مطالب آموزنده فرانسه فارسی

داستان و مقالات آموزنده به زبان فارسی و فرانسه

مطالب آموزنده فرانسه فارسی

داستان و مقالات آموزنده به زبان فارسی و فرانسه

در این سایت ترجمه حکایت ها و مقالاتی راجع به سلامتی و ورزش و یا زبان از فرانسه و گاهی انگلیسی آورده می شود . در مواردی اصل متن نیز ارائه می شود تا دانشجویان بتوانند متونی را به صورت ترجمه مقابله ای داشته باشند.

طبقه بندی موضوعی

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «Hermann H. CAKPO» ثبت شده است

 

 ترجمه زیر یکی از مطالب هرمان کاک پو است. ایشان تاکنون 25 کتاب در مورد رهبری نوشته اند و کارگاه های زیادی در این رابطه برگزار کرده اند. از آنجایی که.مطلب طولانی است ترجمه آن را در چند قسمت در این وبلاگ می آورم .  این بخش، قسمت دوم مطلب است. در بخش (1) در باره ی همدلی و شفقت  و توجه به فرصتها و نتایج جالب  صحبت کردیم امیدوارم ادامه ی بحث مورد توجه عزیزان قرار گیرد.


·        اجتناب از قربانی شدن و و رفع اتهام از مورد سوء ظن

 

ما روحی تحلیل گر داریم. نقش اصلی آن گردش در محیط خارجی برای یافتن هرچه غیر قابل تحمل، غیر قابل قبول، ناموجه، ناسازگار، ناعادلانه، فریب کارانه،اخلال گرانه و... است، تا توجه ما را بر آن معطوف کند. این، کار اوست، و این کار را به طور دائم انجام می دهد. چالش در اینست، وقتی ما به چیزی که غیر قابل تحمل، ناموجه، غیر قابل قبول، ناسازگار، ناعادلانه، فریبکارانه، اخلاگرانه و... توجه می کنیم، کنترل خود را بر احساساتمان از دست می دهیم. و به همین خاطر هم هست افرادی که به حقوق ، امتیاز و مزایای خود آگاهی دارند، اغلب کنترل خود را از دست می دهند و  سرخورده می شوند و بر علیه آنکس یا چیزی که غیر قابل تحمل، ناموجه، غیرقابل قبول، ناسازگار، غیرمنصف، فریبکار و اخلاگر است صدایشان را بلند می کنند.

آیا این به این معناست که باید حقوق خود را نادیده گرفت؟ نه هرگز. تمامش بستگی به چیز یا کسی دارد که به آن توجه می کنیم. اگر می خواهید به دنیای خارج ( سیستم، دیگران و...)  توجه کنید شما به یک قربانی متحرک، آسیب پذیر ، سر خورده تبدیل می شوید که همیشه عصبانی است.

 بیشتر مردم وقتی با تمام کسانی که غیرقابل تحمل، ناسازگار ، غیرقابل قبول ،غیرمنصف، فریبکار، اخلال گرروبرو می شوند و کنترل احساساتشان را از دست می دهند ودر تله ی قربانی شدن می افتند در حالیکه با گفتن جمله ساده :" مهم نیست ، این از خطای آنها نیست" خود بخود ازمیزان تنش خودکم می کنند. مسئله اینست که بدانید که می خواهید میزان تنش خود را کم کنید یا زیاد کنید. اگر می خواهید از میزان تنش خود کم کنید، بگویید:" مهم نیست، این ناشی از خطای آنها نیست". هرگز خوبی کردن به خودمان کاری احمقانه محسوب نمی شود.

عادت به پذیرفتن مسئولیت

اوقتی همکاری عمل غلطی انجام  می دهد و شما به خودتان می گویید: "من مطمئن نیستم که او هر چه را برایش توضیح دادم خوب فهمیده باشد. حتما چیزهایی را من خوب توضیح نداده ام. فکر کنم کار را دوباره باید از سر شروع کنیم." تنش شما خودبخود فروکش می کند. مسئله اینست که شما بدانید که آیا می خواهید تنش خود را کم کنید ( واثبات کنید بر خود مسلط هستید) یا اینکه تسلط خود را بر احساستان از دست بدهید.

اگر می خواهید تسلط بر احساسات خود را حفظ کنید باید مسئولیت پذیر باشید.

مثال: وقتی شخصی خود را در دادگاهی مجرم بداند بسیار آرامتر است تا فرد، کس دیگری را مجرم بنامد. وقتی ما به عنوان رهبر اشتباهی مرتکب می شویم، بهتر احساسات خود را کنترل می کنیم تا اینکه همکارمان یا شریکمان همان اشباه و خطا را مرتکب شود. چقدر عجیب است ، وقتی ما به خودمان اینگونه می گوییم"  اما دستیارم می بایست حواس مرا جمع می کرد..." و این به این معناست ما مشکل را در خارج خود قرار داده ایم پس دوباره تسلط بر احساسات خود را از دست می دهیم.

چگونه تسلط بر احساسات خود را حفظ کنیم؟ مسئولیت پذیری!  فرد مسئولیت پذیر همیشه متعادلتر و آرامتر از کسی است که نمی خواهد مسئولیت پذیر باشد. تناقض ظاهری تسلط بر احساسات در همین جاست.  فقط کافی است که عادت به مسئولیت پذیری داشته باشید تا تسلط بر احساسات خود را افزایش دهید.  و کافی است که مشکلات را در خارج از خود جستجو کنید تا تبدیل به عصبانی ترین و پرخاشگر ترین فردی شوید که می شناسید.



 

Le refus de tomber dans la victimisation et la disculpation des mises en cause

Nous disposons d’un esprit analytique dont le rôle essentiel est de faire le tour de l’environnement extérieur pour voir ce qui est intolérable, inadmissible, inacceptable, insupportable, injuste, manipulateur, troublant…etc…Et attire notre attention dessus. C’est son travail et il le fait constamment. Le défi, c’est que lorsque nous prêtons attention à ce qui est intolérable, inadmissible, inacceptable, insupportable, injuste, manipulateur, troublant…Nous perdons le contrôle de nos émotions. C’est pour cela que les gens qui pensent qu’ils connaissent leurs droits, prérogatives, privilèges sont souvent très frustrés et perdent le contrôle de leurs émotions, font du bruit face à ce qui est intolérable, inadmissible, inacceptable, insupportable, injuste, manipulateur, troublant.

 

Est-ce que cela veut dire qu’il faut ignorer ses droits ? Non pas du tout. Tout dépend de celui contre qui vous voulez les exercer. Si vous voulez les exercer contre le monde extérieur (le système, les autres…), vous devenez une victime ambulante, vous êtes vulnérable, frustré et irritable tout le temps.

 

Beaucoup de gens tombent dans le piège de la victimisation face à tout ce qui est intolérable, inadmissible, inacceptable, insupportable, injuste, manipulateur, troublant et PERDENT LE CONTROLE de leurs émotions alors que le simple fait de dire : « Ce n’est pas grave. Ce n’est pas de leurs fautes » fait tomber automatiquement leur tension. La question est de savoir si vous voulez faire tomber votre tension ou la faire monter. Si vous voulez la faire tomber, dites : « Ce n’est pas grave. Ce n’est pas de leurs fautes ». Ce n’est jamais bête de se faire du bien à soi-même.


L’habitude d’assumer ses responsabilités


Lorsqu’un collaborateur est en défaillance et que vous vous dites : « Je ne suis pas sûr qu’il ait compris ce que je lui ai expliqué. Il y a certainement quelque chose que je ne lui ai pas bien expliqué. Je pense qu’on va reprendre le processus », votre tension va baisser automatiquement. La question est de savoir si vous voulez faire baisser votre tension (faire preuve de maitrise émotionnelle) ou perdre le contrôle de vos émotions.

Si vous voulez garder votre maitrise émotionnelle, assumez.

Un exemple : Lorsqu’une personne plaide coupable au tribunal est plus sereine que la personne qui plaide coupable. Lorsque nous commettons une erreur en tant que leader, nous contenons nos émotions que lorsque c’est un collaborateur ou un partenaire qui commet exactement la même erreur. Curieusement lorsque nous commençons par nous dire « Mais mon assistant aurait dû attirer mon attention… », c’est-à-dire que lorsque nous nous mettons à chercher le problème dehors, nous perdons à nouveau le contrôle de nos émotions.

 

Comment garder le contrôle de ses émotions ? Assumer ! Une personne responsable est toujours plus ZEN et SEREINE qu’une personne qui ne veut pas assumer ses responsabilités. C’est cela le paradoxe de la maitrise émotionnelle. Il suffit que vous ayez souvent l’habitude d’assumer et vous développez une grande maitrise émotionnelle. Mais il suffit que vous voyiez toujours le problème dehors, vous devenez la personne la plus irritable et la plus belliqueuse que vous connaissez.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مرداد ۹۶ ، ۱۰:۱۴
شهلا دوستانی


9 روش برای رهبران تا بر احساسات خود غلبه کنند

(قسمت اول)


ترجمه زیر یکی از مطالب هرمان کاک پو است. ایشان تاکنون 25 کتاب در مورد رهبری نوشته اند و کارگاه های زیادی در این رابطه برگزار کرده اند. از آنجایی که مطلب طولانی است ترجمه آن را در چند قسمت در این وبلاگ می آورم . امیدوارم مورد استفاده عزیزان قرار گیرد.



 

غلبه بر احساسات یکی از بزرگترین چالش های ما رهبران قرن 21 است. چگونه می توان با آن در هر موقعیتی مقابله کرد و در هر حال منطقی بود و کنترل خود را از دست نداد.

افزایش توانایی مهم در کنترل احساسات مطمئنا آسانترین تمرین دنیا نیست.

اما آسانی وسیله ای بسیار نایاب در دنیای موجودات زنده است. رهبرانی که  در خود این وسیله ی نایاب را ایجاد کرده اند، می توانند به اثبات برسانند که بر احساسات خود تساط دارند. بلی، بهترین روش برای اندازه گیری کارایی یک رهبر،اندازه گیری این مسئله است که تا چه درجه می تواند احساسات خود را کنترل کند. باید بر آشوبهای درونی غلبه پیداا کند، باید بتواند خو را نگه دارد تا اعتبار خود را بعنوان رهبر حفظ کند. تکنیکهای که در پی گفته خواهد شد تکنیکهایی هستند که من اغلب بکار می برم و بیشترهوادارانی که برنامه های آموزشی من را را دنبال می کنند این تکنیکها را برای غلبه بر احساسات خود بکار می برند.  من در اینجا شما را از آن مطلع می کنم.


·        اولویت در " حس خوب داشتن" است

هدف از زندگی، شاد بودن ، احساس رضایت داشتن و و مفید بودن برای چیزی (در دنیا) است. افراد کمی هستند که بگویند غیر از این  هدف دیگری دارند. و چالش اینجاست، وقتی تحت فشار هستیم، ما توانایی تمرکز براداره و هدایت  موضوع مورد نظرمان را در واقع  از دست می دهیم.

شخصی که احسا س رضایت دارد، همواره بدنبال شیوه ای است تا بتواند احساساتش را کنترل کند. او برای داشتن احساس خوب نیازمند شیوه های عملی است که این موضوع را در اولویت قرار دهد.

به عنوان مثال، عموما ما فکر می کنیم ، این عمل عصبانی شدن وعصبانیت خود را روی کسی خالی کردن به ما آرامش می دهد. مسئله اینست، وقتی ما عصبانی هستیم، آن را در خود نگه می داریم و چندین ساعت قبل از اینکه فرصت داشته باشیم آن را روی مردم خالی کنیم می گذاریم چند روز ما را حسابی ناراحت کند. خبر بد اینکه ما همیشه موفق نمی شویم همه چیز را خالی کنیم.در این مدت ما به خودمان صدمه می زنیم و عذاب می دهیم. تنش ما بالا می رود والتهاب  نیروزا در بدن ما افزایش می یابد. و شب وقتی به خانه بر می گردیم تحلیل رفتیم و بکلی نابود شدیم و...

 

فکر نمی کنم که ما از اینکه مدام در رنج باشیم لذت ببریم. این وضعیت باعث بیماری های وحشتناکی می شود: سرطان، فشار خون، سکته، از دست دادن حافظه، تند خویی  و ...

مرا ببخشید، اما فقط افرادی از آزار خود لذت می برند این بیماریها را هم ایجاد می کنند. در آخر اینکه،  من متوجه شده ام به محض اینکه از کسی انتقاد می کنم یا برای کسی دسیسه می کنم عصبانی و ملتهب می شوم. این موضوع مرا آزار می دهد طوری که  اکنون ترجیح می دهم حس همدلی داشته باشم زیرا اینطوری بیش از اینکه خود را فرسوده کنم و باعث بیماریهای بدردنخور شوم، در زندگی حس خوب بودن، شادی  و مفید بودن برای دیگران پیدا می کنم.

 

·        همدلی و شفقت

این هم یک خبر خوب در رابطه با امکان افزایش تسلط بر خود و حس خوب داشتن:

وقتی ما به کسی اهمیت می دهیم، کسی راتشویق می کنیم،از کسی  تشکر می کنیم، به کسی ارزش می نهیم، مهربان هستیم و دیگرا ن را به حساب می آوریم حس خوبی به ما دست می دهد. در عوض هر وقت متهم می کنیم، انتقاد می کنیم، بی اعتبار می کنیم، تنبیه می کنیم یا دیگران را مسخره می کنیم، در خود احساس خیلی بدی داریم.

خوب برای حس خوب داشتن و غلبه بر احساسات چه باید کرد ؟ ارج نهادن، تشکر کردن، تشویق کردن، اهمیت دادن، همدلی داشتن، ارزش دادن.  آیا وقتی دیگران خربکاری می کنند اینکار را باز باید انجام دهیم  ؟ بله، تا وقتی که حس خوبی داریم و در حال افزایش غلبه بر احساسات هستیم انجام آن آسان است زیرا خوشایند بودن در نظر دیگران برای ما هم خوشایند است و نامطلوب بودن در نزد دیگران برای ما هم ناخوشایند است.

 

·        توجه به فرصتها و نتایج جالب

آخرین باری که من کارگاهی در باره ی رهبری و تسلط بر احساسات  برگزار کردم ، کسی به من گفت چیزهایی هستند که او نمی تواند تحمل کند. از او پرسیدم چه چیزی را نمی تواند تحمل کند. او گفت:

" من نمی توانم تحمل کنم که کاری بد انجام بگیرد، نمی توانم تحمل کنم که دیر سر کارشان حاضر شوند، نمی توانم تحمل کنم که به من احترام نگذارند یا نمی توانم تحمل کنم که ریاکار باشند."

از او پرسیدم آیا او اغلب عصبانی است. او پاسخ داد: "بله".

من  به او گفتم: خوب، این برای اینست که او اغلب بر آنچه درست انجام نمی گیرد، غیر قابل قبول است، غیر قابل تحمل است، ناسازگاراست، ناصحیح است ، ناممکن است ویا چیز باور نکردنی که اغلب بد است  تمرکز می کند.  پاسخ در احساس ست.  همان چیزی که مورد توجه ماست. هر چقدر شما به آنچه درست انجام نمی گیرد توجه کنید احساس بدی خواهید داشت؛ و اگر به چیزهایی که خوب پیش می رود توجه کنید احساس خوبی خواهید داشت.

آیا این به این معناست که باید از ایرادات چشم پوشی کنیم؟ خوب، اگر شما می توانید همراه با  تسلط بر احساسات خود بر ایرادات تمرکز کنید این کار را بکنید. اما گر می خواهید تسلط خود را بر احساسات قوی تر کنید، بر فرصتها و نتایج درخشان تمرکز کنید.اگر بر آنچه دوست دارید تمرکز کنید و به آن اهمیت دهید، شما تسلط بر احساس خود را حفظ کرده اید. اگر بر آنچه از آن بیزارید و ویا غیر قابل قبول تشخیص داده اید تمرکز کنید ، تسلط بر احساس خود را از دست می دهید.  


 

9 techniques de maitrise émotionnelle pour les leaders








La maîtrise émotionnelle est l’un des plus gros défis de nous les leaders du 21è siècle. Comment réussir à prendre de la hauteur face à n’importe quelle situation et toujours savoir garder la tête sur les épaules et ne jamais perdre le contrôle. Développer une excellente capacité de maîtrise émotionnelle n’est certainement pas l’exercice le plus FACILE au monde.

Mais FACILE est une denrée très rare sur la terre des vivants. Et des leaders qui savent faire preuve de maitrise émotionnelle constituent eux-aussi une denrée rare. Or, la meilleure façon de mesurer l’efficacité d’un leader, c’est de mesurer à quel point il sait faire preuve de maitrise émotionnelle. Il faut gagner ses batailles intérieures, savoir se contenir pour conserver sa crédibilité en tant que leader. Les techniques suivantes sont celles que j’utilise plus et que la plupart des clients qui suivent nos programmes de coaching utilisent pour développer la maîtrise émotionnelle. Je les partage avec vous ici.

La préférence pour le « se sentir bien dans sa peau»

Le but de la vie, c’est d’être heureux, se sentir bien dans sa peau et avoir le sentir d’être utile à quelque chose (au monde). Peu de gens disent avoir un autre but que celui-là. Le défi, c’est que lorsque nous sommes sous pression, nous perdons effectivement le contrôle du besoin de donner prééminence à cet objectif.

Une personne qui tient à se sentir bien dans sa peau trouvera toujours les moyens de garder le contrôle de ses émotions. Elle a besoin de faire preuve d’intelligence pratique pour opérer le choix préférentiel lui permettant de se sentir bien dans sa peau.

Par exemple, nous pensons en général que le fait de se mettre en colère et de la déverser sur une personne, va nous soulager. Le défi, c’est que lorsque nous sommes en colère, nous la maintenons en nous et la laissons nous brûler plusieurs jours, plusieurs heures avant d’avoir l’opportunité de la déverser sur des gens. La mauvaise nouvelle étant que nous n’arrivons pas toujours à tout déverser. Pendant ce temps nous nous faisons tellement du mal et nous rongeons. Notre tension monte et les brûlures s’accélèrent dans notre corps. Nous sommes ruinés et totalement extenués le soir quand nous rentrons chez nous. etc.

Je ne pense pas que nous prenons du plaisir à vivre ces douloureux instants. Les maladies que cela nous causent sont terribles : le cancer, la tension artérielle, les AVC, la perte de mémoire, l’irritabilité….

Pardonnez-moi, mais il n’y a que les gens qui prennent du plaisir à se faire du mal eux-mêmes qui se causent ces choses. Dernièrement, j’ai remarqué que j’ai des irritations et des picotements dès que je commence à critiquer et à aller en cabale contre quelqu’un. Cela me ronge tellement que je préfère maintenant être compatissant parce que je tiens vraiment à me sentir bien dans ma vie, être heureux et avoir le sentiment d’être utile aux autres plutôt que de me ronger et me causer de la maladie inutilement.

 

La compassion et l’empathie

Voici une bonne nouvelle au sujet de la possibilité de développer la maitrise de soi et se faire du bien à soi-même :

 

Lorsque nous apprécions, encourageons, remercierons, valorisons, sommes compatissants et donnons de la considération aux autres nous nous sentons bien. Par contre lorsque nous accusons, critiquons, dévalorisons, punissons, bafouons les autres nous nous sentons très mal dans notre peau.

Alors que faire pour se sentir bien dans sa peau et renforcer sa maitrise émotionnelle ? Apprécier, remercier, encourager, considérer, être compatissant, valoriser. Est-ce qu’il faut le faire même lorsque les autres foutent la merde ? Oui, c’est facile à faire lorsqu’on tient à se sentir bien dans sa peau et développer la maîtrise émotionnelle car C’est agréable d’être agréable avec les autres et c’est désagréable d’être désagréable avec les autres.

La concentration sur les opportunités et les résultats intéressants

La dernière fois que j’animais un atelier sur le leadership et la maîtrise émotionnelle, quelqu’un me disait qu’il y a des choses que lui ne supporte pas. Je lui ai demandé ce qu’il ne supporte pas. Il me répondit :

 

« Je ne supporte pas que le travail soit mal fait. Je ne supporte pas qu’on vienne en retard. Je ne supporte pas qu’on me manque de respect. Je ne supporte pas qu’on soit hypocrite ».

 

Je repris la parole pour lui demander s’il s’énerve souvent. Il me dit « OUI ».

Alors, j’ai enchainé pour lui dire que c’est parce qu’il se concentre souvent sur ce qui ne va pas, ce qui est inadmissible, intolérable, insupportable, injuste, impossible, incroyable qu’il a souvent mal. L’émotion est une réponse. La réponse de la part de ce à quoi nous prêtons attention. Si bien que lorsque vous prêtez attention à ce qui ne va pas, vous avez mal. Et si vous prêtez attention à ce qui va, vous vous sentez bien.

Est-ce que cela veut dire qu’il faut négliger ce qui ne va pas ? Si vous pouvez vous occuper de ce qui ne va pas, sans perdre votre maitrise émotionnelle, occupez-vous en. Si vous voulez renforcer votre maitrise émotionnelle, prêtez attention aux opportunités et aux résultats intéressants. Si vous faites attention à ce que vous aimez et appréciez, vous allez conserver votre maitrise émotionnelle. Si vous faites attention à ce que vous détestez et trouvez inacceptable, vous perdez la maîtrise émotionnelle.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ تیر ۹۶ ، ۱۰:۲۴
شهلا دوستانی