مطالب آموزنده فرانسه فارسی

داستان و مقالات آموزنده به زبان فارسی و فرانسه

مطالب آموزنده فرانسه فارسی

داستان و مقالات آموزنده به زبان فارسی و فرانسه

در این سایت ترجمه حکایت ها و مقالاتی راجع به سلامتی و ورزش و یا زبان از فرانسه و گاهی انگلیسی آورده می شود . در مواردی اصل متن نیز ارائه می شود تا دانشجویان بتوانند متونی را به صورت ترجمه مقابله ای داشته باشند.

طبقه بندی موضوعی

۴۸ مطلب با موضوع «سلامت» ثبت شده است

در نظر مردم، آب پز کردن سیب زمینی مثل بازی کودکانه  آسان است. اما در عمل ممکن است آنقدره هم که تصور می شود ساده نباشد.  طرز پخت آن از نظر کلمان شیکارد، سر آشپز بویون پیگال.

بد شستن و مستقیم در آب جوش انداختن و رعایت نکردن زمان پخت گونه های مختلف سیب زمینی عادتهای بدی هستند که افرادی که می خواهند حتما پخت خوبی داشته باشند باید از آن اجتناب کنند. اما اشتباهات رایجی که باید از آن در هنگام  پخت سیب زمینی اجتناب کرد کدامند.{. ..}

شش اشتباه رایج که هنگام پخت سیب زمینی باید از آن اجتناب کرد

پختن سیب زمینی های جوانه دار

قبل از آغاز بحث ردر مورد پختن سیب زمینی یاداوری کوچکی لازم است. سر آشپز کلمان شیکارد توصیه می کند:." الزاما و باید محصولات  با کیفیت را انتخاب کرد." و در مورد سیب زمینی باید قبل از پخت آن مطمئن شد که جوانه ندارد" و دلیل آن اینست که سیب زمینی های جوانه دار برای پختن خطرناک هستند. جوانه های آن دارای مقدار بالای سولانین هستند{ ترکیبات بلقوه سمی که در گیاهان خانواده سیب زمینی دیده می‌شوند} این ماده می تواند برای بدن مضر باشد . پس از آن اجتناب کنید.

پختن همه گونه سیب زمینی با یک روش

هزار و یک نوع سیب زمینی وجود دارد. هر گونه آن به نوع خاصی پخته می شود . ما از سیب زمینهای با پوست نسبتا  کلفت مثل رزوال و شارلوت برای آب پز یا بخارپز کردن استفاده می کنیم. و در مقابل، برای سرخ کردن و پوره کردن از گونه رت، بنجی و یا اگریا که راحتتر قطعه قطعه می شود و لطیف تر است،  استفاده می کنیم و در فر از نوع سمبا و گرنای بیشتر استفاده می شود. 

                                                               

                                                                

                                                                                                                           

آن را در آب غوطه ور نکردن

مرحله ی مهم دیگر که قبل از روشن کردن گاز باید انجام دهید، غوطه ور کردن آنها در آب است. توضیح سر آشپز : " این کار باعث می شود که خاک موجود روی  سیب زمینی ها از بین برود و میکربهای احتمالی از بین برود. این مرحله ی مهمی برای کسانی که نمی خواهند مهمانان خود را مسموم کنند، محسوب می شود.

پختن را با آب جوش آغاز کردن

بنابر نظر سر آشپز، از جمله اشتباهات فاحش که بسیار انجام می گیرد :" همین نکته  پختن را با آبجوش شروع کردن است." "اینکار باعث می شود پوست صدمه ببیند و سیب زمینی وا برود" آشپز توصیه می کند که فرآیند کا ررا با اب سرد آغاز کنید. و برای بدست آوردن نتیجه مطلوب  15  تا 20 دقیقه         آن را روی آتش بگذارید. این  تکنیک کوچک برای اطمینان از آماده شده سیب زمینی بکار ببرید : کارد خود را در سیب زمینی فرو کنید ؛ اگر به راحتی آن را بیرون کشیدید به معنای پخته شدن سیب زمینی است.

پوست کندن آن قبل از پختن

چه کسی تا کنون برای پوست کندن یک کیلو سیب زمینی پا پس نکشیده .کلمان شیکارد روش آسانتری برای اینکار دارد.: آنرا قبل از عمل پختن در ظرف آبجوش قرار دهید وقتی عمل حرارت دیدن تمام شد ، قبل از پوست گرفتن چند دقیقه صبر کنید تا سرد شود. معجزه است تقریبا به یکباره پوستش کنده می شود.

دور ریختن اب آن

آخرین مطلب و البته نه تمام مطلب، سر آشپز با خنده توضیح  می دهد، از آنجایی که تمایل دنیا به  دوباره استفاده کردن از مواد است، ما از آب باقیمانده پخت سیب زمینی دورباره استفاده می کنیم ." البته نه در پخت و پز ، این آب حاوی نشاسته است که برای جذب جرم وشست و شوی زمین سیار مناسب است. این روش ایده ال مادر بزرگها برای{نظافت}   زمینهای کثیف بوده است ." حداقل اینکه "  همانگونه که لاوازیه به زیبایی و درستی گفت :"هیچ چیز از بین نرفته، هیچ چیز هم خلق نشده. از شکلی به شکل دیگر درآمده ".


Six erreurs à éviter lorsque l'on fait cuire des pommes de terre 

Dans l’imaginaire collectif, la cuisson des pommes de terre à l’eau est un jeu d’enfant. En pratique, elle peut se révéler bien plus difficile à réaliser qu’il n’y paraît. Mode d’emploi avec Clément Chicard, chef du Bouillon Pigalle.

 

Mal rincer ses pommes de terre, les faire cuire directement à ébullition ou encore ne pas respecter leur temps de cuisson optimal, sont autant de mauvaises habitudes à proscrire lorsque l’on souhaite réussir sa recette à coup sûr. Mais quelles sont les principales erreurs à éviter ? Florilège, conseils et astuces de Clément Chicard, chef du Bouillon Pigalle.

Cuisiner des pommes de terre germées

Avant d’évoquer les erreurs cuisson des pommes de terre, un petit rappel s’impose.

 «Il faut impérativement choisir des produits de qualité», recommande Clément Chicard. Et en ce qui concerne les pommes de terre, «s’assurer qu’elles n’aient pas germé avant de les cuisiner». Et pour cause : qui dit pommes de terre germées dit danger. Les germes présentent une teneur en solanine élevée et à haute dose, cette substance peut se révéler nocive pour l’organisme. À éviter donc !

 

Les cuire de la même manière

Il existe mille et une variétés différentes de pommes de terre. Et a chacune son mode de cuisson spécifique. «On privilégie les pommes de terre à chair ferme pour une cuisson à l’eau ou à la vapeur, comme la Roseval ou la Charlotte. À l’inverse, pour une purée ou pour des frites, on mise sur de la Rate, de la Bintje ou de l’Agria, plus tendres et plus onctueuses en bouche.» Au four, ce sera plutôt une Samba ou une Grenaille.

Ne pas les rincer

Autre étape importante avant d'allumer le feu de sa gazinière, rincer abondamment ses pommes de terre. «Cela va nous permettre de dire adieu à la terre présente sur le légume et aux éventuels résidus de pesticides», explique le professionnel. Une étape primordiale donc, si l’on veut éviter d’empoisonner ses invités.

Ne pas commencer la cuisson à ébullition

Dans la série des bévues trop souvent commises, selon le professionnel, «celle de démarrer la cuisson de ses pommes de terre à ébullition». Grossière erreur. «La chair risque de s’effriter et de moins bien tenir.» Le chef cuisinier préconise de démarrer le processus à l’eau froide. Compter ensuite en moyenne entre 15 et 20 minutes sur le feu pour un résultat optimal. Sa petite technique pour s'assurer que la préparation est prête ? Planter un couteau au cœur de la pomme de terre. S'il se retire sans difficultés, c'est qu'elle est cuite.

 

Les peler crues

Qui n'a jamais voulu reculer face à un kilo de pommes de terre à éplucher ? Clément Chicard a une technique bien plus simple : les fait cuire au préalable dans une casserole d’eau bouillante, puis une fois la cuisson terminée, attendre quelques minutes qu’elles refroidissent avant de retirer leur peau. Miracle, celle-ci s'enleve quasiment toute seule.

 

Jeter l'eau de cuisson

Last but not least, puisque la tendance globale est désormais à la récup', on réutilise le jus de cuisson des pommes de terre. «Pas en cuisine, plaisante le chef cuisinier, mais c'est très efficace pour laver le sol. Les pommes de terre contiennent de l'amidon qui a la propriété spécifique d’absorber le gras. C'est un remède de grand-mère idéal pour nettoyer un sol encrassé.» Comme quoi, la maxime «rien ne se perd, rien ne se crée, tout se transforme», attribuée à Lavoisier, est belle et bien vraie.

http://madame.lefigaro.fr


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مهر ۹۷ ، ۱۵:۲۴
شهلا دوستانی


برای شاد بودن، دستورعمل معجزه آسایی وجود ندارد. اما برخی از عادتها مانع از شاد بودن می شود. عادتهایی که ترمزی برای زندگی شما هستند را بشناسید.


برای احساس خوشبختی این عادتها را ترک کنید:


نیاز به کنترل را ترک کنید

کار، ورزش، داشتن زندگی اجتماعی، رعایت رژیم غذایی... فرهنگ ما فرم ایده الی از زندگی را که بر ما تحمیل می کند و ما می خواهیم به آن ایده الها برسیم. شما برای رسیدن به این هدف،  تمایل دارید همه چیز را کنترل کنید، بر همه چیز مسلط باشید. و برای اینکه کاملا بی عیب و نقص باشید احتمال این خطر وجود دارد که انرژی زیادی هدر دهید.   یاد بگیرید که محدودیتها را بپذیرید و این قبول کنید که هیچکس کامل نیست. شادی واقعی، دستیابی به ایده آلی نیست که به شما تحمیل شده، بلکه داشتن آزادی در انتخاب راه زندگی است که شما می پسندید ، در شان شماست  و در آن خواسته های خود را دنبال می کنید.

این نیاز، که همیشه حق با شماست ، را ترک کنید

با این تفکر زندگی کردن که همیشه حق باشماست شما را وادار می کند تنها افرادی را در زندگی نگه دارید که تفکرات شما را تایید می کنند، بلی، هر عقیده ای قابل بررسی است  . قبول کنید  که ایده های شما همیشه بهترین نیستند و شما نیز ممکن است اشتباه کنید.  پذیرش داشته باشید و به عقاید دیگران احترام بگذارید ، مطمئنا از کسانی که بر سر راه شما قرار می گیرند چیزهای زیادی یاد می گیرید.

از انتقادهای مخرب اجتناب کنید

نتایج تحقیقات دانشگاه  ویک فارست نشان داد:  اشخاصی که زیاد انتقاد می کنند در حقیقت  بیش از همه احساس بدبختی دارند و کمتر در زندگی  احساس رضایت می کنند و بیش ا ز دیگران در معرض خطر نا امیدی هستند. انتقاد شما در نزد دیگران در واقع  نشان دهنده جنبه ای از شخصیت شماست که آن را نمی پذیرید. یادبگیرید که برای دیگران شادی کنید و با خودتان ارتباط برقرار کنید. کلید رسیدن به شادی چیست؟ بالا بردن اعتماد بنفس.

 

نیاز به مشغولیت مداوم را از خود دور کنید

کار، ورزش، بیرون رفتن و بچه ها، آیا نمی توانید از حرکت بایستید؟ به محض اینکه برای یک دقیقه نفسی تازه می کنید احساس نگرانی می کنید؟ این بیقراری که باعث می شود همیشه در حال انجام کاری باشید به معنای ترس از تهی بودن است و { به این معناست که} به دنبال آن هستید که با فعالیت پرش کنید. در واقع ، نمی خواهید به آنچه که واقعا باعث ناراحتی شماست فکر کنید. با این وجود، فعالیت مداوم مشکلات شما را حل نمی کند، برعکس، روشی برای فرار از آن است. برای موضاعاتی که شما را نگران می کند و برای فکرکردن وقت بگذارید. یک بار برای همیشه با آن روبرو شوید.

دست از مخالفت با تغییرات بردارید

بمحض اینکه یک تغییر زندگی عادی شما را بر هم می زند ، نگران می شوید؟ این طبیعی است: انسان اینگونه است. موضوع، مکانیزم طبیعی تطابق است که ما را به سمتی می کشاند که می خواهیم از وضعیتی که تهدیدی برای تعادل ما مخسوب می شود  اجتناب کنیم. این کاملا طبیعی است که بخواهیم راحتی خود را حفظ کنیم ولی این بهترین روش برای راکد بودن هم هست. خود را در ترس خود زندانی نکنید، دلیل تراشی نکنید. برای حرکت به جلو یاد بگیرید خود را با تغییرات سازگار کنید، با  تغییرات جدید روبرو شوید، این چیزی است که شرایط پیشرفت شما را فراهم می کند.

گذشته را رها کنید

شکی نیست، گذشته شما قسمتی از شماست، و تجربیات گذشته قسمتی از شخصیت امروز  شما را ساخته، و نباید فراموش شود. اما اتفاقات گذشته،  شما را معنا نمی کند: هر روز شروعی جدید است. این امروز و حال است که باعث می شود شما آن شخصیتی  باشید که هستید. و شما می توانید انتخاب کنید و برای زندگی خود تصمیمات جدید بگیرید. گذشته غیر قابل تغییر است، در حالیکه در زمان حال  شما می توانید همه چیز را تغییر دهید.

 

به دنبال این نباشید که همه دوستتان داشته باشند

 این نیاز که مورد علاقه همگان باشید به معنای عدم اعتماد بنفس است و این موضوع شما را به سمتی می کشاند که خودتان نباشید و تظاهر کنید. در واقع، ترس از قضاوت شدن آنقدر قوی است که حاضرید به هر قیمتی رضاlیت دیگران را جلب کنید. نیاز  به تایید شدن اغلب شما را وادار به انتخابهایی مخالف میل خود اما در جهت رضایت دوستان و والدین می کند. نتیجه: دیگران شما زا برای آنچه نیستید دوست خواهند داشت. نگران انتظارات مردم از خودتان نباشد . یاد بگیرید که برای خود و نه برای دیگران زندگی کنید .

راه را برای کارهای خودجوش و طبیعی باز بگذارید و انتقادها را بپذیرید. تنها کسی که باید از شما خوشش بیاید خودتان هستید.





 

7 mauvaises habitudes que vous devriez abandonner pour être heureux


Pour être heureux, il n’y a pas de recette miracle. Mais certains de vos comportements vous empêchent de l’être. Apprenez à vous libérer de ces habitudes qui vous freinent dans votre vie. Voici 7 choses que vous devriez abandonner pour être plus heureux.

1. ABANDONNEZ VOTRE BESOIN DE CONTRÔLE

Travailler, faire du sport, avoir une vie sociale, faire un régime… Notre culture nous impose un idéal de vie auquel nous aimerions parvenir. Pour y arriver, vous avez tendance à vouloir tout contrôler, tout maîtriser? Vous risqueriez de perdre beaucoup d’énergie à trop vouloir être parfait(e). Apprenez à lâcher prise et acceptez le fait que personne n’est parfait. Le vrai bonheur, ce n’est pas d’atteindre cet idéal qui vous a été imposé, c’est d’avoir la liberté de choisir la vie qui vous plaît et qui vous ressemble, en suivant vos désirs.

 

2. ABANDONNEZ VOTRE BESOIN D’AVOIR TOUJOURS RAISON

Vivre dans la croyance que vous avez toujours raison vous oblige à ne garder dans votre vie que les personnes qui valident vos croyances. Or, chaque idée mérite d’être remise en question. Acceptez que vos idées ne soient pas toujours les meilleures, et que vous pouvez vous tromper. Restez ouvert d’esprit et soyez respectueux envers les opinions de chacun, vous avez certainement des choses à apprendre des personnes qui croisent votre route.

 

 

3. ABANDONNEZ LA CRITIQUE DESTRUCTIVE

Une étude réalisée par l’Université Wake Forest a démontré que les personnes qui critiquaient étaient en réalité les plus malheureuses, moins satisfaites de leur vie et avaient plus de risques d’être dépressives. Ce que vous critiquez chez les autres reflète en réalité un aspect de votre personnalité que vous n’acceptez pas. Apprenez à vous réjouir pour les autres et à être en communion avec vous-même. La clé pour y arriver? Développer votre confiance en vous!

4. ABANDONNEZ VOTRE BESOIN D’ÊTRE CONSTAMMENT OCCUPÉ

Entre le boulot, le sport, les sorties et les enfants, vous ne parvenez pas à vous arrêter? Vous sentez l’anxiété monter dès que vous respirez une minute? Cette manie de toujours vouloir être en activité traduit une peur du vide, que vous cherchez à combler par l’action. En fait, vous vous empêchez de penser à ce qui vous angoisse réellement. Pourtant, rester actif ne résoudra pas vos problèmes, c’est au contraire une façon de les fuir. Prenez le temps de réfléchir à ce qui vous rend anxieux, faites-y face une bonne fois pour toute.

 

 

5. CESSEZ DE VOUS OPPOSER AU CHANGEMENT

Dès qu’un changement vient déstabiliser votre quotidien, vous commencez à avoir peur? C’est normal: l’homme est ainsi fait. Il s’agit d’un mécanisme naturel d’adaptation qui nous pousse à vouloir éviter les situations qui représentent une menace pour notre équilibre. Il est donc tout à fait normal de vouloir garder son petit confort, mais c’est aussi le meilleur moyen de stagner. Ne vous enfermez pas dans vos peurs, n’allez pas chercher de mauvaises excuses. Pour aller de l’avant, apprenez à apprivoiser le changement, à faire face à la nouveauté, c’est qui vous permettra d’avancer.

 

6. ABANDONNEZ VOTRE PASSÉ

Certes, votre passé fait partie de vous, et vos expériences ont contribué à façonner la personne que vous êtes aujourd’hui, il ne faut pas l’oublier. Mais il ne vous définit pas: chaque jour est un nouveau commencement. C’est aujourd’hui et maintenant que vous êtes ce que vous êtes, que vous pouvez faire des choix et décider de votre vie. Le passé est immuable, tandis qu’au présent, vous pouvez encore tout changer!

 

7. ABANDONNEZ VOTRE DÉSIR D’ÊTRE AIMÉ PAR TOUT LE MONDE

Votre besoin d’être aimé par tout le monde traduit un manque de confiance en vous qui vous pousse à prétendre être une personne que vous n’êtes pas. En effet, votre peur du jugement devient si puissante que vous voulez à tout prix plaire aux autres. Ce besoin d’être approuvé vous oblige souvent à faire des choix qui satisfont vos amis ou parents, au détriment de votre propre volonté. Résultat: les autres vous aiment pour ce que vous n’êtes pas. Cessez de penser à ce que les gens attendent de vous, apprenez à vivre pour vous et non pour les autres. Laissez place à la spontanéité et au naturel, et acceptez la critique. La seule personne à qui vous devez plaire, c’est vous.


/www.femmesdaujourdhui.be

Par LIZA DE WILDE

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مهر ۹۷ ، ۰۹:۵۰
شهلا دوستانی

 


{ چه باید کرد در مقابل } میل به شیرینی در صبحها، بعد از ظهرها، هنگام برگشت از سر کار یا مقابل تلویزیون؟ وحشت نکنید، دکتربن بوف به شما ترفندهایی یاد می دهد تا در مقابل میل به شیرینی و حمله کردن به پاکت شیرینی و آبنبات ایستادگی کنید.

10 ترفند برای ایستادگی در مقابل اشتیاق به شیرینی

1# یک لیوان آب بنوشید

اغلب در پی آن هستیم که تشنگی و یا میل به خوردن  میان وعده را بر طرف کنیم. پس، اولین ترفندی که در پی اشتیاق به شیرینی باید دنبال کرد، نوشیدن یک لیوان آب است و چنانچه آب ( بدون طعم}را دوست ندارید  آن را   به همراه چند قطره لیمو ترش بنوشید . این بهترین کار برای گذشتن از وسوسه ی شیرینی خوردن است. 

2# نوشیدن چای یا دمنوش

دومین ترفند، نوشیدن دمنوش یا یک چای دلچسب است. در واقع، {خوردن} شیرینی دارچینی، تارت تارتین، شیرینی هایی با میوه های قرمز و یا وانیل با نوشیدن یک لیوان چای بی مزه و خنک پایان می پذیرد! امروزه شماره طعمها به بینهایت نزدیک شده  که برخی  از برخی دیگر بسیار لذیذتر است خیلی خوب، ولی چای هم بهر حال از خیلی دسرها منطقی تر است.

 

3# درست کردن اسموتی یا آبمیوه

آبمیوه یا اسموتی، از میوه درست می شود اینها جایگزینهای بسیار خوبی  برای هوس شما هستند زیرا اینها منابع خوبی از قندهای سریع الجذب هستند که مانند غذاهای سبک عمل می کنند و در عین حال به بدن شما انرژی و مواد مغذی لازم را می رسانند.

می توانید همراه آبمیوه یا اسموتی از سبزیجاتی که قند کمتری نیز دارند و بسیار هم مغذی هستند استفاده کنید.

ترفند دکتر بن بوف: در هنگام گرسنگی  به آبمیوه خود قدری تخم چیا اضافه کنید که آبمیوه را حجیم تر می کند و شکم را بیشتر پر می کند. روشی است برای لذیذ تر و دلپذیرتر شدن نوشیدنی بدون اضافه کردن کالری بیشتر.

 

 

 

4# آدمس بجوید

چنانچه میل به شکر دارید،  جویدن آدامس یا خوردن آبنبات بدون شکر می تواند جایگزین خوبی باشد. در واقع، جویدن آدامس و خوردن ابنباتهای بدون قند چون کالری کمی دارند  چیز خوردنهای ما را محدود می کنند در ضمن دندانها را از کرم خوردگی محافظت می کنند.

بعلاوه خوبست بدانید: طولانی کردن جویدن چیزی به مدت بیست دقیقه، شرایطی فراهم می آورد تا لذت کافی و  طولانی تری از خوردن ببریم زیرا مغز آندروفین کافی برا فرونشاندن میل به شکر ترشح می کند.

5#  میوه بخورید

میوه بخورید، مثلا یک سیب، که سرشار از پکتین است و ماده ی طبیعی بسیار خوبی است برای مقابله با گرسنگی. بنابراین  در صورت اشتیاق به قند، میوه ای را انتخاب کنید که با مواد طبیعی گرسنگی شما را برطرف کند.

6# مغز بادام و یا دیگر مغزها را بخورید

در صورت اشتیاق به شیرینی، بخورید! اما سالم باشد! به طور تفریحی مقداری بادام که به بدن فیبر و امگا3 می رساند بخورید در واقع هم شما را سیر می کند و هم به بدن در پایین آوردن کلسترول کمک می کند.

7#  ذهنتان را مشغول کنید

گاهی، با انجام کارهای دیگر ذهن خودتان را مشغول کنید، این کار باعث می شود اشتیاق به شیرینی های مضر از بین برود. بنابراین، چند صفحه از مجله  یا داستان مورد علاقه ی خود را بخوانید یا اینکه چرخی در میان  مطالب دکتر بن بوف کام بزنید.

و همینطورمی توانید با فکر کردن و جستجو کردن در اینترنت  برای کارهای آخر هفته تصمیمات جدیدی بگیرید و یا به موسیقی که دوست دارید گوش بدهید. آنگاه خواهید دید: بدون اینکه متوجه شده باشید میل به شیرینی از بین رفته است.

 

8# ورزش کنید

بندهای کفش ورزشی را ببندید و رهسپار ورزش شوبد تا با تحریک غدد سروتونین هورمون لیزین ترشح شود و با میل به شیرینی خداحافظی کنید.

 

 

 

9# غذاهای سالم بخورید

 بر میل به شیرینی با خوردن فیبر و پروتئین پیشی بگیرید. زیرا هضم این مواد غذای مدتی طولانی ادامه دارد در نتیجه میل شدید {به خوردن} را از بین می برد. بعلاوه، تمام غذاهای کم گلیسیمید  ( گلوسید پیچیده در برنج، پاستا، غلات و...) به تنظیم  مقدار قند  خون کمک می کند و باعث می شود احساس گرسنگی شدید و یا افت انرژی نداشته باشیم.

10# ودر نهایت، پرسشهایی خوبی از خودتان بپرسید!

پرسشهای خوب برای خود مطرح کنید! چرا این میل شدید به شیرینی در من وجود دارد؟ بی حوصلگی، ناراحتی،   رنجدیدگی، افسردگی و...پس از خوردن شیرینی آیا واقعا احساس بهتری پیدا خواهم کرد؟ وقتی می گویم نمی توانم مقاومت کنم، آیا خود را فریب نمی دهم .؟ مقداری کوتاهی مکث کنید پنج دقیقه فکر کنید وسپس احساس خوبی پیدا می کنید احساسی بهتر از آنکه انگارنصف پاکت بیسکوییت را خورده باشید!



Source : DocteurBonneBouffe.com, le blog de nutrition et santé version fun. Accédez à l'article entier en cliquant ici : https://docteurbonnebouffe.com/bannir-envie-de-sucre



ALIMENTATION & SANTÉ

Comment lutter contre les envies de sucre ?MOTS CLÉSASTUCESCOMMENTENVIEENVIESLUTTERSUCRESUCRÉE Ecrit par  Sandra Le Guen  |  18/06/2016 0 CommentaireTweetPin It

Une envie de sucre dans la matinée, dans l’après-midi, en rentrant du travail ou encore devant un film ? Pas de panique, DocteurBonneBouffe.com vous livre quelques astuces pour faire face aux envies de sucres et ne pas vous jeter sur le paquet de bonbons ou de gâteaux :

10 ASTUCES POUR RÉSISTER AUX ENVIES DE SUCRE

#1 BOIRE UN VERRE D’EAU

Souvent, on a tendance à confondre soif et envie de grignoter. Alors, première astuce à suivre en cas d’envie de sucre : boire un verre d’eau, avec éventuellement quelques gouttes de citron si l’eau ne vous attire pas. Excellent pour faire passer les tentations sucrées !

 

#2 PRENDRE UN THÉ/UNE TISANE

Deuxième astuce : prendre une tisane ou un thé gourmand. En effet, à la cannelle, façon tarte Tatin, au caramel, aux fruits rouge, à la vanille : fini les thés fades et maussades ! Aujourd’hui, les saveurs se déclinent à l’infini et sont les unes les plus gourmandes que les autres ! Parfait puisqu’un thé est tout de même plus raisonnable qu’un dessert quelqu’il soit !

 

#3 VOUS FAIRE UN SMOOTHIE/UN JUS

Les jus ou smoothies, fabriqués à partir de fruits, sont un excellent recours en cas de fringale car ils sont une bonne source de glucides rapides, qui vous permettent de combler vos petits creux tout en vous apportant énergie et des nutriments utiles.

 

Vous pouvez aussi composer votre jus/smoothie de légumes, beaucoup moins riches en sucres tout en étant beaucoup plus nutritifs !

 

L’astuce de Docteur BonneBouffe : Ajoutez à votre jus quelques graines de chia qui épaissiront votre boisson et caleront davantage votre estomac en cas de fringale. Une manière gourmande de se faire plaisir sans calorie !

 

#4 MÂCHER UN CHEWING-GUM

Mâcher un chewing-gum ou un bonbon sans sucre est une bonne alternative en cas d’envie de sucre. En effet, étant peu calorique, les chewing gums et bonbons sans sucre aident à limiter les grignotages tout en protégeant nos dents des caries !

 

Autre chose à savoir : faire durer le plaisir en mâchant quelque chose au moins 20 minutes, permet de faire durer le plaisir suffisamment longtemps pour que votre cerveau envoie les endorphines nécessaires pour calmer vos envies sucrées.

 

#5 MANGER UN FRUIT

Manger un fruit, une pomme par exemple qui très riche en pectine, se trouve être un excellent coupe-faim naturel. En cas d’envie de sucre, optez-donc pour un fruit-coupe faim naturel.

 

#6 GRIGNOTER DES AMANDES OU DES NOIX

En cas d’envie de sucre, grignotez ! Oui mais sain alors ! Picorez quelques amandes qui vous apporteront des fibres et des oméga 3 et l’effet satiété tout en vous aidant à faire baisser votre taux de cholestérol.

#7 OCCUPER SON ESPRIT

Parfois, occuper votre esprit en faisant autre chose, permet de faire passer les envies de sucre malsaines. Alors, lisez quelques pages de votre magazine préféré, votre roman préféré ou faîtes un tour sur DocteurBonneBouffe.com.

 

Vous pouvez également vous changer les idées en réfléchissant aux activités du week-end, en surfant sur internet ou écouter la musique que vous aimez ! Vous verrez : l’envie de sucre passera sans que vous vous en rendiez compte !

#8 FAIRE DU SPORT

On enfile ses baskettes et on sort faire de l’exercice qui stimule la production de sérotonine qui est l’hormone du bonheur – et hop, adieu l’envie de sucre !

#9 MANGER SAINEMENT

Devancez vos envies de sucre en mangeant des fibres et des protéines car elles sont longues à digérer et donc freinent les fringales. De plus, tous les aliments à index glycémique bas (les glucides complexes riz, pâtes, céréales…) aident à réguler le taux de sucre dans le sang et donc à éviter les fringales et coups de pompes.

#10 ENFIN, SE POSER LES BONNES QUESTIONS !

Posez-vous les bonnes questions ! Pourquoi cette envie de sucre? Ennui, contrariété, angoisse, coup de blues … après avoir mangé ce sucre vous sentirez-vous vraiment mieux ? ou culpabiliserez-vous en vous disant que vous n’avez pas su résister ? Une petite pause s’impose, 5 minutes de méditations et vous serez plus ressourcé qu’après un demi-paquet de biscuits !

Source : DocteurBonneBouffe.com, le blog de nutrition et santé version fun. Accédez à l'article entier en cliquant ici : https://docteurbonnebouffe.com/bannir-envie-de-sucre


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ مهر ۹۷ ، ۱۴:۳۵
شهلا دوستانی


"این داستان بی پایه و اساسی  که می گوید نوشیدن یک یا دو لیوان { مشروبات الکلی} برای سلامتی خوبست فقط یک افسانه است "

تحقیقی که جمعه در نشریه "لانسه" منشر شد حاکی از آن است، نوشیدن یک لیوان مشروبات الکلی در روز به مدت یک سال 5%  خطرهای ناشی از  23 مورد از مشکلات مرتبط با مصرف مشروبات الکلی و سلامتی را دربین  افراد 15 تا 95 سال را بالا می برد.

 حتی نوشیدن یک لیوان شراب یا آبجو در روز برای سلامتی خطر دارد، تحقیق وسیعی که بر روی میزان و تاثیر مصرف الکل انجام گرفته حاکی از آنست که سالانه  نزدیک به سه ملیون نفر بخاطر مصرف الکل می میرند.    

تحقیقی  که مشوق "الکل صفر" است اعلام کرد، دو ملیون هشتصد هزار نفر در سال 2016 به خاطر مصرف الکل مردند. یک نفر از سه نفری که مشروبات الکلی مصرف می کند به جهت مشکلات مربوط به سلامتی هر ساله جان خود را از دست می دهد، از این مقدار 2,2% زن و 6,8% مرد هستند.در جهان حدود دو ملیارد و چهارصد ملیون نفر  مشروبات الکلی مصرف می کنند که 63% آنها مرد هستند.

تحقیقی که جمعه از طریق نشریه "لانسه" منتشر شد به بررسی میزان مصرف الکل و تاثیراتش بر سلامتی در 195 کشور در بین سالهای 1990 تا 2016 پرداخته است. این تحقیق براین مطلب اشاره دارد که دو ملیون هشتصد هزار نفر در 2016 در اثر مصرف الکل فوت کرده اند. در 2016 مصرف الکل هفتمین عامل مرگ ومیر و معلولیت زود هنگام در جهان در میان عوامل  اصلی مرگ و میر در بین افراد بین 15 تا 49 سال ( تصادف جاده ای، خودکشی، سل و ...) بوده است. یک دهم مرگها در میان این گروه های سنی مربوط به الکل می شود.

این تحقیق حاکی از آنست که یک لیوان در روز تعداد مرگها را به 100000  نفر در سال افزایش می دهد. نوشیدن یک لیوان در روز به مدت یکسال خطر مرگ ومیر مرتبط با 23 مشکل مرتبط با الکل و سلامتی ( سرطان، بیماریهای قلبی عروقی ، سکته مغزی، بیماری های کبدی، تصادفات، خشونت و...)را در میان افراد 15 تا 49 سال را به مقدار 5.% افزایش می دهد. این رقم را محققان در مقایسه با کسانی که الکل مصرف نمی کنند برآورد کرده اند. دکتر امانوئل گاکیدو یکی از  محققان این تحقیق  از موسسه ارزیابی و سنجش سلامتی (دانشگاه واشنگتن) تاکید کرد که نوشیدن یک لیوان مشروبات الکلی در روز باعث مرگ ومیر بیش از 100000 در سال می شود.

 او گفت خطر "بزرگ" برای مرگ زود هنگام است. خطرات سلامتی مرتبط با الکل "بسیار زیاد " هستند. به گفته او این نتایج ، دیگر پژوهش های اخیر را:" ارتباط روشن و قانع کننده بین مصرف الکل و مرگهای زود هنگام، سرطان و مشکلات قلبی عروقی " را مورد حمایت قرار می دهد. او تاکید می کند" این حرف بی پایه اساسی  که می گویند یک یا دو لیوان در روز خوردن برای سلامتی خوب است فقط یک افسانه است. فقط "الکل صفر" خطر ابتلا به بیماری را به صفر نزدیک می کند.

مردان بیش از زنان الکل مصرف می کنند. به طور متوسط بیشترین مصرف مقدار  مشروبات الکلی( شراب، آبجو، الکل قوی و...) در روز در بین مردان در رومانی (8/2) لیوان در پرتغال و لواگزامبورگ(3,4 برای هر فرد) است. برای زنان بیشترین مقدار در اکراین (4,2) ، آندور و لوگزامبورگ(3,4)لیوان  است.  در فرانسه، به طور متوسط 4،9 لیوان در بین مردان و 2,9 لیوان در بین زنان است.

(...)

http://www.europe1.fr/sante/trois-conseils-pour-gerer-sa-consommation-dalcool-au-quotidien-3655319



Pas de niveau minimum d'alcool qui soit sans danger pour la santé


"Le mythe selon lequel un ou deux verres par jour sont bons pour vous n'est qu'un mythe", assure la co-auteure de l'étude. @ FRED TANNEAU / AFP

Partagez sur :

Selon une étude publiée vendredi dans la revue "The Lancet", boire un verre par jour pendant un an augmente de 0,5% le risque de développer l'un des 23 problèmes de santé liés à l'alcool, parmi les personnes âgées de 15 à 95 ans.

Même boire un verre de vin ou de bière par jour comporte un risque pour la santé, selon une vaste étude sur la fréquence et l'impact de la consommation d'alcool responsable de près de trois millions de morts chaque année dans le monde.

2,8 millions de morts à cause de l'alcool en 2016. Un buveur d'alcool sur trois meurt de problèmes de santé liés à l'alcool chaque année, dont 2,2% de femmes et 6,8% d'hommes, d'après l'étude qui prône le "zéro alcool". Le monde compte 2,4 milliards de buveurs, dont 63% sont des hommes.

 

L'étude, publiée vendredi par la revue médicale The Lancet, évalue les niveaux de consommation d'alcool et leurs effets sur la santé dans 195 pays entre 1990 et 2016. L'alcool a causé 2,8 millions de morts en 2016, note-t-elle. En 2016, la consommation d'alcool était le septième facteur de risque de décès prématuré et d'invalidité dans le monde et la principale cause de décès chez les personnes âgées de 15 à 49 ans (accidents de la route, suicides, tuberculose...). L'alcool est associé à près d'un décès sur 10 dans cette tranche d'âge.

Un verre par jour augmente le nombre de morts de 100.000 par an, selon l'étude. Boire un verre par jour pendant un an augmente parmi les personnes âgées de 15 à 95 ans de 0,5% le risque de développer l'un des 23 problèmes de santé liés à l'alcool (cancers, maladies cardiovasculaires, AVC, cirrhose, accidents, violences, etc.), estiment les auteurs par comparaison avec les non buveurs. Cela correspond à un excès de mortalité de 100.000 morts par an dans le monde pour un verre par jour, précise la Dr Emmanuela Gakidou de l'Institut de métrologie et d'évaluation de la santé (IHME, Université de Washington), co-auteure de l'étude.

 

D'"énormes" risques de mort prématurée. "Les risques pour la santé associés à l'alcool sont énormes", dit-elle. Selon elle, ces résultats confortent d'autres recherches récentes, qui ont mis en évidence "des corrélations claires et convaincantes entre la consommation d'alcool et la mort prématurée, le cancer et les problèmes cardiovasculaires". "Le mythe selon lequel un ou deux verres par jour sont bons pour vous n'est qu'un mythe", assène-t-elle. Seul le "zéro alcool" minimalise le risque global de maladies, souligne-t-elle.

Les hommes plus consommateurs que les femmes. En moyenne, le plus grand nombre de boissons alcoolisées (vin, bière, alcools forts...) consommées par jour est relevé chez les hommes en Roumanie (8,2) suivis du Portugal et du Luxembourg (7,3 chacun). Pour les femmes, figurent en tête, l'Ukraine (4,2), l'Andorre et le Luxembourg (3,4 chacun). En France, la consommation est de l'ordre en moyenne de 4,9 verres par jour chez les hommes et de 2,9 chez les femmes.

(...)

http://www.europe1.fr/sante/trois-conseils-pour-gerer-sa-consommation-dalcool-au-quotidien-3655319
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ شهریور ۹۷ ، ۱۹:۰۴
شهلا دوستانی

 


آیا ذاتا به سمت استرس و تنش تمایل دارید ؟ در این مورد نیز، ورزش می تواند کارآیی داشته باشد.

کلود تاشی سه کدی { متخصص ورزشهای رزمی} معتقد است:"  وقتی فعالیت فیزیکی دارید، انرژی منفی از بین می رود. و انسان بهتر می تواند شرایط را آنگونه که هست بپذیرد."

فلیپ گودن{استاد روانشناسی ورزش در یوسی ال} در این مورد اضافه می کند:" وقتی انسان ورزش می کند، حالت تعادل بهتری دارد و  کمتر به استرس دچار می شود."

توضیح

 به جز ترشح هورمانهای نشاط آفرین که قبلا در مورد آن صحبت کردیم، فعالیت های فیزیکی باعث کمتر شدن فعالیت های قسمتهای جلویی مغز می شود  یعنی قسمتهای بوجود آورنده افکار منفی. بخاطر تمرکز بر قسمتهای مختلف بدن و حرکتها، انسان تمام نگرانی های خود را فراموش می کند.

فلیپ گودن توضیح دیگری نیز اضافه می کند:" ورزش نوعی استرس است: عضلات کشیده می شوند، تنفس سرعت می گیرد و...

ورزش با آموزش های خود یعنی توالی تنش – آرامش باعث می شود  انسان خود را بهتر بشناسد و و بهتر بتواند با استرسهای روزانه مقابله کند. مسلما انسان نمی تواند از استرس اجتناب کند، اما با برخورد با یکی از موارد استرس زا انسان بهتر خواهد توانست آرامش را به بدن باز گرداند و تنفس را آرام کند کاری که حداقل نیمی از {درمان} استرس است."

نمونه:

اودری، 26 ساله:" بخاطرطبیعت استرسی،  من به ورزش کردن نیاز دارم. من ورزش سوارکاری و دو انجام می دهم. وقتی سوار اسب می شوم، به معنای واقعی کلمه  به درونم می روم و هر چه در سر دارم خالی می کنم. استرس و نگرانی ها را کنار می زنم. ارزش سوارکاری از تمام روانشناسیهای دنیا بیشتر است.لحظه ای آرامش بخش در کنار حیوانی با احساس و با درک ! وقتی اصطبل را ترک می کنم، بسیار حس خوبی دارم، باتریها دوباره شارژ شده اند.  ورزش دو را هم که با دوستانم انجام می دهم، دوست دارم. وقتی خلقم گرفته کفشهای ورزش ام را می پوشم و وقتی بر می گردم تمام امواج بد تخلیه شده اند."


 

LE SPORT DE COMBAT, LE STRESS ET L’ANXIÉTÉ

Vous avez une tendance naturelle au stress et/ou à l’anxiété? Là aussi, le sport peut se montrer efficace. «Quand on se dépense physiquement, constate Claude Tshisekedi, l’énergie négative disparaît. On accepte davantage les situations comme elles sont.» Et Philippe Godin d’ajouter: «Quand on fait du sport, on a un meilleur état d’équilibre, le stress nous atteint moins.»

 

EXPLICATIONS

Outre la sécrétion d’hormones du bien-être, dont nous avons déjà parlé, l’activité sportive entraîne également une diminution de l’activité cérébrale dans les lobes frontaux, là où naissent toutes les pensées négatives. En se concentrant sur les parties de son corps et sur ses mouvements, on en oublie ses soucis!

Philippe Godin a une autre explication: «Le sport est une forme de stress: les muscles se tendent, la respiration s’accélère… En apprenant, dans le sport, cette alternance tension-détente, on se connaît mieux et on peut mieux appréhender les stress du quotidien. On ne les évitera pas, bien sûr, mais face à l’un d’eux, on aura davantage le réflexe de détendre son corps et de calmer sa respiration, ce qui est déjà la moitié de l’anxiété en moins.»

TÉMOIGNAGE

Audrey, 26 ans «D’un naturel stressé, c’est un besoin pour moi de faire du sport. Je pratique l’équitation et la course à pied. Quand je monte à cheval, je rentre littéralement dans ma bulle et je me vide la tête. Je laisse les soucis et le stress de côté. L’équitation vaut tous les psychologues du monde, c’est mon moment de détente avec un animal sensible et compréhensif! Quand je quitte les écuries, je me sens extrêmement bien, les batteries rechargées. J’aime aussi beaucoup la course à pied, que je pratique avec mon compagnon. Lorsque je suis contrariée, je chausse mes baskets et quand je rentre, toutes mes mauvaises ondes ont été évacuées.»

 https://www.femmesdaujourdhui.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ شهریور ۹۷ ، ۱۳:۳۱
شهلا دوستانی

 عملکرد بهتر شناختی، تمرکز بهتر، حافظه بهتر و... .طی  تحقیقی که در فرانسه بر 1411 دانشجو در مدت دو سال و نیم در خصوص رابطه  نتایج درسی و فعالیت فیزیکی انجام گرفت، این نتیجه بدست آمد که دانشجویانی که در سطح بالاتردرسی قرار داشتند کسانی بودند که ورزشی را بصورت منظم انجام می دادند.

انستیتو تکنولوژی در جورجیا امریکا نیز در این مورد اعلام داشت که فعالیت بدنی ،حداقل بیست دقیقه ای ( حتی برای یک جلسه {در هفته})، تا 10% حافظه را بهتر می کند. و اینکار نتایج پیشگیرانه ای  نیز دارد: دانشمندان در نیویورک تحقیقی را به مدت بیست و یک سال بر افراد 75 سال به بالا انجام دادند این تحقیق نشان داد که در میان فعالیتهای روزانه این افراد( خواندن، نوشتن، حل جدول، کارت بازی، نواختن موسیقی، رقسیدن، تنیس، شنا یا گلف)  رقص بیشترین تاثیر را بر پیشگیری خطر ابتلا به زوال عقل را دارد ( دوبرابر بیشتر از حل جدول).


توضیح

افزایش جریان خون در هنگام فعالیت فیزیکی برای مغز  مفبد است. باعث می شود به مغز اکسیژن بیشتری برسد و شرایطی فراهم می کند تا قدرت حافظه و تمرکز بهتری داشته باشیم.

در نتیجه تحقیقی که در امریکا انجام گرفت معلوم شد که بعد از یک فعالیت فیزیکی روزانه که در مدت دو ماه انجام گرفته باشد، ما شاهد افزایش سلولهای مغزی خواهیم بود.

ورزشهای استقامتی باعث می شوند که هیپوکمپ که حافظه را کنترل می کند و با افزایش سن به سمت کوچک شدن می رود، بتواند حجم خود را حفظ کند.  

کلود تاشی سه کدی{ متخصص ورزشهای رزمی}اذعان دارد که:" بدون هیچ تردیدی ، ورزش فعالیت فکری نیز محسوب می شود، مثلا ورش کاراته،  محتاج  حافظه بسیار خوب برای حفظ توالی حرکتها است. برای اجرای  هر تاکتیک و تکنیک  باید فرد فکر کند  و راهکار پیدا کند... یعنی فعالیت مغزی.



 LE SPORT DÉVELOPPE LA MÉMOIRE ET L’INTELLIGENCE


Meilleur rendement cognitif, meilleure concentration, meilleure mémoire… L’exercice a aussi ses effets positifs sur le fonctionnement du cerveau. Une étude française a suivi 1 411 élèves pendant deux ans et demi, comparant leurs résultats scolaires et leur pratique sportive. Il est apparu que la moyenne scolaire était plus élevée chez les sportifs réguliers. L’Institut de technologies de Géorgie aux Etats-Unis a, quant à lui, montré une amélioration de la mémoire de l’ordre de 10 % après un exercice physique d’au moins vingt minutes (même après une seule séance!). Et cela marche aussi de manière préventive: après une étude de vingt et un ans sur des personnes âgées de 75 ans et plus, des scientifiques new-yorkais ont montré que parmi les activités quotidiennes de ces seniors (lecture, écriture, mots croisés, jeux de cartes, instruments de musique, danse, marche, tennis, natation ou golf), la danse avait l’effet le plus net sur la diminution des risques de démence (deux fois plus que les mots-croisés).

 

EXPLICATIONS

L’augmentation du flux sanguin lors de l’exercice physique bénéficie aussi au cerveau. Celui-ci est mieux oxygéné et permet une meilleure mémoire et une concentration plus grande.

Une expérience américaine a montré qu’après une activité physique quotidienne pendant deux mois, on observait un nombre plus élevé de cellules dans le cerveau.

Les sports d’endurance permettent à l’hippocampe, qui contrôle la mémoire et a tendance à diminuer avec l’âge, de garder le même volume.

«L’air de rien, affirme Claude Tshisekedi, le sport est intellectuel. Prenons un sport comme le karaté: il demande une mémoire énorme pour retenir les enchaînements. Il faut aussi réfléchir à sa tactique, ses techniques, trouver une stratégie… ça fait fonctionner le cerveau!»

 https://www.femmesdaujourdhui.be/bien-etre/forme/le-sport-cest-bon-pour-le-moral/


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۹۷ ، ۱۱:۰۴
شهلا دوستانی

 


در سال  2009     برند نایک نتایج تحقیقی را که بر روی 10000 زن اروپایی  انجام گرفته بود را منتشر کرد این تحقیق نشان می داد:

ورزش برای معتادان مفید است( بخصوص معتادان به سیگار)


گابی  سی وسه ساله یکی از شاهدان{ کسی که در تحقیق شرکت داشته} می گوید:" قبل از اینکه ورزش را شروع  کنم،  چند باری {در روز} سیگار می کشیدم بعد، کم کم، حس کردم سیگار زیاد برای من خوب نیست، و بدون آنکه متوجه باشم آن را ترک کردم، خیلی ساده است  چون دیگر علاقه ای به آن نداشتم."

کلود شیسه کدی{ مربی ورزشهای رزمی} تاکید می کند:"   با ورزش انسان روی نفس خود کار می کند و ریه ها را باز می کند. ورزشکاران قبل از سیگار کشیدن باید یک تا دوساعت استراحت داشته باشند. دوره زمانی مناسب، برای کسانی که می خواهند سیگار را کاهش دهند.

توضیح

تولید دوپامین در هنگام فعالیت فیزیکی جایگزین همان موادی می شود که شما از سیگار انتظار دارید.

 به این خاطربا ورزش  برای ترک سیگار تحریک می شوید تا بر محدودیتهای فیزیکی بدنتان فائق شوید.

 ورزش جبران اضافه وزن احتمالی ناشی از ترک سیگار را نیز می کند.


LE SPORT LUTTE CONTRE LES ADDICTIONS (ET NOTAMMENT LA CIGARETTE)

«Avant de me mettre à faire du sport, témoigne Gaby, 33 ans, je fumais pas mal. Puis, petit à petit, il m’a semblé que la cigarette n’était plus bonne pour moi. J’ai arrêté sans m’en rendre compte. Je n’en avais simplement plus envie.» «La première cigarette après l’effort est très forte, presque désagréable, confirme Claude Tshisekedi, parce qu’on a travaillé son souffle et ouvert ses poumons. Les sportifs ont souvent besoin d’un répit d’une heure ou deux avant de refumer.» Un laps de temps bienvenu pour qui veut faire baisser sa consommation.

EXPLICATIONS

La production de dopamine lors de l’activité physique remplace allègrement celle que vous attendez de votre cigarette.

Le sport vous motive à arrêter la cigarette, ne serait-ce que pour pouvoir dépasser les limites imposées par votre condition physique.

Le sport compense l’éventuelle prise de poids liée à l’arrêt de la cigarette.

 https://www.femmesdaujourdhui.be/bien-etre/forme/le-sport-cest-bon-pour-le-moral/


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ شهریور ۹۷ ، ۱۲:۳۷
شهلا دوستانی

در سال  2009     برند نایک نتایج تحقیقی را که بر روی 10000 زن اروپایی  انجام گرفته بود را منتشر کرد این تحقیق نشان می داد: 73% از خانمها  اذعان می کنند : ورزش آنها را از جهت عاطفی، اعتماد بنفس  قوی کرده  و آنها را مصمم تر کرده است .

الکساندرا  33 ساله به خاطر می آورد:" وقتی ورزش را آغاز کردم ، خجالتی و درونگرا بودم، در سالن ورزش با هیچکس حرف نمی زدم، بعد بایک مربی شروع به تمرین کردم. می دیدم که هیکلم در حال تغییر است، از من تعریف می شد، کارهایی را انجام می دادم که تصور نمی کردم بتوانم انجام بدهم . و این در دیگر زمینه های زندگی من نیز تاثیر گذار بود: روزی رئیسم گفت از موقعی که ورزش می کنم کارم پیشرفت کرده ! امروز من خودم درسهای گروهی را می دهم."

 

توضیح

فلیپ گودن توضیح می دهد: " وقتی به طور مرتب ورزش می کنید، بدن طبیعتا به سمت تغذیه سالمتری می رود، اشتاه منظم می شود،  چند کیلو کاهش پیدا می کند، و موفقیتها بیشتر می شود...خلاصه ، برای خود ارزش بیشتری قائل می شوید."

کلود شیسه کدی مربی ورزش  ومتخص ورزشهای رزمی می گوید:" با آغاز تغییرات، مردم شروع می کنند به مقایسه خود با قبل : این پیشرفت مهمی است."

ادامه می دهد:" ورزش باعث می شود انسان خودش را بهتر بشناسد، نقاط ضعفش را از نقاط قوتش تمیز دهد و تفاوت ها را بپذیرد. با تمرینات رزمی  اعتماد درونی افزایش میابد که در بیرون خودش را نشان می دهد ، مثلا افراد در هنگام صحبت کردن با اطمینان بیشتری حرف می زنند. 


 

 LE SPORT DÉVELOPPE LA CONFIANCE EN SOI

Selon une enquête menée en 2009 par Nike sur 10 000 femmes européennes, 73% l’affirment: le sport les rend émotionnellement plus fortes, plus confiantes en elles et plus déterminées. «Quand j’ai commencé le sport, se souvient Alexandra, 33 ans, j’étais timide, introvertie. Je ne parlais à personne à la salle de gym. Puis j’ai commencé à m’entraîner avec un coach. J’ai vu mon corps changer, j’ai reçu des compliments, j’ai fait des choses que je n’aurais jamais cru pouvoir faire. Et cela s’est répercuté dans les autres domaines de ma vie: un jour, ma cheffe m’a dit que depuis que je m’étais mise au sport, mon travail s’était amélioré! Aujourd’hui, je donne moi-même des cours collectifs!»

 

EXPLICATIONS

«Lorsqu’on fait régulièrement du sport, explique Philippe Godin, le corps va naturellement vers une nourriture plus saine, l’appétit se régule, on perd quelques kilos, on a plus de succès… bref, on dope son estime de soi.»

«En se mettant des challenges, explique Claude Tshisekedi, coach sportif et expert en sports de combat, les gens se mettent en compétition avec eux-mêmes: c’est très boostant.»

«Le sport permet d’apprendre à mieux se connaître, ajoute-t-il, à distinguer ses points forts et ses points faibles et à accepter sa différence. En pratiquant notamment les sports de combat, on développe une confiance interne qui se voit à l’extérieur, par exemple dans la manière de parler avec plus d’assurance.»

 https://www.femmesdaujourdhui.be/bien-etre/forme/le-sport-cest-bon-pour-le-moral/


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ شهریور ۹۷ ، ۱۲:۱۹
شهلا دوستانی




"م د ر، کفشاشو نگاه کن" " اوه ، اوه این چه وضعیه، اون حتی بلد نیست حرف بزنه" ،  "وت ف ،اما این یارو مزخرف نوشته"...

محل وموقع  اهمیتی ندارد  سر کار، در کوچه، دراینترنت و   ...انسان در مورد همنوعان خود قضاوت میکند . بهر حال  می دانید که  ( البته مطمئن هستم چنانچه به پادکست های{فایلهای صوتی} من گوش کرده باشید!) اولین تاثیر،ارتباطات بعدی را هدایت می کند. واقعا اولین تاثیر مهم است. بعلاوه همانطور آلفونس لامارتین به درستی گفته :"انتقاد قدرت ضعیفان است."

حالا از کجا این عادت بیخود قضاوت در باره دیگران آمده و چرا ما باید قبل از قضاوت فکر کنیم؟

برگشت به ریشه

ابتدا باید قبل از هر چیز دانست که قضاوت در باره دیگران ایجاد تمایزمی کند. و ما نا خود آگاه خودمان را متمایز از فرد انتقاد شده قرار می دهیم. وقتی شخصی یک سری ویژگی هایی   می گیرد ما بلافاصله آن را با شخصیت خودمان مقایسه می کنیم و قضاوت می کنیم:

قضاوت کردن، باعث  قضاوت در مورد خود ما نیز می شود . به محض آنکه انسان متوجه تفاوتی بشود  تمایل دارد به بررسی اشتباهات بپردازد.

بعنوان مثال، کسی که خوب کار نمی کند ممکن است بگوید " اون ،  تمام عمرش داره جون می کند، من ترجیح می دهم کمتر کار کنم و کمتر چیز داشته باشم." در اینجا فرد دیگری را قضاوت می کند تا خودش را در مقابل همسایه اش که مالدارتر از اوست توجیه کند. در دیگری چیزی را دیده  که خودش هرگز نخواهد داشت.

قضاوت، نوعی دفاع از خود است. به محض آنکه تفاوت بین من و دیگری مرا ناراحت کند و آزار دهد در مورد او به قضاوتی می پردازم ( با همان عنوان یا عنوان دیگر) که {مثلا} این ناهنجاری درست نیست. در واقع نتیجه ی منطقی این قضاوت به خود ما بر می گردد. انسان دوست ندارد که از راحتی خود دست بکشد، و برایش بسیار سخت است که خودش را مورد سوال قرار دهد. به همین خاطر  با تاکید روی این موضوع که این دیگری است که از حالت {تعادل و}  خوبی خارج شده  به دنبال دفاع از خود است .

قضاوت کردن دیگران به معنای فقدان اعتماد بنفس است. از دیگری انتقاد می کنم تا خودم را توجیه کنم. زیرا من بخوبی می دانم که آن کاری را که انجام می دهم خوب نیست، که من خوب نیستم، که برای بهتر شدن باید به سختی کار کنم. من اعتماد به نفس ندارم ولی بیشتر ترجیح می دهم از دیگران انتقاد کنم تا اینکه خودم را زیر سوال ببرم.  و در اینجاست که من  تفاوت شخصیت رهبر را با خودم مشخص می کنم: فردی که می خواهد "رهبر" باشد باید خودش را زیر سوال ببرد و بجای اینکه برای بالابردن خودش به شیوه   غلط وقتش را با انتقاد از دیگران بگذراند در خودش تغییرات ایجاد کند. رهبر وقتش را با بررسی قدر و قیمت رفتارهای دیگران نمی گذراند او به خودش بها می دهد .

به چهار دلیل باید قبل از قضاوت  ، بیاندیشیم

با وجود ازدیاد راههای ارتباطی، همچنان  بسیار ساده است که بدون تنبیه، دیگران را قضاوت کنیم و یا از دیگران انتقاد کنیم . به نظرات روی وب ها  و پیامهای روی شبکه های اجتماعی یا حتی ایمیلها نگاه کنید. انسان به یک موجود شایعه پراکن تبدیل شده ( و حتی یک شایعه پراکن مقدس). در کمین زندگی دیگران نشستن و از آنها ایراد گرفتن  تبدیل به وقت گذرانی مورد علاقه اش شده است.

بنابراین اجازه بدهید با وجود اینکه هیچ تنبیهی وجود ندارد ،به شما بگویم به چهار دلیل شما باید قبل از انتقاد کردن فکر کنید.

 اینکار باعث می شود از تشخیص غلط اجتناب کنید. آه بله، وقتی به سرعت تحت تاثیر قرار بگیرید، قضاوت اغلب غلط از آب در می آید. وقتی شما تمام ماجرا را نمی دانید، وقتی بخوبی فرد مورد نظر را نمی نشاسید، بهتر است از قضاوت عجولانه اجتناب کنید! ( بعلاوه،   این موضوع شما را وادار می کند که به اشتباه خود اعتراف کنید ، وشخصا از این کار بیزارم و بیزاری به حدی استکه  وقتی اشتباه  هم می کنم خود را برای اشتباهم محق می دانم.)

قضاوت نکردن باعث اجتناب از پشیمانی می شود. و بی تردید  این موضوع همپایه دلیل اول است. اگر قضاوت اشتباه باشد به احتمال قوی پس از قضاوت پشیمان می شوید ، و اگر افسوس خوردن بهتر از نادم شدن است پس وقتی بتوان از هر دو اجتناب کرد بسیار بهتر است.   

اینکار هیچ نتیجه ای ندارد. حداقل شما موفق نمی شوید عکس این را ثابت کنید، انتقاد از دیگران و قضاوت آنها بدون فکر هیچ نتیجه ای ندارد. گفتن اینکه فلانی بی فرهنگ است و بی کفایت است بدون آنکه در باره این مطالب با او صحبت کرده باشی هیچ نفعی نخواهد داشت اگر نگوییم که انرژی خود را صرف چیز کاملا بیهوده ای کرده اید.

روشن است که اینکار منطقی نیست. انتقاد و قضاوت عجولانه عملی است که من آن را جز "ارتباطات ناسالم" می خوانم. این کار چیزی دیگری را در بحث مطرح می کند، چرا وقتمان را برای موضوعی هدر دهیم که هیچ جذابیتی ندارد؟ و اضافه بر این، هیچ چیز بیشتراز فردی که مرتب شکایت می کند اعصاب خرد کن نیست.

{ در انتها نویسنده مثال خنده داری زده که بدلایل مسائل اخلاقی چند خطر را ترجمه نکردم عزیزان می توانند به متن اصلی مراجع کنند}


Speedevelopment



Pourquoi nous devrions réfléchir avant de juger [article invité]

 

L’article (très intéressant) de Jérôme

« Mdr, regarde ses chaussures », « Oh là là, mais il ne sait pas parler lui », « WTF, mais il écrit comme une merde le bonhomme »…

 

Que ce soit au travail, dans la rue, sur le web… Peu importe l’endroit, peu importe le moment, l’Homme juge ses pairs. Or, vous n’êtes pas sans savoir (si vous écoutez mes podcasts mais je n’en doute pas !) que la première impression est souvent celle qui guide le reste de la relation, elle est absolument primordiale. Reste que comme l’a justement souligné Alphonse de Lamartine: « la critique est la puissance des impuissants ».

 

Alors, d’où vient cette foutue manie de juger les autres et pourquoi devrions-nous réfléchir avant de juger ?

 

Retour aux origines

Il faut d’abord savoir que juger l’autre c’est, avant tout, opérer une distinction. Cette distinction, nous la faisons inconsciemment entre la personne critiquée et nous-même. Dès lors qu’une personne va revêtir une certaine caractéristique, nous allons opérer une comparaison avec notre propre personne et rendre un jugement:

Juger, c’est porter un jugement sur soi. Dès lors que l’homme constate une différence il juge en se penchant sur ses propres défauts. Prenons un exemple, quelqu’un qui ne travaille pas assez pourrait déclarer « Lui, il passe sa vie à bosser, je préfère avoir de moins bons résultats mais moins travailler ». Ici la personne juge l’autre pour justifier ses propres résultats qui sont moins bons que son voisin, elle voit en l’autre ce qu’elle ne sera jamais.

Juger, c’est se défendre. Dès lors que la différence de l’autre me trouble, me gêne, j’opère un jugement (à juste titre ou non) en déclarant que cette dissemblance n’est pas correcte. Ici c’est en fait la suite logique du jugement porté sur soi. L’homme a tendance à ne pas souhaiter sortir de sa zone de confort, il est bien trop à l’aise et c’est bien trop douloureux de se remettre en question. Il va donc chercher à se défendre en affirmant que c’est autrui qui est en marge de ce qui est bon.

 

Juger, c’est être en manque de confiance. Je juge l’autre pour me justifier car je sais pertinemment que ce que je fais n’est pas la bonne chose, que je ne suis pas bon, que je devrais travailler plus dur pour être meilleur. Je n’ai pas confiance en moi, mais je préfère critiquer les autres plutôt que me remettre en question. Et c’est là-dessus que s’opère la différence avec le leadership : la personne qui souhaite devenir un « leader » doit se remettre en question, opérer le changement sur soi plutôt que passer son temps à critiquer l’autre pour se ré-hausser de manière infondée. Le leadership ne passe pas par l’estime des autres, mais par l’estime de soi.

 

Les 4 raisons (+ un bonus) pour lesquelles nous devrions réfléchir avant de juger

Avec la prolifération des moyens de communication, il est aujourd’hui encore plus facile de juger les autres et les critiquer sans impunité. Regardez les commentaires sur les blogs, les messages sur les réseaux sociaux ou même via mail. L’homme est devenu une commère (et une sacré commère même) ! Guetter la vie des autres et la critiquer est devenu son passe-temps favori.

 

Alors, à défaut de menace, laissez-moi vous donner quatre bonnes raisons et une bonus pour lesquelles vous devriez réfléchir avant de juger.

Cela permet d’éviter un mauvais « diagnostic ». Eh oui, lorsqu’il est effectué trop rapidement, le jugement est souvent faussé. Lorsque vous ne connaissez pas toute l’histoire, lorsque vous ne connaissez pas réellement la personne, mieux vaut éviter un jugement hâtif ! (En plus, ça vous obligera à admettre que vous avez tort et personnellement j’ai horreur de ça : même quand j’ai tors j’ai raison d’avoir tort)

Cela évite d’avoir des regrets. Bien sûr, cela va de pair avec la première raison. Si votre jugement est erroné, il y a fort à parier que celui-ci soit regretté par la suite. Et s’il vaut mieux avoir des remords que des regrets, lorsque l’on peut éviter les deux, c’est quand même plus sympa !

 

Cela n’apporte rien. A moins que vous ne réussissiez à me démontrer l’inverse, critiquer les autres et les juger sans réfléchir n’apporte rien. Dire qu’un tel est inculte ou totalement incompétent sans avoir préalablement discuté avec lui ne sert à rien, si ce n’est dépenser votre énergie pour quelque chose de totalement futile.

Ce n’est clairement pas une preuve d’intelligence. Critiquer, juger hâtivement, fait partie de ce que j’appellerais de la « mauvaise communication ». Il y a tellement d’autres choses à évoquer lors d’une discussion, pourquoi perdre son temps sur des choses qui n’ont aucun intérêt ? Et en plus, rien de plus énervant que quelqu’un qui se plaint tout le temps.

Speedevelopment


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ مرداد ۹۷ ، ۱۰:۲۵
شهلا دوستانی


چامعه و شرکت های ما  همیشه برای افراد برونگرا ارزش قائل هستند ، آنها را همواره روی سن {در مقابل دید} قرار می دهند و می خواهند که ما فکر کنیم آنها افراد موفق فردا هستند. 

ولی افراد دیگر ، درونگراها ، در سکوت اسرار آمیز خود محسناتی دارند.

اغلب در نگاه اول درونگراها را با خجالتی ها  اشتباه می گیرند. و لزوما برای آنها ویژگی قائل نیستند.

بدتر از همه اینکه، این خود افراد هم گاهی برای خود خصلتهای نیکی فائل نیستند و نقاط قوت شخصیت درونگرای خود را  نمی بینند.

اجازه بدهید نقاط قوت این انسان   راز دار را آشکار کنم، خصلتهایی که با اتبات اعتماد بنفسی پیش بینی نشده  قادر به درک  تنهایی و سکوت است.

اما " درونگرا یی" به چه معناست؟

برای ما بسیار رایج و شایع  است که شخصیت "درونگرا" را با خجالتی اشتباه بگیریم، در حالیکه درواقع خجالتی و درونگرایی  دو چیز کاملا متفاوت هستند.

به طور کلی، افراد برونگرا باید انرژی خود را ازجهان خارج خود کسب کنند در حالیکه افراد درونگرا در درون خود آسوده اند و در دنیا و عمق افکارشان  می توانند انرژی خود را دوباره احیا کنند.

اغلب درونگراها را شبیه  افرادی غیر جذاب بسیار خجالتی ساکت و محجوب می دانند.

این موضوع ناشی ازدگر گونی  نسبتا سریع و ناسازگاری با حقیقت نیست ، درونگرایی ویژگیهای زیادی دارد که همه قادر به تشخیص آن نیستند.

چرا مهم است که درونگرایی را با خجالتی بودن اشتباه نگیریم؟

شخص می تواند هم خجالتی باشد و هم درونگرا. و می تواند درونگرا باشد اما خجالتی نباشد.

خجالتی بودن ناشی از تجربیات منفی است. ترسی است که فرد در جریان زندگی در خود بوجود آورده است.

درونگرایی یک نوع خصوصیت است که عمدتا ذاتی است.

هر چند که مشکل است اما کاملا این امکان وجود دارد که فرد خود را از خجالتی بودن خلاص کند. بعکس، بندرت ممکن است  که فرد بتواند خصوصیت  درونگرایی را اصلاح کند یا از بین ببرد پس بهتر است سازگاری با یان خصلت را یاد گرفت و با آن زندگی کرد.

{ با نپإیرفتن این خصلت }این خطر وجود دارد که فرد نقشی راایفا کند که د رشخصیت او نیست.و اینکار در طولانی مدت پیامد های بدی را به همراه خواهد داشت: خستگی مزمن، احساس ناراحتی، حس اینکه زندگی دلخواه خود را گم کرده و...

مشکل دیگر اینکه تصور کند خجالتی است در حالیکه درونگراست.

خصوصیات افراد درونگرا :

یایید پیش داوری هایی ذهنی در باره ی درونگریی را از بین برد!

اینها فهرستی از شناخته ترین ویژگی های درونگرایست:

افرادی اهل تفکرند

گاهی آنها خودبخود در مسیرهای پیچشی حرکت می کنند، این یک ویژگی غیر قابل انکار آ نهاست .

درونگرا برای تفکر، برای بررسی وضعیت قبل از هر انتخاب ، برای اتخاذ تصمیم وقت می گذارد.

 گوش می دهند

می توان این ویژگی  را اینگونه خلاصه کرد: درونگراها بیشتر ترجیح می دهند  گوش بدهند تا حرف بزنند درست مثل یک راه میانبر.

 با این حال شکی نیست که با وجود خصلت گوش دادن درونگراها افراد ارزشمندی هستند که دوستانشان تمایل دارند به آنها اعتماد کنند.

آرام هستند

وقتی مسائل آزار دهنده ای که محرک اعصاب است برای این اشخاص پیش می آید، این  درونگراها هستند که نیروهای آرام محسوب می شوند. آنها { در این مواقع} آرامشی با طمِانینه از خود به نمایش می گذارند.

مستقل هستند

درونگراها  برای ادامه و پیشرفت در مسیرشان  نیازی ندارند که مرتب از نصایح افراد زیادی برخوردار شوند.

این به این معنا نیست که آنها از نصایح و کمکها قدر دانی و استقبال نمی کنند. بلکه آنها به راه های پیشرفت خود به روش خود و با ارج نهادن به خلوت  خود آگاهی دارند.

برای خلوت خود ارزش قائلند

شاید درونگرا ها را بخاطر اینکه برعکس دیگران از تنهایی نمی ترسند بشناسیم. در واقع آنها با تنهایی احساس خوبی دارند.

در حالیکه بعضیها فقط وقتی حسی خوب دارند که در میان مردم باشند، افراد درونگرا ترجیح می دهند در خلوت خود و یا در کنار یکی از نزدیکان باشند.

آنها از این لحظات خلوت بسیار ارزشمند برای خلاقیت و تفکر بهره می برند.

 صادق و عمیق هستند

هزار و یک موضوع برای گفتگو وجود دارد ، هزار و یک روش برای حرف زدن با نزدیکان و همکاران وجود دارد اما وقتی درونگراها موضوعی را برای حرف زدن انتخاب می کنند اغلب عمیق و عاری از سطحی نگریهای برخی از بحثهاست.

 

نتیجه

 

برونگراها نباید ناراحت شوند چون آنها هم ویژگی های خود رادارند. جهان فقط سیاه و سفید نیست. و انسان به طور مطلق درونگرا یا برونگرا نیست.

موضوع این مقاله برای شکوفا یی شخصیت  درونگراها است بخصوص وقتی در شخصیت خود ضعف می بینند، رنج می برند و آن را با خجالتی بودن اشتباه می گیرند.


Les qualités des personnes introverties qu’elles ne soupçonnent même pas elles-mêmes

Article publié dans Confiance en soi le 17 juin 2018 par Prendre Confiance

Notre société, nos entreprises, notre culture n’ont de cesse de valoriser les extravertis, en les disposant constamment sur le devant de la scène, nous laissant penser qu’ils sont la réussite de demain.

 

Alors que quelque part, dans les détours plaisants de leur silence, les introvertis possèdent aussi de nombreuses qualités.

 

Au premier abord, on confond souvent timidité et introversion. Et on ne soupçonne pas forcément les qualités des personnes introverties.

 

Le pire, c’est que ces personnes ne soupçonnent parfois pas elles-mêmes les qualités , voire les forces, de leur personnalité introvertie.

 

Laissez-moi vous démontrer la force de ces êtres discrets, ce qui sont en mesure d’apprécier la solitude et le silence, en faisant preuve d’une confiance insoupçonnée…

Mais qu’est-ce que cela veut dire, être introverti ?

Il est fréquent et répandu que nous confondions personnalités timides et celle dites « introverties », alors qu »en réalité timidité et introversion sont deux choses bien différentes.

De manière générale, les personnes introverties se sentent à l’aise dans leur mond intérieur, dans l’univers de leurs pensées, au sein duquel elles peuvent recharger leur énergie. À la différence des personnes extravertie qui elles, puisent leur force du monde extérieur !

 

Souvent, on assimile personnalités introvertis avec un être effacé, silencieux, peu attrayant, à la timidité exacerbée.

 

Il ne s’agit ni plus ni moins d’une déformation rapide et dénigrante de la réalité : les introvertis possèdent de nombreuses qualités, appréciables par tout un chacun.

 

Pourquoi est-il important de ne pas confondre timidité et introversion ?

On peut être introverti et timide. On peut aussi être introverti et ne pas être timide.

 

La timidité est le résultat d’expériences négatives. C’est une peur que l’on construit au cours de sa vie.

 

L’introversion est un trait de caractère en grande partie inné.

 

Même si cela peut être difficile, il est tout à fait possible de se débarrasser de sa timidité. À l’inverse, il n’est pas possible de supprimer ou de corriger sa personnalité introvertie. Il est préférable d’apprendre à vivre en harmonie avec ce tempérament.

 

Le risque est de jouer un rôle qui n’est pas le nôtre. Et cela a nécessairement des conséquences négatives à long terme : fatigue chronique, mal-être, sentiment confus de ne pas vivre la vie que l’on souhaiterait…

 

 

Le problème est aussi quand se croit timide alors qu’on est seulement introverti.

 

Les qualités des personnes introverties

Faisons voler en éclats les préjugés qui subsistent sur les introvertis !

 

Voici une liste des qualités les plus reconnues des personnes introverties.

 

Ce sont des êtres réfléchis

Il s’agit d’une qualité indéniable, quand l’impulsivité nous pousse parfois dans des chemins sinueux…

 

Les introverties prennent le temps de la réflexion, de l’examen de la situation avant de choisir, d’opter pour une décision, plutôt qu’une autre.

 

Ce sont des personnes qui sont à l’écoute

On pourrait résumer cette qualité, en disant que les personnes introverties préfèrent écouter que parler, même si il s’agit ici d’un raccourci.

 

 

 

Toutefois, il est indubitable que les introverties sont des êtres précieux faisant preuve d’une qualité d’écoute précieuse, auprès desquels ses pairs aiment se confier…

 

Ce sont des personnes calmes

Quand il est de ces personnalités qui ne tiennent pas en place, qui transpirent la nervosité, les introverties sont, eux, la force tranquille. Ils font preuve d’un calme apaisant.

 

Elles font preuve d’autonomie

Les personnes introverties n’ont pas besoin d’être entourées constamment, de bénéficier des conseils d’une multitude de personnes pour progresser, suivre leur chemin.

Cela ne veut pas dire que conseils et aides ne sont pas bienvenus ou reconnus. Mais appréciant la solitude, ils savent progresser par leurs propres moyens.

Elles apprécient la solitude

On reconnaît probablement les personnes introverties au fait qu’au contraire des autres, elles ne sont pas effrayées par la solitude. En fait, elles s’y sentent même bien.

 

Quand certaines personnes ne se sentent bien qu’entourés de monde, les introvertis préfèrent la solitude et/ou être entourés d’une personne proche. Ils profitent alors pleinement de ces instants de réflexion et de créativité, si précieux que sont les moments placés sous le signe de la solitude.

 

Ce sont des êtres sincères et profonds

Il y a mille et un sujets de conversation, mille et une manières de bavarder avec ses proches, ses collègues, mais quand les introvertis choisissent d’engager la conversation, il est alors plus que probable que les sujets soient profonds et balayent la superficialité de certaines discussions…

 

Conclusion

Que les extravertis ne prennent pas ombrage de cet article. Eux aussi ont leur qualités et leurs forces. Et le monde n’est pas tout noir ou tout blanc. Personne n’est totalement introverti ou totalement extraverti.

 

L’objet de cet article est surtout d’aider les personnes introverties à être plus épanouies. Surtout lorsqu’elles acceptent mal leur personnalité, la vivent mal ou  la confondent avec la timidité.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ مرداد ۹۷ ، ۱۰:۲۰
شهلا دوستانی