییم.



[1]wikipedia.org                                                                                   شامل شناخت و کنترل عواطف و هیجان‌های خود است



 Les personnes très intelligentes et leur curieuse relation avec la dépression

Les personnes très intelligentes ne sont pas toujours celles qui prennent les meilleures décisions. Un quotient intellectuel élevé n’est pas non plus un gage de succès ni de bonheur. Dans de nombreux cas, ce type de profils correspond aux personnes qui restent les plus prisonniers de leurs préoccupations, dans l’abîme de l’angoisse existentielle et dans ce désespoir qui consomme leurs réserves d’optimisme.

Il existe une tendance populaire à voir tous ces génies de l’art, des mathématiques ou de la science

comme des créatures taciturnes, comme des personnes particulières, très attachées à leurs raretés. Parmi elles nous trouvons, par exemple, Hemingway, Emily Dickinson, Virgina Woolf, Edgar Allan Poe ou même Amadeus Mozart… Des esprits géniaux, créatifs et exceptionnels que leur angoisse a conduit au bord du précipice, annonçant la tragédie.

« L’intelligence d’un individu se mesure par la quantité d’incertitudes qu’il est capable de supporter. »

-Emmanuel Kant-

 

Cependant, qu’est-ce qui est véridique dans tout cela ? Existe-t-il une relation directe entre un quotient intellectuel élevé et la dépression ? Il convient de signaler tout d’abord qu’une grande l’intelligence ne contribue pas nécessairement au développement d’un quelconque trouble mental.

 

Il existe un risque et une prédisposition à l’inquiétude excessive, à l’autocritique et à la perception biaisée de la réalité, tendant à la négativité. Autant de facteurs qui constituent dans tous les cas les éléments nécessaires pour générer la dépression. Maintenant, nous ne devons pas oublier qu’il existe bien évidemment des exceptions. Notre société dispose de personnes brillantes qui profitent de leur potentiel en investissant non seulement dans leur propre qualité de vie, mais également dans la société elle-même.

Cependant, il existe de nombreux travaux, analyses et livres qui révèlent cette tendance singulière. Notamment parmi les personnes qui présentent un QI supérieur à 170 points.

La personnalité des personnes très intelligentes

Le cerveau créatif est un livre très utile pour comprendre comment fonctionne l’esprit et le cerveau des personnes très intelligentes et créatives. Dans cet ouvrage, la neurologue Nancy Andreasen effectue une étude méticuleuse démontrant qu’il existe une tendance assez significative des génies de notre société à développer différents troubles : des troubles bipolaires, des dépressions, des crises d’anxiété et surtout des crises de paniques.

Aristote lui-même avait déjà révélé à son époque que l’intelligence va de pair avec la mélancolie. Des génies comme Sir Isaac Newton, Arthur Schopenhauer ou Charles Darwin ont connu des périodes de névrose et de psychose. Virginia Woolf , Ernest Hemingway ou Vincent Van Gogh ont franchi la terrible limite en mettant fin à leurs propres vies.

 

Toutes sont des personnes connues, néanmoins, notre société a toujours disposé de génies silencieux, incompris et solitaires qui ont vécu dans leurs propres univers personnels profondément déconnectés d’une réalité qui leur paraît trop chaotique, vide de sens et décevante.

 

 

 

 

Recherches sur les personnes très intelligentes

Sigmund Freud a étudié avec sa fille Anna Freud le développement d’un groupe d’enfants avec un QI supérieur à 130. Dans son étude, il a découvert que près de 6o% d’entre eux ont fini par développer un trouble majeur de dépression.

 

 Nous disposons par ailleurs des célèbres travaux de Lewis Terman, pionnier de la psychologie éducative du début du XXe siècle. Il initia dans les années 60 une longue recherche sur des enfants présentant de fortes capacités, enfants disposant d’un QI supérieur à 170 points, qui participèrent à l’une des expériences les plus célèbres de l’histoire de la psychologie. Ces enfants ont été appelés « termites » et ce n’est que dans les années 1990 que les scientifiques purent commencer à tirer des conclusions importantes.

portrait d'un homme pensif

L’intelligence : une charge très lourde

Les « termites », les enfants de Lewis Terman devenus aujourd’hui des adultes d’un âge avancé, affirment qu’une intelligence élevée est liée à une plus faible satisfaction de la vie. Bien que beaucoup d’entre eux aient atteint la renommée et une position importante dans la société, nombre d’entre eux ont tenté de se suicider à plusieurs reprises ou se sont laissés aller à des comportements addictifs, comme l’alcoolisme.

Un autre aspect important que ce groupe de personnes a mis en avant et qui peut également se retrouver chez les personnes disposant de capacités intellectuelles élevées, est qu’elles sont très sensibles aux problèmes du monde. Non seulement elles se préoccupent des questions d’inégalités, de faim ou de guerres, mais également se trouvent contrariées par l’égoïsme, l’irrationnel ou le manque de logique.

Fardeau émotionnel et « points aveugles » des personnes très intelligentes

Les expert-e-s nous disent que les personnes très intelligentes souffrent parfois de ce qu’on pourrait appeler un trouble perturbateur de la personnalité. En d’autres termes, qu’elles voient leur propre vie d’en haut, comme le/la narrateur-trice qui utilise la troisième personne, pour voir la réalité avec une objectivité méticuleuse mais sans se sentir totalement impliqué-e.

Cette approche introduit souvent des « points aveugles », un concept qui a beaucoup à voir avec l’intelligence émotionnelle, notion largement développée par Daniel Goleman dans un livre intéressant avec le même titre. Il s’agit des auto-déceptions, des échecs importants dans notre perception au moment de choisir ce que nous devons prendre en compte ou ignorer pour ne pas être responsable.

 

 

personne portant un panneau "welcome to reality"

Ainsi, ce que les personnes très intelligentes font souvent est de se concentrer exclusivement sur les faiblesses de leur entourage, sur cette humanité déréglée, sur ce monde étrange et égoïste par nature où il leur est impossible de s’intégrer. Elles ne disposent que rarement des compétences émotionnelles adéquates pour relativiser, mieux s’adapter, pour trouver le calme dans cette jungle extérieure et cette disparité qui les perturbe énormément.

En outre, quelque chose que nous pouvons certainement déduire des personnes très intelligentes, est qu’elles souffrent souvent de graves déficiences dans le domaine émotionnel. Cela nous conduit à une autre conclusion : l’évaluation du coefficient intellectuel devrait être évalué au regard d’un autre facteur lorsqu’il s’agit de développer des tests psychométriques.

Nous parlons de « sagesse », de cette connaissance vitale pour développer une authentique satisfaction quotidienne, pour donner naissance à un bon concept personnel, à une bonne estime de soi et à ces capacités indispensables pour coexister et construire un bonheur véritable, simple mais tangible.

https://nospensees.fr/

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ آبان ۹۷ ، ۰۸:۲۵
شهلا دوستانی

درپایان زندگی

مرد به پشت سر نگاه کرد 

ودید 

در تمام طول راه

بر ماسه ها چهار جای پا ست

جای پای خودش و جای پای خدا

اما در زمانهای دشوار 

تنها دو جای پا دیده می شد

به خدا گفت

می بینم که 

درست در لحظات دشوار 

تو مرا تنها گذاشتی

البته نه، پروردگار پاسخ داد

در لحظات دشوار تنها جای پای من  است 

زیرا در آغوش حملت کردم و بردم






A la fin de sa vie,
un homme regarda en arrière
et vit que,
tout le long du chemin,
il y avait quatre empreintes de pas sur le sable.
Les siennes et celles de Dieu.

Mais, dans les moments difficiles,
il n'y en avait que deux !

Très surpris et même peiné,
il dit à Dieu :
" Je vois que c'est justement
dans les moments difficiles
que tu m'as laissé seul... "

Mais non ! " lui répondit Dieu,
dans les moments difficiles,
 il y avait seulement
graphisme Michèle GABRIEL
les traces de mes pas,
parce qu'alors...
je te portais dans mes bras. "
http://michele-gabriel.chez-alice.fr
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ آبان ۹۷ ، ۱۷:۳۱
شهلا دوستانی

خداوند بر اساس افکار و اعمال ما را قضاوت می کند 

ونه بر اساس آنچه دیگران در مورد ما می گویند.


Dieu nous jugera en fonction de nos pensées et actes,

 non selon ce que les autres peuvent dire de nous.

Anne Brontë

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مهر ۹۷ ، ۱۹:۰۵
شهلا دوستانی

در نظر مردم، آب پز کردن سیب زمینی مثل بازی کودکانه  آسان است. اما در عمل ممکن است آنقدره هم که تصور می شود ساده نباشد.  طرز پخت آن از نظر کلمان شیکارد، سر آشپز بویون پیگال.

بد شستن و مستقیم در آب جوش انداختن و رعایت نکردن زمان پخت گونه های مختلف سیب زمینی عادتهای بدی هستند که افرادی که می خواهند حتما پخت خوبی داشته باشند باید از آن اجتناب کنند. اما اشتباهات رایجی که باید از آن در هنگام  پخت سیب زمینی اجتناب کرد کدامند.{. ..}

شش اشتباه رایج که هنگام پخت سیب زمینی باید از آن اجتناب کرد

پختن سیب زمینی های جوانه دار

قبل از آغاز بحث ردر مورد پختن سیب زمینی یاداوری کوچکی لازم است. سر آشپز کلمان شیکارد توصیه می کند:." الزاما و باید محصولات  با کیفیت را انتخاب کرد." و در مورد سیب زمینی باید قبل از پخت آن مطمئن شد که جوانه ندارد" و دلیل آن اینست که سیب زمینی های جوانه دار برای پختن خطرناک هستند. جوانه های آن دارای مقدار بالای سولانین هستند{ ترکیبات بلقوه سمی که در گیاهان خانواده سیب زمینی دیده می‌شوند} این ماده می تواند برای بدن مضر باشد . پس از آن اجتناب کنید.

پختن همه گونه سیب زمینی با یک روش

هزار و یک نوع سیب زمینی وجود دارد. هر گونه آن به نوع خاصی پخته می شود . ما از سیب زمینهای با پوست نسبتا  کلفت مثل رزوال و شارلوت برای آب پز یا بخارپز کردن استفاده می کنیم. و در مقابل، برای سرخ کردن و پوره کردن از گونه رت، بنجی و یا اگریا که راحتتر قطعه قطعه می شود و لطیف تر است،  استفاده می کنیم و در فر از نوع سمبا و گرنای بیشتر استفاده می شود. 

                                                               

                                                                

                                                                                                                           

آن را در آب غوطه ور نکردن

مرحله ی مهم دیگر که قبل از روشن کردن گاز باید انجام دهید، غوطه ور کردن آنها در آب است. توضیح سر آشپز : " این کار باعث می شود که خاک موجود روی  سیب زمینی ها از بین برود و میکربهای احتمالی از بین برود. این مرحله ی مهمی برای کسانی که نمی خواهند مهمانان خود را مسموم کنند، محسوب می شود.

پختن را با آب جوش آغاز کردن

بنابر نظر سر آشپز، از جمله اشتباهات فاحش که بسیار انجام می گیرد :" همین نکته  پختن را با آبجوش شروع کردن است." "اینکار باعث می شود پوست صدمه ببیند و سیب زمینی وا برود" آشپز توصیه می کند که فرآیند کا ررا با اب سرد آغاز کنید. و برای بدست آوردن نتیجه مطلوب  15  تا 20 دقیقه         آن را روی آتش بگذارید. این  تکنیک کوچک برای اطمینان از آماده شده سیب زمینی بکار ببرید : کارد خود را در سیب زمینی فرو کنید ؛ اگر به راحتی آن را بیرون کشیدید به معنای پخته شدن سیب زمینی است.

پوست کندن آن قبل از پختن

چه کسی تا کنون برای پوست کندن یک کیلو سیب زمینی پا پس نکشیده .کلمان شیکارد روش آسانتری برای اینکار دارد.: آنرا قبل از عمل پختن در ظرف آبجوش قرار دهید وقتی عمل حرارت دیدن تمام شد ، قبل از پوست گرفتن چند دقیقه صبر کنید تا سرد شود. معجزه است تقریبا به یکباره پوستش کنده می شود.

دور ریختن اب آن

آخرین مطلب و البته نه تمام مطلب، سر آشپز با خنده توضیح  می دهد، از آنجایی که تمایل دنیا به  دوباره استفاده کردن از مواد است، ما از آب باقیمانده پخت سیب زمینی دورباره استفاده می کنیم ." البته نه در پخت و پز ، این آب حاوی نشاسته است که برای جذب جرم وشست و شوی زمین سیار مناسب است. این روش ایده ال مادر بزرگها برای{نظافت}   زمینهای کثیف بوده است ." حداقل اینکه "  همانگونه که لاوازیه به زیبایی و درستی گفت :"هیچ چیز از بین نرفته، هیچ چیز هم خلق نشده. از شکلی به شکل دیگر درآمده ".


Six erreurs à éviter lorsque l'on fait cuire des pommes de terre 

Dans l’imaginaire collectif, la cuisson des pommes de terre à l’eau est un jeu d’enfant. En pratique, elle peut se révéler bien plus difficile à réaliser qu’il n’y paraît. Mode d’emploi avec Clément Chicard, chef du Bouillon Pigalle.

 

Mal rincer ses pommes de terre, les faire cuire directement à ébullition ou encore ne pas respecter leur temps de cuisson optimal, sont autant de mauvaises habitudes à proscrire lorsque l’on souhaite réussir sa recette à coup sûr. Mais quelles sont les principales erreurs à éviter ? Florilège, conseils et astuces de Clément Chicard, chef du Bouillon Pigalle.

Cuisiner des pommes de terre germées

Avant d’évoquer les erreurs cuisson des pommes de terre, un petit rappel s’impose.

 «Il faut impérativement choisir des produits de qualité», recommande Clément Chicard. Et en ce qui concerne les pommes de terre, «s’assurer qu’elles n’aient pas germé avant de les cuisiner». Et pour cause : qui dit pommes de terre germées dit danger. Les germes présentent une teneur en solanine élevée et à haute dose, cette substance peut se révéler nocive pour l’organisme. À éviter donc !

 

Les cuire de la même manière

Il existe mille et une variétés différentes de pommes de terre. Et a chacune son mode de cuisson spécifique. «On privilégie les pommes de terre à chair ferme pour une cuisson à l’eau ou à la vapeur, comme la Roseval ou la Charlotte. À l’inverse, pour une purée ou pour des frites, on mise sur de la Rate, de la Bintje ou de l’Agria, plus tendres et plus onctueuses en bouche.» Au four, ce sera plutôt une Samba ou une Grenaille.

Ne pas les rincer

Autre étape importante avant d'allumer le feu de sa gazinière, rincer abondamment ses pommes de terre. «Cela va nous permettre de dire adieu à la terre présente sur le légume et aux éventuels résidus de pesticides», explique le professionnel. Une étape primordiale donc, si l’on veut éviter d’empoisonner ses invités.

Ne pas commencer la cuisson à ébullition

Dans la série des bévues trop souvent commises, selon le professionnel, «celle de démarrer la cuisson de ses pommes de terre à ébullition». Grossière erreur. «La chair risque de s’effriter et de moins bien tenir.» Le chef cuisinier préconise de démarrer le processus à l’eau froide. Compter ensuite en moyenne entre 15 et 20 minutes sur le feu pour un résultat optimal. Sa petite technique pour s'assurer que la préparation est prête ? Planter un couteau au cœur de la pomme de terre. S'il se retire sans difficultés, c'est qu'elle est cuite.

 

Les peler crues

Qui n'a jamais voulu reculer face à un kilo de pommes de terre à éplucher ? Clément Chicard a une technique bien plus simple : les fait cuire au préalable dans une casserole d’eau bouillante, puis une fois la cuisson terminée, attendre quelques minutes qu’elles refroidissent avant de retirer leur peau. Miracle, celle-ci s'enleve quasiment toute seule.

 

Jeter l'eau de cuisson

Last but not least, puisque la tendance globale est désormais à la récup', on réutilise le jus de cuisson des pommes de terre. «Pas en cuisine, plaisante le chef cuisinier, mais c'est très efficace pour laver le sol. Les pommes de terre contiennent de l'amidon qui a la propriété spécifique d’absorber le gras. C'est un remède de grand-mère idéal pour nettoyer un sol encrassé.» Comme quoi, la maxime «rien ne se perd, rien ne se crée, tout se transforme», attribuée à Lavoisier, est belle et bien vraie.

http://madame.lefigaro.fr


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مهر ۹۷ ، ۱۵:۲۴
شهلا دوستانی

 

 

 

 

 

آغاز در "جمعیت" و پایان در "تنهایی" آیا قرابت ویژه ی مردم و  سرگذشت همه اینگونه نیست؟[1]

طبیعت حیوان {نسبت به کار خود} ابله نیست.[2]

هر کس به فقرا بدهد به خداوند قرض داده است.[3]

خیابان { همچون} بند نافی است که فرد را به جامعه وصل می کند.[4]

هیچ جذابیت ظاهری کامل نیست اگر زیبایی درونی آن را سرزنده نکند. زیبایی روح مانند انواری اسرارآمیز زیبای جسم را فرا می گیرند.[5]

شادی که در خود حس می کنیم جذابیتی دارد که مانند تمام بازتابها ی نورتحلیل نمی رود، وما را فروزانتر می کند.[6]

کسانی که زندگی می کنند کسانی هستند که مبارزه می کنند.[7]

 

روح تنها پرنده ای است که ازقفسش حمایت می کند.[8]

نظم یک آرامش خشن است.[9]

پست ترین پیامد چاپلوسی، همانا تشویق ناسپاس است.[10]

انسان خرد را در خود و حکمت را در خارج از خود یافت.[11]




[1] “Commencer à "foule" et finir à "solitude", n'est-ce pas, les proportions individuelles réservées, l'histoire de tous?”

 

[2] “L'esprit d'une bête, c'est de ne pas être sot.” 

 

[3] "  Qui donne au pauvre prête à Dieu.”

[4]   “La rue est le cordon ombilical qui relie l’individu à la société.”

[5] “Aucune grâce extérieure n'est complète si la beauté intérieure ne la vivifie. La beauté de l'âme se répand comme une lumière mystérieuse sur la beauté du corps.”

 

[6] “La joie que nous inspirons a cela de charmant que, loin de s’affaiblir comme tout reflet, elle nous devient plus rayonnante.”

[7] “Ceux qui vivent sont ceux qui luttent.”

 

[8] “L'âme est le seul oiseau qui soutienne sa cage.”

 

[9] “L'ordre est une tranquillité violente.”

 

[10] “La suprême bassesse de la flatterie, c'est d'encourager l'ingratitude.”

[11] “L'homme trouve la raison en lui et la sagesse hors de lui.”


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مهر ۹۷ ، ۱۳:۲۵
شهلا دوستانی