مطالب آموزنده فرانسه فارسی

داستان و مقالات آموزنده به زبان فارسی و فرانسه

مطالب آموزنده فرانسه فارسی

داستان و مقالات آموزنده به زبان فارسی و فرانسه

در این سایت ترجمه حکایت ها و مقالاتی راجع به سلامتی و ورزش و یا زبان از فرانسه و گاهی انگلیسی آورده می شود . در مواردی اصل متن نیز ارائه می شود تا دانشجویان بتوانند متونی را به صورت ترجمه مقابله ای داشته باشند.

طبقه بندی موضوعی

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «گنج تو همان زندگی توست» ثبت شده است

حکایت جواهر سازی را تعریف می کنم که به بازار تجاری رفت تا زیباترین جواهر دنیا را بدست آورد. بزرگترین جواهر سازان دنیا آنجا حضور داشتند ونیز بزرگترین دزدان زیرا  آنها هم همچون جواهر سازان این سنگهای قیمتی را گرامی می داشتند.

روزی، جواهر ساز ما خاصترین،درخشان ترین و بزرگترین الماس را خرید، کمیبعد از خرید،  سرخوش از آنچه بدست آورده است با ترن  به سمت محل زندگی اش راه افتاد . در همین موقع نیز  دزد معروفی که همه چیز را دیده بود تصمیم گرفت تا در راه برگشت  این جواهر عالی و قیمتی را بدزد. به همین جهت او هم سوار همان قطار جواهر ساز شد.

پس از 2 روز سفر، هنرمند ما به شهرش رسید و از قطار پیاده شد.

دزد، که همچنان او را تعقیب می کرد به او نزدیک شد و به او گفت: : آقا، من یکی از بهترین دزدان الماس در دنیا هستم. میدانم شما قطعه ای که عالی و نایاب است  با خود دارید، من تمام  نقشه ها و ترفندهای خودم را برای بدست آوردن آن بکار بردم اما موفق نشدم.

حداقل بخاطر کنجکاوی به من بگویید   آن را کجا پنهان کردید؟

جواهر ساز پاسخ داد:" فهمیدم که شما جیب بر هستید، متوجه شما شدم. وقتی نیت شما بر من آشکار شد، جواهر معروف را مطمئن ترین جای ممکن پنهان کردم، "." اما کجا؟"  جواهر ساز دست در جیب کوچک جیبش کرد و جواهر قیمتی را بیرون آورد. " مطمئن بودم شما آنجا را نگاه نمی کنید."

این ماجرای نمادین شما را به جستجو در جای درست دعوت می کند، چنانچه  بخواهید گنجینه ارزشمند تان را که خودتان هستید ببینید. چیزی در بیرون یافت نمی شود، زیرا گنج خود شما هستید، نه آنچه که فکر می کنید هستید، بلکه آنچه واقعا هستید، ورای آنچه در باره ی خود فکر می کنید یا حدس می زنید. این داستان دعوت شما به کشف پرتو های زیبای  خودتان است کسی که حقیقتا هستید. یعنی خود  شما!

شادی واقعی در جایی است که انسان به فکرش نمی رسد نگاهی به آنجا بیاندازد. منبع لایتناهی و پایان نیافتنی خوشبختی همراه شما نیست، بلکه خود شما هستید. 


Vous êtes ce que vous cherchez

Par renal le 18 Avril 2017 à 09:04

Vous êtes ce que vous cherchez

 

 On raconte l’histoire d’un joaillier qui allait à une importante foire commerciale afin d’y acquérir les plus beaux diamants du monde. Les plus grands joailliers de la planète s’y retrouvaient, de même que le plus grand voleur, qui convoitait lui aussi les mêmes pierres précieuses.

Un jour, notre joaillier achète le plus pur, le plus éblouissant et le plus gros des diamants. Fier de son acquisition, quelques heures plus tard, il rentre chez lui en train. Cependant le célèbre voleur avait tout vu et comptait bien lui dérober la magnifique pierre précieuse sur le chemin du retour. C’est pourquoi il prit le même train que le joaillier.

Après 2 jours de voyage, notre artisan est rendu chez lui et descend du train.

Le voleur, qui le suivait toujours, le rejoint et lui dit : « Monsieur, je suis un des meilleurs voleurs de diamants au monde. Je sais que vous avez acheté une pièce aussi rare que sublime. J’ai utilisé toutes mes stratégies, tous mes tours pour vous le prendre et je n’ai pas réussi.

 

Dites-moi, au moins pour ma curiosité, où l’avez-vous caché ?

Le joaillier réponds : « Je savais que vous étiez un pickpocket, je vous avais repéré. Lorsque j’ai compris votre intention, j’ai caché le fameux diamant à l’endroit le plus sûr possible, à l’endroit où j’étais certain que vous ne le trouviez pas. » « Oui, alors où ?» répondit le brigand. Le joaillier mis sa main dans la poche du pickpocket et en retira le précieux diamant. « J’étais certain que vous n’alliez pas regarder là ».

 

Cette allégorie est une invitation à regarder au bon endroit si vous voulez découvrir l’éblouissant trésor que vous êtes. Il n’y a rien à trouver à l’extérieur, car le trésor c’est vous. Pas ce que vous croyez être, mais ce que vous êtes vraiment, au-delà de vos croyances ou conception de vous.

C’est une invitation à découvrir la radieuse beauté de qui vous êtes vraiment, Vous !

Le véritable bonheur a été caché à l’endroit où les hommes ne pensent pas regarder. La source éternelle et inépuisable du bonheur n’est pas en vous, c’est VOUS  

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ شهریور ۹۶ ، ۲۰:۴۲
شهلا دوستانی

گنج تو همان زندگی توست

روزی روزگاری  مرد جوان بسیار فقیری بود. او فقط چشمانی برای دیدن آسمان و افق داشت. و فقط دستانی  برای چیدن  که با آن می توانست چیزی برای سیر کردن خود بیابد .و فقط پاهایی برای طی کردن راهها و بالا رفتن از کوه ها داشت.

در یک شب پر ستاره تابستان، روی سنگی کنار کوره راهی نشست، وقتی او داشت بر بخت بدش غصه می خورد و در رویای آینده بود، شهابی که مطمئنا راهش را گم کرده بود روی نوک شاخه درخت سروی در نزدیکی او نشست  وبه آن خانه بدوش را با گستاخی تمام خطاب کرد: " در جستجوی گنج باش و تو  ثروتمند خواهی شد!"

بعد ناپدید شد.

مرد جوان که بسیار فقیر بود و چیزی برای از دست دادن نداشت فورا اطاعت کرد و رفت تا به دنبال گنج بگردد.

او تمام قاره ها را طی کرد.

او از تمام دریاها و اقیانوسها  رد شد.

او تمام جزایر را گشت.

او تمام صحرا ها را درنوردید.

او با همه جور آدمی، با اعتقادات مختلف، با هر سنی و با هر رنگی   ملاقات کرد. اما هرگز به گنجی که مشتاقش بود دستش نخورد.

در بازگشت به همان جایی که عازم شده بود، پس از مدت بسیار، بسیار طولانی، او با ناامیدی بسیار از جستجوی بسیار بدون آنکه بتواند چیزی بیابد سنگ را یافت.

آن شهاب دوباره هویدا شد درخشید و گفت:

"ببین چگونه تو اکنون با این سفرهایت

با این مشاهدات

با این ملاقات ها

با  آرزوهای مشترک و...ثروتمند شدی

گنج تو دوست من

همان زندگی توست!"


 

TON TRESOR, C’EST TA VIE

Il était une fois un jeune homme très pauvre. Il n’avait que ses yeux pour voir le ciel et l’horizon. Il n’avait rien que ses mains pour cueillir ce qu’il pouvait trouver pour se nourrir.

Il n’avait rien que ses jambes pour courir les chemins et gravir les montagnes.

Lors d’une nuit d’été pleines d’étoiles, assis sur un rocher sur le bord du sentier, alors qu’il se lamentait sur son existence misérable et qu’il rêvait de fortune, une étoile filante, sans doute égarée se posa sur la cime d’un if tout proche et s’adressa au vagabond d’un air tout effronté

« - Cherche le trésor et tu deviendras riche ! »

Puis elle disparut.

Le jeune homme très pauvre et n’ayant donc rien à perdre obéit aussitôt et partit se mettre en quête du trésor.

Il parcourut tous les continents.

Il traversa toutes les mers et tous les océans.

Il fouilla toutes les îles.

Il sillonna tous les déserts.

Il fit la rencontre de toutes sortes de gens, de toutes les idées, de tous âges et de toutes les couleurs.

Mais jamais il ne put mettre la main sur le trésor convoité.

De retour à son point de départ, longtemps, longtemps plus tard, il retrouva son rocher, plein de désespoir d’avoir tant cherché sans pouvoir rien trouver.

 

L’étoile filante réapparut alors et lu dit :

« - Regarde comme tu es devenu riche aujourd’hui de tous ses voyages,

De toutes ces découvertes,

De toutes ses rencontres,

De tous ces rêves partagés …

Ton trésor mon ami,

C’est ta VIE !

http://www.philosophie-poeme.com/ton-tresor-c-est-ta-vie-a121028574

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ خرداد ۹۶ ، ۱۸:۱۱
شهلا دوستانی